خبری
·
زیر سقف مصلی؛ روایتی از دو همدرد در شب فراق رهبر شهید
این شب، شاید طولانیترین شبِ عمرِ من و تمامِ مردمِ ایران است.
سیاسی
به گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم، ساعت، 2 بامدادِ گرم اما سردِ تهران است! اینجا در مصلی، آسمان هم انگار بغض کرده و رویِ زمینِ موکتپوشِ کنار صحن اصلی سنگینی میکند. پاهایم از کار و تلاش زیاد رمق ندارد. اما مگر خستگی معنایی دارد؟ وقتی «پدر» نباشد، خواب معنا دارد؟
روی زمین نشستهام، میانِ دریایی از آدمهایی که هر کدام گوشهای کز کردهاند. کنارم مردی نشست؛ غریبهای که در این شبِ غریب، خیلی زود با هم «همزبان» شدیم. فیزیوتراپیست بود. با همان دستهایِ صبور و ماهرش، وقتی دید چطور از خستگیِ روحی و جسمی درهمشکستهام، با یک تکنیکِ ساده، خستگیِ تنم را گرفت!
آن دستهایِ درمانگر، شاید خستگیِ شانههایم را گرفت اما زبانش از دردی میگفت که هیچ درمانی نداشت؛ کلامش دیگر نه از تسکینِ جسم که از سوزِ داغِ جان برای فراقِ «آقای شهید ایران» حکایت میکرد.
مردی که تنها آمده بود و میگفت تا صبح قرار بود بماند. تمامِ وجودش «ولایت» بود. از همان ولاییهایی که گویی رگِ حیاتشان به این خیمه وصل است. با چشمانِ نمناک از نبودِ رهبرِ شهید میگفت؛ از بغضی که گلویش را میفشرد و تمام نمیشد.
در سکوتِ بینِ صحبتهایمان، از من پرسید: «آقا را از نزدیک دیدی؟» وقتی با دلی پر از حسرت گفتم «بله»، آهی کشید که تمامِ خستگیِ شب را به یادم آورد. گفت: «خدا را شکر که توفیق داشتی...» و بعد خودش با صدایی لرزان تعریف کرد که او هم یکبار، فقط یکبار، آقا را از نزدیک دیده است. آن لحظه، آن دیدار، تمامِ داراییِ ذهنش شده بود برای این شبِ سردِ بیرهبری.
ما دو نفر، در آن گوشهیِ مصلی، نه خبرنگار بودیم و نه غریبه؛ دو «یتیم» بودیم که داغِ بزرگِ کشورمان را با هم قسمت کردیم. او از عشقِ عمیقش به رهبرِ شهید میگفت و من به این فکر میکردم که چطور این مردِ بزرگ، با رفتنش، چتری را از سرِ این ملت برداشت که امنیتِ ما بود، آرامشِ ما بود.
حالا من ماندهام و انتظاری که تا 6 صبح ادامه دارد؛ تا لحظهای که قرار است برای آخرین بار، در حضورِ پیکرِ پاکش، «نمازِ وداع» بخوانیم. آن هم نمازی که دیگر قرار نیست پشتِ سرِ او باشد، بلکه برایِ اوست.
این شب، شاید طولانیترین شبِ عمرِ من و تمامِ مردمِ ایران است. ما اینجا بیداریم تا ثابت کنیم، اگر آقا نیست، اما راهی که ساخته، پر از رهروانی است که در شبِ وداعش، تنها رهایش نمیکنند.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗