اقتصادی
·
ترامپ و هنر معامله نکردن
دنیای اقتصاد: زمانی که برج ترامپ در نیویورک تازه افتتاح شده بود و هنوز سه سال تا انتشار کتاب مشهور «هنر معامله» زمان باقی بود، دونالد ترامپ ۳۸ ساله ادعا کرد میتواند در مذاکرات تسلیحاتی با شوروی، بسیار کارآمدتر از رونالد ریگان ظاهر شود. او در سال ۱۹۸۴ در گفتگو با واشنگتنپست گفت که یادگیری همه زیروبم مسایل موشکی تنها به یک ساعت و نیم زمان نیاز دارد.
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: زمانی که برج ترامپ در نیویورک تازه افتتاح شده بود و هنوز سه سال تا انتشار کتاب مشهور «هنر معامله» زمان باقی بود، دونالد ترامپ ۳۸ ساله ادعا کرد می تواند در مذاکرات تسلیحاتی با شوروی، بسیار کارآمدتر از رونالد ریگان ظاهر شود. او در سال ۱۹۸۴ در گفتگو با واشنگتن پست گفت که یادگیری همه زیروبم مسایل موشکی تنها به یک ساعت و نیم زمان نیاز دارد. از نگاه او، اصل ماجرا تنها به مهارت ذاتی در جوش دادن معامله بازمی گشت، استعدادی که باور داشت انسان یا با آن متولد می شود یا هرگز به دستش نمی آورد. مدت ها پیش از آنکه مفهوم برندسازی شخصی وارد ادبیات کسب وکار شود، ترامپ چهره عمومی خود را تثبیت کرده بود: مذاکره کننده ای جسور، خط شکن و همواره پیروز. او این وجهه را ابتدا در ستون های نشریات عامه پسند نیویورک و سپس در قاب تلویزیون پروبال داد و آن قدر بر آن پای فشرد که این تصویر ساختگی برای هوادارانش به واقعیتی مسلّم بدل شد. اکنون نیز در شرایطی که برای حمایت از نامزدهای جمهوری خواه سراسر کشور را از فلوریدا تا آلاسکا زیر پا می گذارد، از رای دهندگان می خواهد در انتخابات میان دوره ای ۳ نوامبر (۱۲ آبان) بار دیگر به چشم نماد یک موفقیت تمام عیار به او نگاه کنند، انتخاباتی که در عمل به نوعی همه پرسی درباره کارنامه ریاست جمهوری و ادعای او در مقام معامله گری بزرگ تبدیل شده است. با این حال، واکاوی کارنامه عملکرد ترامپ در بخش خصوصی و دوره حضورش در کاخ سفید، چنان که در گزارش تحلیلی اخیر آسوشیتدپرس نیزبر آن دست گذاشته شده، تصویری کاملاً متناقض و آمیخته به نتایج دوگانه به دست می دهد. بررسی عملکرد در عرصه دیپلماسی و اقتصاد در عرصه سیاست خارجی، ادعاهای پرسروصدای ترامپ درباره دستیابی به توافق های بزرگ تاریخی هرگز به بار ننشست. نمونه بارز این رویکرد در پرونده ایران نمایان شد. ترامپ بارها ادعا کرده بود که تهران برای دستیابی به توافق مدنظر او اصرار دارد، اما این ادعا در بوته عمل نادرست از آب درآمد و به هیچ نتیجه مشخصی ختم نشد. او همچنین متعهد شده بود جنگ روسیه و اوکراین را یک روزه پایان دهد و حتی از دستیابی به توافقی برای خودداری مسکو و کی یف از هدف قرار دادن تاسیسات انرژی یکدیگر خبر داد. با وجود اصرار ترامپ بر پابرجا ماندن این توافق، چنین آتش بسی هرگز جنبه اجرایی پیدا نکرد. او در توجیه مدعای خود صرفاً تکرار می کرد که چون خودش به آنها گفته توافق کرده اند، مسیله باید تمام شده تلقی می شد. در حوزه اقتصاد، ترامپ وعده داده بود که با سلاح تهدید به وضع تعرفه، درخشان ترین توافق های بازرگانی تاریخ آمریکا را امضا کند، اما در عمل به وضع عوارض گمرکی یک جانبه علیه بخش عمده اقتصادهای جهان روی آورد. این تعرفه ها نه تنها موجبات تورم و رشد قیمت ها را در داخل آمریکا فراهم کرد، بلکه به تنش تجاری با نزدیک ترین شرکای واشنگتن، از جمله کانادا انجامید. هرچند این سیاست از ابتدای سال جاری میلادی تا ۳۰ سپتامبر (۸مهر) بیش از ۸۳ میلیارد دلار درآمد برای واشنگتن ایجاد کرد، اما بخش عمده این هزینه مستقیماً از جیب مصرف کنندگان آمریکایی پرداخت شد و درآمد واقعی دولت فدرال نیز فاصله بسیار زیادی با برآوردهای ادعایی ترامپ داشت. این رویکرد حتی در پروژه های خرد نیز نتایج ضعیفی بر جا گذاشته است. او پیش تر ادعا کرده بود کسی را در ساخت استخر می شناسد که می تواند حوضچه محوطه یادبود لینکلن را با هزینه ای اندکی بیش از یک میلیون دلار احیا کند، در حالی که فاکتور نهایی و هزینه اجرایی این طرح تاکنون به مرز ۲۰ میلیون دلار رسیده است. رفتار سیاسی ترامپ در واقع امتداد همان شیوه هایی است که سال ها در دنیای تجارت به کار می بست. او همواره در توانایی های خود پای میز مذاکره اغراق می کرد و خطاهای محاسباتی پرهزینه اش را با فرار از پرداخت مطالبات پیمانکاران یا فرسایشی کردن پرونده ها در دادگاه لاپوشانی می کرد. موفقیت های عمده او نیز تنها زمانی حاصل می شد که اهرم های فشاری بی چون وچرا در اختیار داشت. کریستوفر پربل، پژوهشگر ارشد اندیشکده استیمسون، دقیقاً بر همین تمایز دست می گذارد و معتقد است در بازار مسکن شاید بتوان با لفاظی و ادعاهای بزرگ، معامله ای عادی را یک پیروزی چشمگیر جا زد، اما بازتولید چنین تردستی هایی در میدان پیچیده دیپلماسی جهانی ناممکن است. برند ترامپ در قامت معامله گری چیره دست رو به افول بود، اما آغاز برنامه تلویزیونی «کارآموز» در سال ۲۰۰۴ این تصویر را از نو زنده کرد. ایفای نقش یک غول اقتصادی مقتدر در قاب تلویزیون به او فرصت داد تا افسانه هنر توافق خود را بازسازی کند. این همان واقعیتی است که به تعبیر جویل پنی، استاد ارتباطات دانشگاه ایالتی مونت کلر، به صعود او به کاخ سفید در سال ۲۰۱۶ کمک کرد.
1 بازدید
منبع اصلی ↗