خبری
·
روایتی از آخرین دیدار/ 48 ساعت شعرخوانی در بدرقه رهبر شهید
حضور شاعران لرستان در رویداد «آخرین دیدار»، ادای دینی شاعرانه به رهبر شهید انقلاب اسلامی بود.
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بروجرد، شعر، در بزنگاههای تاریخی، همواره زبان احساس جمعی یک ملت بوده است؛ زبانی که اندوه، دلدادگی و باور را در قالب واژهها ماندگار میکند.
هرگاه حادثهای بزرگ در تاریخ ایران رقم خورده، شاعران نیز در کنار مردم ایستادهاند و با سرودن اشعار آیینی و حماسی، روایتگر لحظههایی شدهاند که فراتر از یک واقعه، به بخشی از حافظه فرهنگی جامعه تبدیل شده است.
آیین وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز از جمله همین لحظهها بود؛ مراسمی که در کنار حضور گسترده مردم، با برگزاری رویداد ادبی «آخرین دیدار» رنگوبویی متفاوت یافت.
در این برنامه، بیش از 250 شاعر از ایران و دیگر کشورهای اسلامی به مدت 48 ساعت به شعرخوانی پرداختند و وحید اشجع، سجاد روانمرد و میثم قاسمی از بروجرد و اسد فرهمند از خرمآباد، بهعنوان نمایندگان شعر لرستان، در کنار جمعی از برجستهترین شاعران آیینی کشور، سرودههای خود را در رثای رهبر شهید انقلاب قرایت کردند.
حضور این چهار شاعر لرستانی در طولانیترین رویداد شعرخوانی تاریخ شعر و ادب ایران، بهانهای شد تا از زاویهای متفاوت به نقش شعر در ثبت و روایت رویدادهای بزرگ تاریخی بپردازیم. خبرنگار تسنیم برای بررسی ابعاد این رویداد و جایگاه آن در شعر آیینی، با وحید اشجع، شاعر آیینی بروجرد، به گفتوگو نشست.
تسنیم: رویداد ادبی «آخرین دیدار» با حضور صدها شاعر برگزار شد. ابتدا بگویید این برنامه چه ویژگیای داشت که آن را از دیگر محافل شعر آیینی متمایز میکرد؟
اشجع: رویداد ادبی «آخرین دیدار» را میتوان یکی از ماندگارترین و متفاوتترین رخدادهای تاریخ شعر و ادب ایران دانست. برای نخستینبار بیش از 250 شاعر آیینی از ایران و دیگر کشورهای اسلامی و فارسیزبان، بهمدت 48 ساعت بهصورت پیوسته در جوار پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی در مصلای تهران حضور یافتند و شعر خواندند. چنین رویدادی، هم از نظر تعداد شاعران، هم استمرار برنامه و هم فضای معنوی حاکم بر آن، کمنظیر بود.
تسنیم: فضای مراسم چگونه بود و شاعران چه آثاری را ارایه کردند؟
اشجع: شاعران در این آیین، سرودههای خود را در رثای رهبر شهید و با یادآوری خاطرات و دیدارهایشان با ایشان قرایت کردند. همین موضوع باعث شد فضای مراسم صرفاً یک محفل شعر نباشد، بلکه به صحنهای از پیوند شعر، احساس، حماسه و خاطره جمعی تبدیل شود. بسیاری از اشعار، روایت شخصی شاعران از سالهای آشنایی و دیدار با رهبر شهید بود و همین مسیله به آثار، رنگوبوی متفاوتی بخشیده بود.
تسنیم: چرا جامعه شعر و ادب کشور چنین حضوری را ضروری میدانست؟
اشجع: رهبر شهید شخصیتی فراتر از یک رهبر سیاسی داشتند. ایشان در حوزههای علمی، فرهنگی، هنری و ادبی جایگاهی ممتاز داشتند و جامعه فرهنگ و هنر ایران خود را مدیون حمایتها، هدایتها و نگاه عمیق ایشان میداند. برگزاری این رویداد در حقیقت تلاش جامعه ادبی کشور برای ادای دین به شخصیتی بود که سالها از شعر، ادب و هنر متعهد حمایت کرده بود.
تسنیم: حالوهوای مصلای تهران در روزهای برگزاری این برنامه چگونه بود؟
اشجع: توصیف آن فضا واقعاً دشوار است. از یک سو اندوه وداع با رهبر شهید وجود داشت و از سوی دیگر، شور، امید و حماسهای که در میان مردم جریان داشت. زایران ساعتها کنار محل شعرخوانی مینشستند، با دقت به اشعار گوش میدادند و با تشویقها و همراهی خود، ارتباط عمیقی با شاعران برقرار میکردند. همین همراهی، مسیولیت شاعران را برای بیان احساسات مردم سنگینتر میکرد.
تسنیم: این رویداد چگونه شکل گرفت و شاعران چگونه انتخاب شدند؟
اشجع: این برنامه به دعوت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری برگزار شد. باتوجهبه ارتباط این مرکز با شاعران برجسته آیینی، از چهرههای شاخص کشور و همچنین شاعرانی از دیگر کشورهای اسلامی و فارسیزبان دعوت شد. به باور من، چنین برنامهای با این گستردگی و استمرار، یک بدعت ارزشمند در عرصه شعر آیینی بود و نمونه مشابهی برای آن در جهان سراغ نداریم.
تسنیم: از نگاه شما، مهمترین دستاورد این رویداد چیست؟
اشجع: آنچه در حافظه تاریخ باقی میماند، اشعار خلقشده در این آیین است. شعر همیشه یکی از مهمترین ابزارهای ثبت وقایع تاریخی بوده و این آثار نیز احساسات نسل امروز نسبت به رهبر شهید را برای آیندگان روایت خواهند کرد.
تسنیم: رابطه رهبر شهید با شاعران و جامعه ادبی را چگونه ارزیابی میکنید؟
اشجع: ایشان نگاه ویژهای به هنرمندان، بهویژه شاعران داشتند. کمتر سیاستمداری را میتوان یافت که خود اهل شعر، نقد ادبی و قلم باشد. رهبر شهید در دیدارهای سالانه با شاعران، ساعتها پای شعر آنان مینشستند، با دقت گوش میدادند، نکات ادبی و محتوایی را مطرح میکردند و حتی گاهی از شاعر میخواستند برخی ابیات را دوباره بخواند تا درباره آن گفتوگو شود.
تسنیم: آخرین دیدار شما با رهبر شهید چگونه رقم خورد؟
اشجع: در آخرین دیداری که افتخار شعرخوانی در محضر ایشان را داشتم، 36 شاعر حضور داشتند. آن جلسه برای من یکی از ماندگارترین خاطرات زندگی ادبیام است، زیرا رهبر شهید با صبر و حوصله به همه اشعار گوش دادند و درباره قدرت شعر سخن گفتند. ایشان معتقد بودند گاهی تاثیر یک شعر از ساعتها سخنرانی و حتی بسیاری از ابزارهای رسانهای بیشتر است و این نگاه، شناخت عمیق ایشان از جایگاه ادبیات را نشان میداد.
تسنیم: مهمترین توصیههای رهبر شهید به شاعران چه بود؟
اشجع: ایشان شعر آیینی را بسیار ارج مینهادند، اما در کنار آن، شعر عاشقانه و آزاد را نیز در چارچوب اخلاق، عفاف و ارزشهای انسانی ارزشمند میدانستند. همواره شاعران را به مطالعه، کتابخوانی، پرداختن به فضایل اهلبیت(ع)، توجه به مسایل روز جهان اسلام و سرودن شعر درباره ظلمستیزی، غزه و تقابل جبهه حق و باطل توصیه میکردند و شعر آیینی را عاملی برای تعالی فرهنگ و هنر جامعه میدانستند.
تسنیم: برگزاری «آخرین دیدار» چه پیامی داشت؟
اشجع: این آیین برای ادای دین جامعه شعر و ادب به رهبر شهید، اعلام انزجار از عاملان شهادت ایشان و تاکید بر ادامه راه و آرمانهای ایشان برگزار شد. حضور گسترده شاعران از سراسر ایران و دیگر کشورهای اسلامی نیز نشان داد که شعر همچنان یکی از مهمترین ابزارهای انتقال اندیشه، هویت و فرهنگ انقلاب اسلامی است.
تسنیم: جایگاه شعر آیینی در لرستان و بهویژه بروجرد را چگونه میبینید؟
اشجع: شعر آیینی در لرستان، بهویژه در بروجرد، جایگاهی ممتاز دارد و میتوان بروجرد را یکی از قطبهای شعر آیینی کشور دانست. حضور سه شاعر بروجردی در این رویداد ملی و دعوت مکرر از شاعران این شهرستان برای حضور در برنامههای کشوری، گواه همین ظرفیت است. امروز بین 30 تا 40 شاعر آیینی در بروجرد فعالیت میکنند که حدود 10 نفر از آنان از چهرههای شناختهشده، صاحب کتاب و دارای آثار ماندگار هستند. همچنین انجمن ادبی صامت بروجردی از مهمترین انجمنهای شعر آیینی کشور بهشمار میرود و بسیاری از شاعران این حوزه در همین انجمن پرورش یافتهاند.
تسنیم: شعری را که در رویداد «آخرین دیدار» قرایت کردید، برای مخاطبان بازخوانی کنید.
اشجع: این شعر را در جوار پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی قرایت کردم؛ شعری که با مضامین دلتنگی، وفاداری و استقامت، بازتابی از احساس مشترک حاضران در آن آیین بود.
چشمه اشکمان شده جوشان
حالمان بی شما پریشان است
بیتو امواج خسته خزریم
خزری که بدون ایران است
در کویر نگاه تشنه ما
بودنت رنگوبوی باران داشت
سرپناهش مدام و محکم بود
هر که به سایه تو ایمان داشت
خنده بیمثال و زیبایت
مرهمی روی زخم کاری بود
با تو ای التیام دورانها
ما زمستانمان بهاری بود
میشناسیم ما تو را ای جان
با لقبهای اسوه و نستوه
درس زیبای استواری را
تو به ما یاد دادهای ای کوه
یادمان دادهای که مثل خودت
مرد باشیم و خو به غم نکنیم
تو به ما یاد دادهای این را
که سر از دست غصه خم نکنیم
منعکس میشدی چنان مهتاب
در شب تیره پر از تشویش
جای تو خالی است این شبها
جای تو خالی است بیشازپیش
ای قرار دل پریشانها
بعد از این بر که ما نظر بکنیم
ما که یک عمر با تو سر کردیم
بیتو باید چگونه سر بکنیم
گفتوگو از فاطمه پیرزادی
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗