خبری
·
آخرین هدیه آقای کشوردوست به استقلال و سربلندی ایران
او شهادت خویش را با دستخط و اختیار خودش امضا کرد و این امضا،به سیاق و عادت تاریخ جاودانه است.
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سید ناصر حسینیپور نویسنده کتاب تقریظی «پایی که جاماند» در یادداشتی در رثای شهادت رهبر شهید انقلاب نوشت: «خرداد سال 1369 که خبر رحلت امام راحل و عظیمالشان در اردوگاههای اسرا در عراق پیچید، سراسر اردوگاه را غم و عزا و حسرت و اندوه فرا گرفت. خوشحالی و یزلۀ افسران و زندانبانهای بعثی نیز زخمی بر زخمهایمان افزود. در هجوم سرنیزههای درد و غم و عزا به تن و روح مجروح و و خسته و نحیفمان، تنها خبری که دلهای اسیران دربند را خوشحال نمود و نور امید و حرکت و بیداری به فضای غمناک و غم گرفتۀ اردوگاه افشاند، خبر انتخاب حضرت آیتالله خامنهای به عنوان پیشوا و ولی جامعه اسلامی بود. خبری که مرحمی بود بر دلهای داغدارمان.
به آغوش وطن بازگشتیم و سالها از زمزم زلال و اندیشه ناب این حکیم دانا و وارسته و دشمنشناس شربت بیداری و بصیرت و معرفت نوشیدیم و دلخوش به بودنش.
در طول این سالها اما شاهد بودیم که چه خون دلها به دل این ولی خدا کردند و هر جا مسیر تعیین شده از سوی امام جامعه را در پیش گرفتیم به قله نزدیک شدیم، به عزت و رشد رسیدیم و هر جا از منویات او فاصله گرفتیم سیلی خوردیم و تحقیر شدیم و از قله دور.
سالها گذشت و امام و سرور و رهبرمان را در بیت رهبری و محل کارش به شهادت رساندند و خیلیها گفتند: «مگر ایشون در پناهگاه نبود؟!» درست مثل زمانی که امام اول شیعیان و آزادی خواهان عالم، علی(ع) را در مسجد و محراب عبادت به شهادت رساندند و خیلیها گفتند: «مگر علی نماز هم میخواند؟!» و تاریخ مرتب در حال تکرار است و اهل باطل همیشه شکل هماند و اهل حق نیز شبیه هم.
آقای امیرخانی شما راست میگفتید...
بی تقوایی و جنگ ادراکی و ترکیبی که سالهای سال امپراطوری رسانهای صهیونیسم و دنیای کفر و استکبار و خودفروختگان داخلی با هدف جدایی امت از امام به خورد جامعه دادند این حرفهای بیهوده و پوچ بود که رهبر ایران و خانوادهاش در پناهگاههای امن و خاص و دور از مردم زندگی میکند. رهبر ایران به کشور روسیه گریخته است.رهبر ایران به ونزویلا رفته است.رهبر ایران در سرداب حرم رضوی است.
رهبر ایران در سرداب امام زاده صالح است.رهبر ایران زندگی زیرزمینی دارد.رهبری 47 طبقه زیر زمین زندگی میکند و...
و اینجا بود که با شهادتش جامعه را بیدار و حجامت کرد که رهبر ایران نه در پناهگاه زندگی میکند، نه در زیرزمین و نه در هیچ کشور خارجی. او در دفتر ساده و بیریای خود در وسط تهران، انتهای خیابان فلسطین و کشوردوست، مشغول رتق و فتق امور مملکت داری و زندگی است و همانجا هم گودال قتلگاهش شد توسط یزیدیان و شمرهای زمانه.
گاهی بهای توجیه و اثبات یک حقیقت، خون امام جامعه است، برای پذیرفتن یک حقیقت که در جنگ ادراکی وارونهسازی شده است.
بله او در انتهای خیابان کشوردوست، اربا اربا شد و کشوردوستتر و ایرانیتر از هر ایرانی، پای آرمانهای ایران و اسلام ایستاد و در ماه مبارک رمضان خودش و خانوادهاش به استقبال یک شهادت عاشورایی و تاریخساز رفتند.
او در همین جا و در کنار ما به استقبال شهادت رفت. نه مثل رضاشاه در جزیره موریس، نه مثل محمدرضا پهلوی در مصر، نه مثل احمدشاه در پاریس و نه مثل محمدعلی شاه قاجار در ایتالیا جان داد.
او حتی نوع شهادتش را هم خودش انتخاب کرد، تا بساط حاکمیت امریکا را در منطقه برچیند. او شجاعانه ماند و خودش و دخترش و نوه اش و عروسش و دامادش در راه ایران فدا شدند. او شهیدانه زندگی کرد تا شهید شد.
نحوه رفتنش از این عالم خاکی، همانگونه بود که نحوه زیستنش بود. او صحنه مرگ را برای خودش طوری چید که فقدانش از تمام آنها که موجودند، بیشتر انرژی و انگیزه و همت دفاع از وطن ببخشد به مردمانی که رهبرشان بود. سبک شهادتش، آخرین هدیهاش بود به استقلال و سربلندی ایران.
او شهادت خویش را با دستخط و اختیار خودش امضا کرد و این امضا، نه به مثابه شعر و شعار، بلکه به سیاق و عادت تاریخ، جاودانه است.
او شباهتهای شهادتش با جد شهیدش حسین بن علی را برای بیداری دوباره جامعه انسانی به رخ تمام یزیدصفتان و اپستینیان زمان کشید. حسینی بود و از نسل امام حسین(ع). همانند مولا و ارباب و سالارش به همراه خانواده و یاران به شهادت رسیدند. با زبان تشنه به شهادت رسیدند. توسط شقیترین افراد زمانه خود به شهادت رسیدند. امان نامه شمر زمان را نپذیرفت. شهادت او باعث اصلاح در امت جدش در جهان اسلام شد. خط ولایت از طریق فرزندانش ادامه پیدا کرد.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗