خبری
·
مرور دهه به دهه سینمای دفاع مقدس|دهه60، در جبهه غرب خبرهایی است!
در دهه 60 دوربینها برای تازهترین پدیدههای انسانی در سینمای ایران به نام شهادت و دفاع مقدس به جبههها رفتند.
فرهنگی
گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدباقر صنیعی منش: سینمای دفاع مقدس به عنوان ژانر یونیک سینمای ایران، با آغاز جنگ تحمیلی کار خود را شروع کرد. این آغازگری بسیار همگام که میتوان آن را در سنت واکنش سریع سینمای ایران نسبت به وقایع و حوادث دانست.
سینمای دفاع مقدس نیز مانند دیگر گونههای سینمایی ایران از اجتماعی تا کمدی گرفته فراز و نشیبهای فراوان داشته و دارد. از سینمایی که روزگاری تصویر قهرمانان را نشان میداد تا زمانی که فیلمهای به اصطلاح ضدجنگ تولید شدند. بنابراین میتوان از مفهومی به نام وضعشناسی سینمای دفاع مقدس نام برد. وضعیتهایی که تقریباً هر کدام در یک دهه ادامه داشتند و متاثر از سیاستهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسایل روز جامعه نیز بودند.
در گزارشهایی که به مناسبت هفته دفاع مقدس منتشر میشود، سراغ بررسی دهه به دهه خواهیم رفت. گزارشهایی که البته نه امکان بررسی صفر تا صد و همه جانبه را دارند و نه البته مختصراً بخواهد تنها یک جنبه را در نظر داشته باشد. شاید بازخوانی این گزارشها بتواند حدقل به فهم بهتر این پدیده مهم سینمای ایران کمک کند تا بتوانیم ضمن پیشبینی آنچه در ادامه برای سینمای دفاع مقدس رخ دهد، به یک آیندهنگری بسیطی از آن برسیم.
دهه 1360؛ طلوع قهرمانان، تبلیغ جنگ و آنچه سینما به آن نیاز داشت
از هر سو صدای مارش نظامی و مداحی حاج صادق آهنگران شنیده میشود. دسته دسته جوانان و مردان با لباسهای خاکی و سربند سوار اتوبوسهایی میشوند که راهی جبههها میشوند. دود اسفند همهجا را با صدای صلوات آغشته کرده است. دلها لرزان است و اشکها بر دیدهها روان.
از اینجا تا جبهههایی که انفجار و تیر و گلوله حاکم است، صحنههایی از دل زندگی و زمانه بودند برای تولید فیلمهایی که بازنمایی و نمایش خاصترین پدیده تاریخ ایران برای سینما باشد. جبههها اما داستان دیگری داشتند، مکانهایی ناشناخته که برای اولین بار دنیایی برای فیلمسازان جوانی بودند که تازه به میدان پا گذاشتهاند. خاکریزهایی که در آنها انفجار، جنگیدن و شهادت معنا داشت. و البته رزمندگان ما با معنویت به جنگیدن در همان خاکریزها معنای دیگر بخشیده بودند. قرار بود تصویری اینچنین آنهم برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران!
شهیدان دیگر پدیدههایی هستند که تا بحال دنیای سینمای ایران از آنان نه تنها تصویری ندارد بلکه فهمی ندارد. برای تصویر شهادت و شهیدان چه باید کرد؟ برای کنشهای انسانی و فعل و انفعالات دیگری که حول محور این جنگ رخ میدهد، چه تصویری را با ابزارهای سینمایی میتوان خلق کرد؟
انقلاب شده است و نسلی از فیلمسازان جوان که از دل جریانی به نام حوزه هنری انقلاب اسلامی په به میدان گذاشتهاند، قصد دارند تا فیلمهای جنگی و جبههای بسازند.
همین میشود که دوربینها روی دوش مستندسازان و فیلمسازان قرار میگیرد و از خیابان تا میدان جنگ در قاب تصویر خلق میشود. اما جبههها در اولویت بود زیرا میدان جنگ و خط مقدم دفاع از وطن و کشور است. از این رو جریان فیلمسازی دفاع مقدس جان میگیرد و شاهد چیزی حدود 60 فیلم سینمایی درباره دفاع مقدس در این دهه میشویم. فیلمهایی که در سختترین شرایط با کمترین امکانات ممکن ساخته میشود.
میتوان وضعشناسی کلی یا بهتر است بگوییم جوهره فیلمهای دهه اول سینمای دفاع مقدس را، روایتگری ایثار و شهادت بدانیم. فیلمها عمدتاً در جبههها و بدور از پیامدهای اجتماعی جنگ روایت میشوند. از این رو فیلمها جنبههای اجتماعی خاصی ندارند و در گونه جنگی و اکشن ساخته شدهاند
نگاتیوها توسط بنیاد سینمایی فارابی ارایه میشود و تجهیزات لازم هم توسط ارگانهایی مانند همین نهاد، حوزه هنری، بخش سینمایی بنیاد مستضعفان و... تامین میشود. رنج و شوق فیلمسازی این ژانر باعث میشود تا سینمایی ماندگار با روایتهایی جذاب، ساخت و پرداخت حرفهای و هنرمندانه و محبوب برای مردم در میانه جنگ ساخته شود.
مرز، جمشید حیدری-1360، دیار عاشقان، حسن کاربخش-1362، عقابها، سامویل خاچیکیان-1363، پلاک، ابراهیم وحیدزاده-1364، پرواز در شب، رسول ملاقلیپور-1365، کانیمانگا، سیفالله داد-1366، دیدهبان، ابراهیم حاتمیکیا-1367، عبور، کمال تبریزی-1367، مهاجر، ابراهیم حاتمیکیا-1368، در مسلخ عشق، کمال تبریزی-1368، افق، رسول ملاقلیپور-1368، عملیات کرکوک، جمال شورجه- 1369 تنها چند فیلم مطرح این جریان هستند و چندین فیلم دیگر باقی مانده است.
مرز اولین فیلم سینمایی دفاع مقدس
نقش معنوی امام خمینی و عاشورا در فرهنگ دفاع مقدس
بنابراین میتوان وضعشناسی کلی یا بهتر است بگوییم جوهره فیلمهای دهه اول سینمای دفاع مقدس را، روایتگری ایثار و شهادت بدانیم. فیلمها عمدتاً در جبههها و بدور از پیامدهای اجتماعی جنگ روایت میشوند. از این رو فیلمها جنبههای اجتماعی خاصی ندارند و در گونه جنگی و اکشن ساخته شدهاند. عملیاتهای جنگی، تکها و پاتکها و حماسهسازیها و شکستها آنقدر سریع و یکی بعد از دیگری در حال رخ دادن است . خرده پیرنگهایی که میدان به دنبال دارد مانند نبردهای هوایی (عقابها و کانیمانگا) و یا میدان مین (عبور از میدان مین1362جواد طاهری)، ارتباط میان فرمانده و سرباز (دیدهبان)، عملیاتها (افق و پرواز در شب) شخصیتهای گوناگون نظامی و رزمی هرکدام منجر به ساخت فیلمهای متفاوتی در جریان جنگ میشوند.
ناگفته نماند که در راس فضای جبههها احساس معنوی میان رزمندگان با شخص امام خمینی (ره) و حس و حالات حسینی مانند توسلات و هییات در شکل یک واقعیت ملموس جبههها یعنی فرهنگ ایثار و شهادت غیرقابل انکار است. گویی تمام جبهه یعنی شهادت که نه تنها خودش را در لابلای فیلمها نشان میدهد بلکه به یکی از نماهای ثابت بسیاری فیلمها و حتی پایانبندی تبدیل میشود. چنانچه در دیدهبان، مهاجر،عقابها یا افق میبینیم.
.
سکانس عاشورایی فیلم افق
این اتمسفر که مدام در حال تنوع و شکلگیری است گویا زمانی به فیلمسازان برای بازگشت به شهرها برای دیدن جنبههای دیگر جنگ نمیدهد. اینگونه است که دهه 60 را میتوان دهه فیلمهای حماسی و تبلیغی برای جنگ و تصویری کلان از فرهنگ ایثار و شهادت دانست.
البته این به معنای عدم ثبت هیچ تصویر نیست و فیلمی مانند «باشو غریبه کوچک» دقیقاً از زاویهای دیگر به جنگ نگاه میکند که بعدها در دهه 70 و 80 در فیلمهای دیگر جنگی نیز دنبال شد: آسیبهای جنگ در جامعه. البته بهرام بیضایی جنسی متفاوت از فیلمسازان دفاع مقدسی مانند رسول ملاقلی پور یا ابراهیم حاتمیکیا داشت و از نسل قبل انقلاب با فیلمهای درام اجتماعی و اسطورهای و آیینی بود اما به خاطر دغدغههای اجتماعیاش یکی از زیباترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران را درباره اشتراکات انسانها در زمان جنگ ساخت.
نمایی از باشو غریبه کوچک
فیلمها اما از نظر مخاطب بسیار مورد مقبول واقع شدند به طوری که فیلم «عقابها» هنوز هم پرمخاطبترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته میشود. همچنین در جشنواره فیلم فجر نیز فیلمهای دفاع مقدس توانستند جوایزی را کسب کنند.
اگر قرار باشد دیگر جنبههای این وضعشناسی را در نظر بگیریم نباید نقش سیاستگذاران فرهنگی را از نظر دور داشته باشیم. سکانداران معاونت سینمایی وزارت فرهنگ که در روزهای نخست کار خود، هنوز ارتباط منسجم و پویایی نه تنها با سینمای دفاع مقدس بلکه با سینمای بدنه ایران نیز ندارند. هنرمندانی را ممنوعالکار کردهاند و دیدگاهی موسوم به حمایت، هدایت و نظارت در سینما دارند که نتیجه آن نوعی کنترلگری نامحسوس اما جدی بر سینمای ایران بود. نتیجه این روند را مشخصاً در توقیف «برزخیها» میتوان دید.
میرحسین دنبال توقیف "برزخیها" بود/ تخریب جریان هنر انقلابی توسط مخملباف + فیلم
فیلمی با بازی بازیگران قبل انقلاب مانند فردین و ملکمطیعی و ایرج قادری که از قضا مورد پسند بچههای جبهه هم قرار گرفته اما در نهایت با دستور سرپرست وزارت فرهنگ وقت یعنی نخست وزیر میرحسین موسوی توقیف میشود.
نمایی از «برزخیها» با بازیو کارگردانی ایرج قادری
این تیم در معاونت سینمایی وزارت ارشاد سید محمد خاتمی با ریاست میدانی سید محمد بهشتی مشغول به کار هستند که میان آنها با تیمی که از حوزه هنری عملاً میداندار روایتگری سینمای دفاع مقدس است اختلافات فکری و نظری وجود دارد. البته فارابی راه را برای فعالیت سینمایی این بچهها نمیبندد اما گویهها و درد و دلهای آنها پیش سیدمرتضی آوینی و یا مرحوم مهدی مسعودشاهی مدیر وقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نشان میدهد که دل چندان خوشی هم از ارشادیها ندارند.
آوینی در مطالبی صریح و عیان درباره جریان روشنفکری غالب در جشنواره فیلم فجر با دبیری سیدمحمد بهشتی و سینمای روز ایران میگوید: ما در جست وجوی چه هستیم؟ جلوه فروشی و شهرت طلبی؟ تکنیک برتر؟ کسب وجهه دموکراتیک در نزد غربیها و غربزدگان؟ پرورش سینماگرانی که بتوانند جوایز جشنوارههای از ما بهتران را درو کنند؟ اعتراف به 10 سال اشتباه؟! از بین بردن و انکار همه دستاوردهای گرانقدر 8 سال دفاع مقدس؟... و یا همراهی و همزبانی با امتی که علمدار مبارزه برای احیای اسلام در سراسر جهان هستند؟ کدام یک؟
اعتراض شهید آوینی به جریان بهشتی و جشنواره فیلم فجر چه بود؟/سینمایی که خلاف مسیر هویت ایرانی حرکت کرد
شهید آوینی اعتراض خود را به صورت روشنتر اینگونه بیان میکند: حرف ما این نیست که سینمای جنگ باید در دستور کار جشنواره قراربگیرد، بلکه میگوییم که سینمای مبارزه باید منظر غایی و مقصود نهایی جشنواره و دستاندرکاران محترم امور سینمایی کشور باشد. اگر امت مسلمان ایران، هویت حقیقی خویش را در مبارزه یافته است، سینمای ایران نیز باید هویت مستقل خویش را در سینمای مبارزه پیدا کند. اعتراض اصلی ما به سینمای ایران متوجه همین معنا است که چرا سینمای پس از انقلاب، هویتی ایرانی ندارد و چرا سینمای ایران از جواب گفتن به غایات فرهنگی و انقلابی این امت عاجز است و چرا اصلا سیاستگذاران سینمای ایران، سینما را، چون رسانهای که ماهیتاً میتواند منشا تحولات فرهنگی باشد باور نکردهاند؟
مشخص است که حرف آوینی و همراهانش این است که جنگ و دفاع مقدس آنطور که شایسته است مورد توجه بنیاد فارابی و در کل دولت وقت قرار نگرفته است وگرنه به طور کلی آنها نیز در حمایت و تولید نقش داشتند تا جایی که فارابی هم تصمیم گرفت که از غافله سینمای دفاع مقدس عقب نماند و بخشی را برای جنگ در نیمه دوم دهه 60 در این بنیاد راهاندازی کرد. براساس اطلاعاتی که بنیاد فارابی منتشر کرده است دو فیلم «افق» 1368 و «دیدهبان» 1367 را تولید کرد که البته جزو فیلمهای مهم جنگ به حساب میآیند.
بنابراین روزگار دهه 60 با پایان جنگ و فوت امام خمینی (ره) وارد عرصه دیگری از سینمای دفاع مقدس میشود که در گزارش بعدی آن را دنبال خواهیم کرد.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗