اقتصادی
·
جنگ اوکراین عامل افتادن آلمان به دام وابستگی گازی به آمریکا
یک نشریه آلمانی جنگ اوکراین را عامل رهایی آلمان از وابستگی به گاز روسیه و افتادن در دام آمریکا دانست.
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، نشریه فوکوس در مطلبی نوشت: آلمان به دلیل وابستگی به گاز روسیه تا به حال هزینه گزافی پرداخته است. اما حالا در سایه جنگ اوکراین اهمیت گاز طبیعی مایع آمریکا در آلمان و اروپا در حال افزایش است و همراه با آن، یک خطر سیاسی جدید برای تامین انرژی اروپا ایجاد می شود.
آلمان در حالی با تحمل برخی مشکلات از وابستگی به گاز روسیه جان سالم به در برده است که داستان وابستگی این کشور به گاز به هیچ وجه تمام نشده است.
انفجار در نزدیکی ایستگاه قطار آلمان با 2 زخمی
حالا حدود چهار سال پس از حمله روسیه به اوکراین، بخش بزرگی از گاز طبیعی مایع که آلمان و اروپا را تامین میکند، از ایالات متحده آمریکا میآید.
از قضا، در دوران دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا یک سوال قدیمی دوباره مطرح شده است و آن این است که این مسیله چقدر خطرناک است که یک تامینکننده بزرگ انرژی بتواند همزمان قدرت سیاسی خود را بر اروپا اعمال کند؟
در نگاه اول، منابع تامین گاز آلمان امروزه به طور قابل توجهی متنوعتر از قبل از جنگ اوکراین است. طبق گزارش آژانس شبکه فدرال، در سال 2025 حدود 44 درصد از واردات گاز آلمان از طریق نروژ، 24 درصد از طریق هلند و 21 درصد از طریق بلژیک تامین میشد.
با این حال، تصویر برای گاز طبیعی مایع (LNG) متفاوت است و بیش از 90 درصد از حجمی که مستقیماً به پایانههای گاز مایع آلمان میرسد، از ایالات متحده آمریکا میآید. این رقم 10.3 درصد از کل واردات گاز آلمان را تشکیل میدهد.
با این حال، این تنها بخشی از اهمیت گاز آمریکا را نشان میدهد. آلمان همچنین از بلژیک و هلند گاز دریافت میکند. در این کشورها هم گاز مایع از خارج وارد میشود و دوباره به گاز تبدیل میشود و سپس از طریق خط لوله به سایر نقاط منتقل میشود.
پس در سطح اروپا، نفوذ ایالات متحده آمریکا حتی برجستهتر است.
طبق گزارش یورواستات، ایالات متحده در سه ماهه اول سال 2026، 57.4 درصد از کل واردات LNG به اتحادیه اروپا را تامین کرده است. اگر مقادیر بیشتری در دسترس نباشد، اروپا مجبور خواهد شد برای تامین ، با خریداران آسیایی رقابت شدیدتری داشته باشد - که فشار مشابهی را بر قیمتها وارد میکند.
آلمان به تازگی تجربه کرده است که تامین گاز یکطرفه چقدر میتواند گران باشد. قبل از حمله روسیه به اوکراین، حدود 55 درصد از گاز طبیعی آلمان از روسیه تامین میشد.
این قراردادهای مطلوب انتقال گاز از روسیه، مدتها به نفع خانوارها و بهویژه صنایع انرژیبر در آلمان بود. با این حال، در همان زمان، وقتی مسکو تحویل گاز را کاهش داد و شروع به بستن شیر گاز خود کرد، جایگزینهایی وجود نداشت.
عواقب این امر کل اقتصاد آلمان و اروپا را تحت تاثیر قرار داد. بر اساس گزارش های رسمی منتشر شده قیمت مصرفکننده در سال 2022 به طور متوسط 7.9 درصد افزایش یافت، در حالی که قیمت گاز طبیعی برای خانوارها حتی 64.8 درصد بالا رفت.
صندوق بینالمللی پول محاسبه کرد که تولید صنایع انرژیبر بین پایان سال 2021 و پایان سال 2022 تقریباً 20 درصد کاهش یافته است. قیمت واردات گاز آلمان در برخی مواقع تقریباً ده برابر بیشتر از میانگین سال 2021 بود.
در این شرایط دولت آلمان مجبور به مداخله شد و شرکت واردکننده گاز یونیپر را نجات داد و در نهایت 99 درصد از سهام این شرکت را به دست آورد. صندوق تثبیت اقتصادی هم خط اعتباری 200 میلیارد یورویی برای کنترل قیمتها و سایر اقدامات برای مقابله با بحران انرژی فراهم کرد.
تجربه با روسیه بیش از هر چیز یک چیز را نشان میدهد و آن این است که وابستگی زمانی خطرناک میشود که یک تامینکننده واحد برای عرضه یا قیمتگذاری بیش از حد اهمیت پیدا کند. با این حال، این خطر در مورد ایالات متحده امروز خود را به شکل متفاوتی نشان میدهد.
گاز طبیعی مایع آمریکا توسط چندین شرکت خصوصی تامین میشود و در بازار بینالمللی معامله میشود. بنابراین، واشنگتن نمیتواند به همان اندازه که مسکو از طریق گازپروم و خطوط لوله اصلی خود میتواند، اروپا را از تامین گاز محروم کند. با این حال، این امر مانع از نفوذ سیاسی نمی شود.
رابطه نزدیک بین انرژی و سیاست در توافقنامه تجاری بین اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا نشان داده شده است. در این توافقنامه، اتحادیه اروپا قصد خود را برای خرید محصولات انرژی آمریکایی به ارزش 750 میلیارد دلار تا سال 2028 اعلام کرده است.
اگرچه کمیسیون اتحادیه اروپا تاکید میکند که شرکتهای خصوصی در مورد خریدهای خاص تصمیم خواهند گرفت، با این وجود، این توافق وزن سیاسی تامین انرژی در دوران ترامپ را به روشنی نشان میدهد.
بنابراین، سوال اساسی نه تنها این است که آیا واشنگتن واقعاً میتواند تحویل گاز را محدود کند، بلکه به همان اندازه مهم است که آیا سیگنالهای سیاسی یا مداخلات در بازار صادرات برای تاثیرگذاری قابل توجه بر قیمت گاز اروپا کافی خواهد بود یا خیر.
قطع کامل عرضه گاز از طرف واشنگتن بعید به نظر میرسد. با این حال، واشنگتن حتی لازم نیست واقعاً تحویل گاز خود را کاهش دهد تا قیمت ها افزایش یابد. صرف انتظار برای کاهش صادرات ایالات متحده میتواند قیمتهای اروپا را افزایش دهد.
بنابراین این وابستگی جدید با وابستگی قبلی به روسیه تفاوت قابل توجهی دارد. در وابستگی جدید به آمریکا اهرم فشار کمتر در یک شیر گاز تحت کنترل مرکزی و بیشتر در واکنش بازار جهانی به سیگنالهای سیاسی نهفته است.
رافایل پیریا از موسسه اکولوژیک، توقف کامل عرضه از طرف آمریکا به عنوان اهرم فشار را «سناریویی بسیار دراماتیک» میداند. با این حال، او در مصاحبهای به احتمالات دیگری اشاره کرده و گفته است: حتی کمبود محدود نیز میتواند برای آلمان پرهزینه باشد. این کمبود باید در بازار جهانی جبران شود، جایی که خریداران اروپایی به ویژه با تقاضای آسیایی رقابت میکنند.
وی همچنین گفته است: علاوه بر این، یک نقطه ضعف نیز وجود دارد و آن این است که در پایان ماه اوت، مخازن گاز آلمان تنها کمی بیش از 53 درصد پر بودند. وزارت امور اقتصادی در حال حاضر کمبود حادی را مشاهده نمیکند، اما زمستان سرد یا قطعیهای جدید میتواند به سرعت تقاضا برای LNG را افزایش دهد.
بنابراین، درسی که از روسیه میتوان گرفت این است که نباید هیچ وابستگیای را پذیرفت.
به گفته پیریا نکتهی مهم این است که باید از اهمیت یافتن هر تامینکننده واحدی که مناقشات سیاسی با آن مستقیماً بر قیمتها، صنعت و مصرفکنندگان تاثیر بگذارد، جلوگیری شود.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗