خبری
·
اندیشهی ایرانساز
راهبرد رهبر شهید در مقابله با تهاجم فرهنگی، تقویت، اعتمادسازی و میداندادن به نیروهای معتقد به انقلاب بود.
حوزه امام و رهبری
به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، امام شهید حضرت آیت الله خامنهای (قدس الله نفسه) در طول دوران رهبری و امامت خود سخنرانیها و پیامهای بسیار مهم و تعیین کنندهای داشتند که بازخوانی آن به روشنی میتواند اندیشه سیاسی و تحلیلی ایشان را نشان دهند و راهنمای عمل خوبی برای مسیر پیش روی کشور باشد.
از مهمترین سخنرانیهای رهبر شهید سخنرانی است که در 21 مرداد سال 1371 رهبر شهید حضرت آیتالله خامنهای (قدس الله نفسه) درباره مواجهه فرهنگی تمدن ایران و غرب ایراد کردند. در این دیدار که با حضور جمعی از کارگزاران فرهنگی کشور از مطبوعات و صداوسیما گرفته تا آموزشوپرورش و موسسات هنری و تبلیغی برگزار شده، معظم له به تبیین یکی از مهمترین دغدغههای راهبردی نظام جمهوری اسلامی یعنی «مسیله مواجهه فرهنگی ایران با تمدن غرب» پرداختند. ایشان در بیانات خود در این باره با تفکیک دو مفهوم بنیادین «تبادل فرهنگی» از «تهاجم فرهنگی» چارچوبی تحلیلی برای فهم روابط فرهنگی میان ملتها و مشخصا جامعه ایران و تمدن غرب ارایه دادند و سپس با مروری تاریخی بر روند نفوذ فرهنگی غرب در ایران، از دوران قاجار تا پس از جنگ تحمیلی، به تشریح راهبرد دشمن و راههای مقابله با آن پرداختند. این گزارش درنگی دارد بر آن سخنرانی مهم.
تفکیک تبادل فرهنگی از تهاجم فرهنگی
نقطه عزیمت تحلیل رهبر شهید، تمایز میان دو پدیدهای بود که در نگاه نخست شبیه به هم جلوه میکنند اما در ماهیت، کاملاً متفاوتاند. از دید ایشان، تبادل فرهنگی امری ضروری و همیشگی در تاریخ ملتهاست. ملتها در رفتوآمد خود، آداب زندگی، دانش، اخلاق کار و حتی دین را از یکدیگر میآموزند و این آموختن به انتخاب آزادانه خود ملت و با هدف تکمیل فرهنگ بومی صورت میگیرد. ایشان حتی گسترش اسلام در بخشهایی از شرق آسیا را نمونهای از همین تبادل خواندند که از مسیر رفتوآمد تجار و سیاحان ایرانی و نه از راه تبلیغ رسمی یا جنگ، حاصل شده بود.
در مقابل، تهاجم فرهنگی زمانی رخ میدهد که مجموعهای سیاسی یا اقتصادی، برای مقاصد سلطهجویانه و به قصد اسیر کردن یک ملت، عناصر فرهنگی خود را بهزور و با هدف جایگزینی باورهای بومی بر آن ملت تحمیل میکند. رهبر شهید این تفاوت را با یک تمثیل روشن بیان کردند و می فرمایند که ملتی که دست به تبادل فرهنگی میزند، مانند کسی است که آگاهانه دارو و غذای مناسب خود را انتخاب میکند، اما ملت مورد تهاجم، به بیماری میماند که دشمن بدون رضایت او، آمپولی مسموم به او تزریق میکند. جدول زیر محورهای اصلی این تفکیک را در آرای امام شهید نشان میدهد:
ریشههای تاریخی تهاجم فرهنگی در ایران
رهبر شهید در این سخنرانی تحلیلی خود، نگاهی به سیر تاریخی این پدیده در ایران افکندند و آغاز آن را حاصل روندی تدریجی و نه ناگهانی توصیف کردند که از اواسط دوران قاجار، با شکلگیری جریان روشنفکری وابسته، زمینهسازی شد. ایشان با اشاره به چهرههایی چون میرزاملکمخان و میرزافتحعلی آخوندزاده، این جریان را از همان ابتدا بیمار و وابسته به قدرتهای خارجی توصیف کردند.
نقطه عطف این روند اما در نظر رهبر شهید دوران رضاخان است. دورهای که به گفته ایشان، تغییر اجباری پوشش، ممنوعیت ظواهر دینی و برچیدن نمادهای هویت ملی، همگی با قلدری و بدون هیچ پشتوانه منطقی صورت گرفت. رهبر شهید تاکید کردند که این اقدامات کار سیاستمداران استعمارگر بود که رضاخان را به چهره محبوب خود در ایران تبدیل کردند. روند این تهاجم در دو دهه پایانی حکومت پهلوی شدت و تنوع بیشتری یافت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این روند بهطور موقت متوقف شد و جامعه شاهد بازگشت خودجوش بسیاری از خُلقیات اسلامی بود، اما از میانه دوران جنگ تحمیلی و بهویژه پس از پایان جنگ که از فضای جنگ و حال و هوای فرهنگی آن فاصله گرفتیم، تهاجم فرهنگی به شکلی سازمانیافتهتر از سر گرفته شد. جدول زیر این روند را بهصورت خط زمانی خلاصه میکند:
فرهنگ بهمثابه عقبه
رهبر شهید در این سخنرانی مهم در تحلیل خود با تشبیه فرهنگ به عقبه یک جبهه جنگی، توضیح دادند که همانگونه که نیروی رزمنده در خط مقدم، بدون تغذیه، تجهیزات و پشتیبانی روحی از عقبه، توان ادامه مبارزه را از دست میدهد، ملتی نیز که عقبه فرهنگیاش -یعنی اخلاق اسلامی، ایمان و توکل به خدا- هدف بمباران قرار گیرد، در برابر فشارهای اقتصادی و نظامی دشمن آسیبپذیر خواهد شد.
از نگاه ایشان، دشمن پس از ناکامی راهبرد تهاجم نظامی و سپس محاصره اقتصادی در برابر جمهوری اسلامی، به این جمعبندی رسید که تنها راه اثرگذاری، هدف قراردادن همین عقبه فرهنگی است، زیرا ایمان و روحیه ایثار مردم از جمله رضایت خانوادههای شهدا به فداکاری فرزندانشان عاملی بود که هیچ محاصره اقتصادی یا نظامی نمیتوانست بر آن غلبه کند. به همین دلیل، به باور رهبر شهید، محور اصلی تهاجم دشمن پس از جنگ، از میدان نظامی و اقتصادی به میدان فرهنگ، اخلاق و باور دینی منتقل شد.
ابزارها و مصادیق تهاجم فرهنگی پس از جنگ
رهبر شهید در بیانات خود در اینباره در تبیین مصادیق عینی این تهاجم، به چند محور اشاره کردند:
نخست، تلاش برای به انزوا کشاندن هنرمندان و نویسندگان معتقد به ارزشهای انقلاب، از طریق بیاعتنایی نهادهای فرهنگی داخلی به آثار آنان و برجستهسازی چهرههای مخالف این جریان در مجلات ادبی و هنری.
دوم، رفتار دوگانه برخی مجامع هنری و رسانهای بینالمللی که آثار غیرانقلابی را تشویق و جایزه میدهند اما آثار دارای مضامین دینی و انقلابی را نادیده میگیرند. ایشان این رویکرد گزینشی را با عملکرد نهادهایی مانند سازمان عفو بینالملل در قبال رویدادهای مشابه در نقاط دیگر جهان مقایسه کردند.
سوم و شاید نگرانکنندهترین محور از نگاه ایشان، تلاش سازمانیافته برای فاسد کردن اخلاقی نسل جوان از طریق ابزارهایی چون آثار مبتذل تصویری و مواد مخدر، با هدف گسستن تدریجی پیوند جوانان با ایمان دینی. رهبر شهید در این بخش از اطلاعات میدانی خود درباره وقوع چنین مواردی در مدارس و شهرستانهای مختلف کشور سخن گفتند و این روند را بهمثابه فروریختن آرام و بیصدای بنیانهای اعتقادی توصیف کردند که اگر مسیولان فرهنگی نسبت به آن هوشیار نباشند، در آینده جبرانناپذیر خواهد بود.
راهبردها و توصیهها
در بخش پایانی بیانات، امام شهید انقلاب راهبرد اصلی مقابله با تهاجم فرهنگی را در یک جمله خلاصه کردند و ان اینکه باید در کار فرهنگی تکیه بر عناصر مومن و انقلابی شود. ایشان از مسیولان فرهنگی کشور از آموزشوپرورش تا وزارت ارشاد و سازمان صداوسیما خواستند تا از انزوای نیروهای متعهد و هنرمندان جوان مومن جلوگیری کنند و به آنان میدان فعالیت بدهند، بیآنکه این به معنای طرد افراد غیرانقلابی از عرصه فرهنگ باشد. ایشان همچنین با اشاره به آزادی نسبتاً گسترده مطبوعات در کشور، این اتهام را که نظام اسلامی مانع آزادی بیان است رد کردند و آن را بخشی از همان فضاسازی تهاجم فرهنگی دانستند.
جمعبندی راهبردی از بیانات را میتوان در سرفصلهای زیر خلاصه کرد:
الف. حمایت نهادی از هنرمندان و نویسندگان معتقد به ارزشهای انقلاب و جلوگیری از انزوای آنان در نهادهای فرهنگی
ب. هوشیاری مسیولان میانی و اجرایی نسبت به نفوذ تدریجی جریانهای ناهمسو در مراکز فرهنگی و رسانهای
پ. حفظ فضای نسبی آزادی بیان همراه با پاسخگویی قلمی فعال به جریانهای وابسته، بهجای سکوت در برابر آنان
ت. مراقبت ویژه از نسل جوان در برابر ابزارهای فساد اخلاقی، از جمله آثار مبتذل و مواد مخدر
ث. بازخوانی تاریخ معاصر ایران توسط نسل انقلابی، برای شناخت دقیق ریشهها و مراحل تهاجم فرهنگی
سخن آخر
بیانات رهبر شهید در این دیدار فرهنگی، در حقیقت یک چارچوب مفهومی و راهبردی برای فهم رویارویی تمدن ایرانی-اسلامی با تمدن غرب ارایه میدهد. ایشان با تفکیک دقیق تبادل از تهاجم فرهنگی، نشان دادند که مسیله اصلی ارتباط با جهان نیست، افزون بر ارتباط با جهان باید ماهیت، جهت و اراده پشت این ارتباط را محل توجه قرار داد. تحلیل تاریخی ایشان از روند تدریجی نفوذ فرهنگی در ایران از جریان روشنفکری وابسته دوران قاجار تا سیاستهای رضاخان و تشدید آن در دوران پهلوی چارچوبی است که همچنان در ادبیات راهبردی نظام جمهوری اسلامی بازتاب دارد.
راهبرد نهایی پیشنهادی ایشان، یعنی تکیه بر نیروهای فرهنگی مومن و جلوگیری از انزوای آنان، میتوان جمعبندی عملی این تحلیل دانست. مقابله با تهاجم فرهنگی از طریق تقویت، اعتمادسازی و میداندادن به نیروهای معتقد به آرمانهای انقلاب اسلامی سیاست مورد تاکید رهبر شهید در اینباره است. این رهیافت، در کنار هوشیاری نسبت به ابزارهای نوین نفوذ فرهنگی، همچنان بهعنوان یکی از مهمترین میراث فکری رهبر شهید در حوزه فرهنگ باقی مانده است.
اندیشهی ایرانساز |بازخوانی نقشه راه دوران حکمرانی امام شهید
اندیشهی ایرانساز | آسیب شناسی خواص در نظام اندیشگی امام شهید
اندیشهی ایرانساز | آسیب شناسی «اصلاحات» در شوروی و ایران
اندیشهی ایرانساز | راهنمای عمل برای جلوگیری از استحاله نظام اسلامی
اندیشهی ایرانساز |مروری بر راهبردهای آیندهساز
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗