خبری
·
وسیله حمل مسافر یا مخزن سیار سوخت؛ ضرورت بازنگری در ایمنی اتوبوسها
مسافران اتوبوس در زاهدان حق دارند با وسیلهای سفر کنند که از نظر فنی و نحوه حمل بار ایمن باشد.
استانها
خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزایی، فعال سیاسی و اجتماعی|اگر به هر دلیل و با هر شان اجتماعی، گذرت به سفر با اتوبوسهای زاهدان به مقصدی خارج از استان افتاده باشد، احتمالاً تجربهای فراتر از یک سفر عادی در انتظارت است؛ سفری که گاه با دو عذاب روحی و حتی نگرانی از خطر جانی همراه میشود.
نخست، مسیر خروج از زاهدان است؛ جایی که بهدلیل کنترل قاچاق مواد مخدر، اتوبوسهای مسافربری در ایستوبازرسیهای بینراهی متوقف و بازرسی میشوند. نیمهشب، زمانی که بیشتر مسافران در خواب هستند، ناگهان صدای شاگرد اتوبوس بلند میشود: «بیدار شوید، به بازرسی رسیدیم!»
اتوبوسها در صف میایستند تا نوبتشان برسد. ناگهان سگی آموزش دیده و درشت اندام وارد اتوبوس میشود. برای مامور، این یک ابزار بازرسی است؛ اما برای مسافر، به ویژه کودکان، میتواند صحنهای اضطرابآور باشد. یک بار شاهد بودم ترس یک کودک از همین سگ به حدی رسید که از وحشت، چشمانش از حدقه درآمده بود.
در چنین لحظهای، مسافر فقط نگران نتیجه بازرسی نیست؛ ناخودآگاه به اطرافش نگاه میکند؛ زیر صندلی، جیب پشت صندلی، قفسه بالای سر و هر گوشهای که ممکن است چیزی در آن پنهان شده باشد. این پرسش آزاردهنده همراه مسافر است که نکند فردی ناشناس چیزی در اتوبوس گذاشته باشد و او بیخبر در معرض اتهام قرار گیرد؟
اما این تنها بخش ماجرا نیست. بوی گازوییل نیز در طول سفر، گویی مهمان ناخواندهای است که قصد رفتن ندارد. ابتدا مشمیز کننده است؛ بعد از مدتی آن قدر تکرار میشود که مشام مسافر به آن عادت میکند.
ماجرا در مسیر بازگشت به زاهدان شکل دیگری پیدا میکند. دیگر خبری از آن بازرسیهای سختگیرانه در برخی مسیرها نیست، اما بوی گازوییل همچنان همراه مسافر است؛ بویی که گاه چنان در فضای اتوبوس میپیچد که حتی اگر زیباترین مناظر طبیعی در بیرون پنجره قرار داشته باشد، مجال لذت بردن از سفر و تماشای چشمانداز را از انسان میگیرد؛ چه رسد به اینکه حال و هوای شعر و خیال پیدا کند!
نگرانکنندهتر از بوی گازوییل، حضور سوخت در قسمتهایی از اتوبوس است که اساساً برای حمل مواد قابل اشتعال طراحی نشدهاند؛ مسیلهای که اگر در نتیجه تخلف یا قاچاق سوخت رخ دهد، فقط یک تخلف اقتصادی نیست، بلکه میتواند مستقیماً با جان دهها مسافر بیخبر ارتباط پیدا کند.
مسافر در اینجا هیچ نقشی در تصمیم راننده یا مالک اتوبوس ندارد. نه میداند چه چیزی در اتوبوس حمل میشود، نه میداند اتوبوس با چه میزان سوخت اضافه حرکت میکند و نه میتواند بر وضعیت فنی وسیله نقلیه نظارت داشته باشد. او فقط بلیت خریده است؛ یعنی در ازای پرداخت کرایه، انتظار دارد ایمن به مقصد برسد.
پس اگر تخلفی در حمل و نقل رخ میدهد، جریمه و برخورد قانونی باید متوجه عامل تخلف باشد؛ اما نباید فراموش کرد که در برخی تخلفات، مسافر ناخواسته به سپر انسانی تخلف تبدیل میشود.
تصادف یک اتوبوس با یک وسیله نقلیه دیگر، به خودی خود حادثهای دردناک است؛ اما وقتی در چنین وسیلهای مواد قابل اشتعال نیز به شکل غیرمجاز حمل شود، یک تصادف میتواند به آتشسوزی و فاجعهای جبرانناپذیر تبدیل شود.
حادثه دلخراش اخیر در محور بیرجند- مشهد بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی گذاشت که مسافر تا چه اندازه میتواند به ناوگان حملونقل عمومی اعتماد کند. در این حادثه، خانواده مرحوم «حسین میر» به همراه همسر و پنج فرزندشان در سانحه برخورد اتوبوس با تریلی جان باختند و خاکستر شدند؛ خانوادهای که بنا به شرایط خود، امکان استفاده از وسیله نقلیه شخصی را نداشت و این بار به ناوگان حملونقل عمومی اعتماد کرده بود.
مسافر وقتی بلیت اتوبوس میخرد، نباید احساس کند وارد وسیلهای شده که از وضعیت فنی، نحوه حمل بار و میزان رعایت مقررات آن بیخبر است. اتوبوس، وسیله حمل مسافر است، نه مخزن سیار سوخت و نه محفظهای برای حمل پنهانی کالا.
راننده و مالک اتوبوس حق دارند از این وسیله کسب درآمد کنند؛ اما مسافر نیز حقی اساسی دارد و آن هم اینکه سالم سوار شود و سالم به مقصد برسد.
شاید وقت آن رسیده باشد که موضوع ایمنی ناوگان برون شهری سیستان و بلوچستان فقط از منظر تعداد اتوبوسها، شرکتهای مسافربری و میزان جابهجایی مسافر بررسی نشود؛ بلکه باید پرسید «مسافر در قبال بهای بلیت، دقیقاً چه میزان امنیت دریافت میکند؟»؛ اگر قرار است اتوبوس مرکب سفر مردم باشد، نباید به مرکب خطر تبدیل شود!
انتهای پیام/
0 بازدید
منبع اصلی ↗