خبری ·

اینجا کسی ساعت نمی‌زند؛ روایت مردانی که امنیت، تمامِ شیفت زندگی‌شان است

امنیت، وقتی هست، کمتر دیده می‌شود. شاید برای همین است که خیلی از ما، صبح که از خانه بیرون می‌آییم، کمتر به این فکر می‌کنیم که شب گذشته چه کسانی بیدار بوده‌اند تا شهر آرام بماند؛ چه کسی در سرمای یک پاسگاه مرزی نگهبانی داده، چه کسی کیلومترها دورتر از خانواده‌اش در یک جاده خلوت ایستاده، چه کسی نیمه‌شب برای یک ماموریت اضطراری از خواب برخاسته و چه کسی مدت‌ها در انتظار دیدن خانواده‌اش دلتنگ مانده است.
امنیت، وقتی هست، کمتر دیده می‌شود. شاید برای همین است که خیلی از ما، صبح که از خانه بیرون می‌آییم، کمتر به این فکر می‌کنیم که شب گذشته چه کسانی بیدار بوده‌اند تا شهر آرام بماند؛ چه کسی در سرمای یک پاسگاه مرزی نگهبانی داده، چه کسی کیلومترها دورتر از خانواده‌اش در یک جاده خلوت ایستاده، چه کسی نیمه‌شب برای یک ماموریت اضطراری از خواب برخاسته و چه کسی مدت‌ها در انتظار دیدن خانواده‌اش دلتنگ مانده است.