خبری ·

ببر کاغذی امریکا در هرمز!

خبرها را که می‌خوانی، اولش فکر می‌کنی با یک شوخی طرفی، بعد کمی که دقیق‌تر می‌شوی، می‌بینی نه؛ شوخی نیست، خود ماجراست.
خبرها را که می‌خوانی، اولش فکر می‌کنی با یک شوخی طرفی، بعد کمی که دقیق‌تر می‌شوی، می‌بینی نه؛ شوخی نیست، خود ماجراست. سردبیر یک نشریه نظامی را، آن هم در آمریکا، از کار برکنار می‌کنند؛ چرا؟ چون درباره وضعیت روحی و جسمی ملوانان یک ناو هواپیمابر گزارش منتشر شده است. همان ناوی که قرار است نماد هیبت و اقتدار باشد؛ ناوی که وقتی اسمش می‌آید، قرار است طرف مقابل یاد کند که با چه ابرقدرتی طرف است. اما یک سوال ساده وسط میدان می‌ماند: اگر همه‌چیز گل و بلبل است، چرا از انتشار خبرش این‌قدر عصبانی می‌شوند؟ اگر ملوان آمریکایی در بهترین وضعیت روحی و جسمی است، چرا گزارش درباره وضعیتش باید به قیمت اخراج خبرنگار تمام شود؟ و اگر واقعاً هیچ بحرانی وجود ندارد، چرا به جای پاسخ دادن به گزارش، خبرنگار را از صحنه حذف می‌کنند؟ این همان جایی است که آدم یاد بازیهای سیاسی و قدرت نمایی پلیدشان می افتد. حالا همین نقل ماجرا را بگذارید کنار حرف‌های وزیر انرژی آمریکا درباره تنگه هرمز. یک بار گفتند نفت عبور می‌کند. بازار هم حرف خودش را زد. کشتی‌ها و بیمه‌ها و واقعیت دریا هم حرف خودشان را زدند. بعد معلوم شد فاصله میان آنچه پشت تریبون گفته می‌شود و آنچه در میدان اتفاق می‌افتد، آن‌قدرها هم کم نیست. حالا دوباره می‌گویند نفت از هرمز عبور می‌کند و نیروی دریایی آمریکا با رشادت امنیت آن را تضمین خواهد کرد. بسیار خب؛ ما هم عجله‌ای نداریم. این بار دیگر لازم نیست کسی را قانع کنید. لازم نیست توییت بزنید. لازم نیست بیانیه بدهید. لازم نیست دوربین روشن کنید و برای دنیا توضیح بدهید که آمریکا چقدر قدرتمند است. فقط بگذارید نفتکش‌ها عبور کنند. همین.