خبری ·

تلویزیون واقعاً چند درصد مخاطب دارد؟

رییس مرکز تحقیقات صدا و سیما درباره آمار مخاطبان، آی‌فیلم و علت اعلام‌نشدن نتایج نظرسنجی‌ها توضیح داد.
فرهنگی به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آمار مخاطبان تلویزیون در ماه‌های اخیر بار دیگر به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز میان رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی تبدیل شده است؛ از مقایسه تلویزیون با پلتفرم‌های نمایش خانگی گرفته تا چرایی استقبال از شبکه آی‌فیلم و بازپخش سریال‌های قدیمی. انتشار هر نظرسنجی یا حتی یک عدد درباره میزان مخاطبان نیز کافی بوده تا موج تازه‌ای از بحث و نقد درباره وضعیت تلویزیون شکل بگیرد. این میان، نگاه‌ها بیش از همه به مرکز تحقیقات صداوسیماست؛ نهادی که وظیفه سنجش مخاطبان رسانه ملی را بر عهده دارد و طبیعتاً اعداد و روش‌های آن، یکی از مهم‌ترین مبناهای ارزیابی وضعیت تلویزیون به شمار می‌رود. پرسش‌هایی همواره مطرح است؛ از اینکه چرا آمار برخی برنامه‌ها و سریال‌ها در میانه پخش اعلام نمی‌شود تا اینکه اعداد نظرسنجی مراکز دیگری مانند ایسپا چگونه باید خوانده و با آمار صداوسیما مقایسه شوند. از سوی دیگر، استقبال از شبکه آی‌فیلم و بازپخش سریال‌های خاطره‌انگیز، بار دیگر این سوال را مطرح کرده که چرا برخی آثار قدیمی همچنان می‌توانند با تولیدات جدید رقابت کنند. آیا این اتفاق صرفاً به نوستالژی بازمی‌گردد یا باید آن را در نسبت با کیفیت و میزان جذابیت تولیدات امروز تلویزیون بررسی کرد؟ در همین زمینه، با محسن شاکری‌نژاد رییس مرکز تحقیقات صداوسیما، درباره میزان مخاطبان تلویزیون، اعداد مطرح‌شده در نظرسنجی‌های ایسپا، وضعیت سریال‌های جدید، شیوه اعلام آمار مخاطبان و جایگاه شبکه آی‌فیلم گفت‌وگو کردیم. او در این گفت‌وگو از مخاطب 70.5 درصدی تلویزیون سخن می‌گوید و درباره تفاوت جامعه آماری نظرسنجی ایسپا با نظرسنجی‌های عمومی توضیح می‌دهد. شاکری‌نژاد همچنین درباره «مرد سه‌هزارچهره» به آمار 19.8 درصدی مخاطبان پس از پخش دو قسمت اشاره می‌کند؛ عددی که به گفته او هنوز نمی‌تواند معیار نهایی قضاوت درباره مخاطب سریال باشد و باید برای اعلام رسمی، تا پایان پخش و انجام نظرسنجی نهایی منتظر ماند. شاکری‌نژاد در این گفت‌وگو، به پرسش‌های مطرح‌شده درباره آمار مخاطبان تلویزیون، علت اعلام‌نشدن برخی اعداد، وضعیت آی‌فیلم و میزان بیننده سریال‌های جدید پاسخ داد. 70.5 درصد تلویزیون را دنبال می‌کنند * آقای شاکری‌نژاد، در یکی از بحث‌های اخیر درباره میزان مخاطبان تلویزیون، به نظرسنجی ایسپا استناد و گفته شد میزان استفاده از صداوسیما بسیار پایین‌تر از اعداد اعلامی مرکز تحقیقات است. شما بگویید عدد واقعی مخاطبان تلویزیون چقدر است؟ الان تلویزیون را 70.5 درصد مردم دنبال می‌کنند. درباره نظرسنجی اخیر ایسپا هم توضیحاتی داده شده است. این نظرسنجی با مصاحبه حضوری با 2250 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی انجام شده و در پایین همه اسلایدهای اینفوگرافیک نیز قید شده نتایج آن مربوط به همین جامعه آماری است. متاسفانه برخی رسانه‌ها این اعداد را به کل ایرانیان تعمیم داده‌اند، در حالی که این نتایج فقط قابل تعمیم به دانشجویان دانشگاه‌های دولتی کشور است. در همان نظرسنجی، درباره منبع پیگیری اخبار جنگ هم سوال شده بود. 57 درصد پاسخگویان گفته‌اند اخبار جنگ را از طریق صداوسیما پیگیری می‌کنند؛ 26.5 درصد از طریق فضای مجازی، 7.8 درصد از طریق آشنایان و دوستان و 6.3 درصد هم از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای اخبار جنگ را دنبال می‌کنند. این موضوع در نظرسنجی مرکز پژوهش‌های مجلس، «ملت»، هم مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، ایسپا به‌صورت رسمی اعلام کرده 69.2 درصد مردم ایران شبکه‌های صداوسیما را می‌بینند. این عدد در نتایج نظرسنجی ایسپا و همچنین در نظرسنجی آرا و دانشگاه تهران منتشر شده است. در نظرسنجی دانشجویان، 18 درصد از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی گفته‌اند در اوقات فراغت فیلم و سریال می‌بینند. از همین افراد پرسیده شده که فیلم و سریال را از چه طریقی تماشا می‌کنند. در میان پاسخ‌ها، دانلود و تماشای فیلم از طریق سایت‌های اینترنتی در رتبه نخست قرار داشته، بعد از آن پلتفرم‌های نمایش داخلی و خارجی قرار گرفته‌اند و صداوسیما با 11.5 درصد در رتبه چهارم قرار داشته است. البته این 11.5 درصد را باید در چارچوب همان جامعه آماری بررسی کرد؛ یعنی دانشجویان دانشگاه‌های دولتی که در این نظرسنجی گفته‌اند در اوقات فراغت فیلم و سریال تماشا می‌کنند. بنابراین نمی‌توان این عدد را به کل جامعه ایران تعمیم داد. خود ایسپا هم تاکید کرده که نتایج این نظرسنجی قابل تعمیم به کل جامعه نیست. ضمن اینکه باید به الگوی مصرف رسانه‌ای این گروه هم توجه کرد. دانشجویان، به‌خصوص دانشجویان خوابگاهی، ممکن است دسترسی یا تمایل متفاوتی نسبت به تلویزیون داشته باشند و طبیعی است که برای تماشای فیلم و سریال، کسب خبر و دیگر مصارف رسانه‌ای بیشتر به تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی مراجعه کنند. پس از انتشار این نظرسنجی، برخی رسانه‌ها و صفحات مجازی از عدد 11.5 درصد برای طرح بحث کاهش مرجعیت صداوسیما استفاده کردند. در حالی که خود ایسپا درباره این برداشت‌ها توضیح داد و اعلام کرد که نتایج نظرسنجی دانشجویان قابل تعمیم به کل جامعه ایران نیست. از طرف دیگر، ایسپا پیش از این نیز نظرسنجی‌هایی درباره میزان مخاطب رسانه ملی در میان عموم مردم انجام داده است. برای نمونه، در فروردین‌ماه، یعنی چند روز پیش از اجرای همین نظرسنجی دانشجویی، ایسپا در یک نظرسنجی از عموم مردم، نه یک قشر خاص مانند دانشجویان، میزان مخاطب شبکه‌های صداوسیما را 69.2 درصد اعلام کرده بود. بنابراین وقتی درباره میزان مخاطب تلویزیون صحبت می‌کنیم، باید جامعه آماری هر نظرسنجی را در نظر بگیریم. نمی‌توان عددی را که درباره دانشجویان دانشگاه‌های دولتی به دست آمده، بدون توجه به جامعه آماری آن، به کل مردم ایران تعمیم داد و بعد با آن درباره وضعیت کلی مخاطبان رسانه ملی قضاوت کرد. درباره مرجعیت خبری هم همین تفکیک اهمیت دارد. در یک نظرسنجی از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی، 12.5 درصد صداوسیما را مرجع کسب خبر خود اعلام کرده‌اند، اما در نظرسنجی دیگری که درباره عموم مردم انجام شده، نتایج متفاوتی به دست آمده است. بنابراین برای مقایسه باید پرسش، جامعه آماری، زمان انجام نظرسنجی و روش اجرای آن را کنار هم گذاشت. به نظرم بخشی از اختلاف برداشت‌هایی که درباره این اعداد شکل گرفته، به همین موضوع برمی‌گردد. وقتی یک نظرسنجی درباره یک گروه مشخص انجام شده، نباید نتیجه آن را به همه جامعه تعمیم داد؛ همان‌طور که برای ارزیابی مخاطبان رسانه ملی هم باید به نظرسنجی‌هایی رجوع کرد که جامعه آماری آنها عموم مردم بوده است. در نهایت، ما هم معتقدیم انتشار دقیق آمار و روش‌شناسی نظرسنجی‌ها اهمیت دارد. وقتی عددی اعلام می‌شود، باید مشخص باشد این عدد از چه جامعه‌ای، با چه پرسشی و در چه بازه‌ای به دست آمده است تا امکان مقایسه و قضاوت دقیق‌تری درباره وضعیت مخاطبان رسانه ملی وجود داشته باشد. * خودتان همین حالا به آمار 70 درصدی مخاطبان رسانه ملی اشاره کردید. این عدد دقیقاً به چه معناست؟ چون گاهی این تصور ایجاد می‌شود که وقتی می‌گوییم صداوسیما 70 درصد مخاطب دارد، یعنی هر برنامه یا سریالی که روی آنتن می‌رود نیز باید همین میزان مخاطب را داشته باشد. مرکز تحقیقات صداوسیما براساس نظرسنجی‌های علمی و قابل راستی‌آزمایی اعلام کرده در حال حاضر رسانه ملی حدود 70 درصد مخاطب دارد و مردم به‌طور متوسط در طول روز بیش از یک‌ونیم ساعت برنامه‌های تولیدی صداوسیما را می‌بینند یا می‌شنوند. در طول شبانه‌روز صدها برنامه از شبکه‌های مختلف صداوسیما پخش می‌شود. بنابراین اینکه گفته می‌شود صداوسیما 70 درصد مخاطب دارد، به این معنا نیست که هر برنامه این میزان مخاطب را دارد. مخاطب کل رسانه ملی با مخاطب یک برنامه یا سریال دو موضوع متفاوت است. برای مثال، همین امسال بازی‌های تیم ملی فوتبال در جام جهانی تا 80 درصد مخاطب داشته‌اند؛ اما این به معنای آن نیست که صداوسیما به‌طور کلی 80 درصد مخاطب دارد. وقتی در طول شبانه‌روز صدها برنامه روی آنتن می‌رود، مخاطبان میان شبکه‌ها و برنامه‌های مختلف توزیع می‌شوند. طبیعتاً وقتی مخاطب یک برنامه را تماشا می‌کند، ممکن است همزمان برنامه دیگری را که در شبکه‌ای دیگر پخش می‌شود، از دست بدهد. بنابراین توزیع مخاطب میان شبکه‌ها و برنامه‌ها، بر اساس علایق و سلایق مختلف، کاملاً طبیعی است. به همین دلیل، جز در مورد برنامه‌های ویژه و پرمخاطب، مانند سریال‌های شاخص یا مسابقات ورزشی که مورد توجه بخش بزرگی از جامعه قرار می‌گیرند، نمی‌توان انتظار داشت همه برنامه‌ها مخاطب بسیار بالایی داشته باشند. از سوی دیگر، برخی برنامه‌ها اساساً برای مخاطب خاص تولید می‌شوند. برای مثال، برنامه‌های شبکه چهار که مخاطبان دانشگاهی، علمی و علاقه‌مند به مباحث تخصصی را هدف قرار می‌دهند، قرار نیست الزاماً مخاطب میلیونی داشته باشند. اگر چنین برنامه‌ای بتواند به مخاطب هدف خود برسد، همین امر می‌تواند نشانه موفقیت آن باشد. مرکز تحقیقات صداوسیما نیز با بیش از 60 سال سابقه، یکی از قدیمی‌ترین مراکز تخصصی سنجش مخاطب رسانه در کشور است و سال‌هاست میزان مخاطب برنامه‌های مختلف صداوسیما را با روش‌های علمی اندازه‌گیری می‌کند. هدف این نظرسنجی‌ها، صرفاً اعلام یک عدد نیست؛ بلکه مدیران و برنامه‌سازان از طریق این داده‌ها می‌توانند میزان استقبال و نظر مخاطبان درباره برنامه‌ها را بررسی کنند و مسیر تولیدات بعدی را بر اساس سلیقه و نظر مخاطب تنظیم کنند. این نظرسنجی‌ها در هیچ دوره‌ای متوقف نشده و بر اساس روش‌های علمی در حال انجام است. نتایج مخاطب‌سنجی برنامه‌های مختلف نیز همواره در اختیار مراجع ذی‌صلاح قرار گرفته، هرچند انتشار عمومی همه این یافته‌ها به‌صورت مستمر، رویه معمول نبوده است. در مقاطع خاصی مانند نوروز، شب یلدا، ماه رمضان و محرم، آمار مخاطبان ویژه‌برنامه‌ها و سریال‌های مناسبتی به‌صورت عمومی اعلام شده است. بنابراین این ادعا که نظرسنجی‌های مرکز تحقیقات «سانسور» می‌شود، با روندی که سال‌ها در این مرکز وجود داشته، همخوانی ندارد. اگر قرار است درباره نحوه انتشار این آمار قضاوت کنیم، باید به سابقه انتشار نتایج و روش‌های اعلام آن در دوره‌های مختلف توجه داشته باشیم. از طرف دیگر، درباره هر نظرسنجی باید قبل از استناد به یک عدد، روش‌شناسی آن را بررسی کرد؛ اینکه جامعه آماری چه کسانی بوده‌اند، آیا نظرسنجی از عموم مردم انجام شده یا یک گروه خاص، شیوه جمع‌آوری داده‌ها چه بوده و نمونه‌ها چگونه انتخاب شده‌اند. نمی‌توان صرفاً بر اساس یک عدد، درباره وضعیت مخاطب کل رسانه ملی قضاوت کرد. متاسفانه گاهی با انتشار یک نظرسنجی، بدون توجه به این ملاحظات، تنها بخشی از نتایج برجسته می‌شود. اگر یک نظرسنجی مخاطب رسانه ملی را بالا نشان دهد، ممکن است اساساً نادیده گرفته شود؛ اما اگر در نظرسنجی دیگری مخاطب یک برنامه پایین باشد، همان عدد با بازتاب گسترده همراه شود. به نظر من این شیوه برخورد با داده‌های نظرسنجی، با اصول اخلاق حرفه‌ای و روش‌شناسی علمی سازگار نیست. شبکه نمایش خانگی را با جزییات ارزیابی نمی‌کنیم * در همین نظرسنجی‌ها، گاهی مقایسه‌ای میان تلویزیون و شبکه نمایش خانگی انجام می‌شود. مرکز تحقیقات درباره میزان مخاطبان نمایش خانگی هم آماری دارد؟ به من گفته‌اند عدد شبکه نمایش خانگی را با جزییات ارزیابی نمی‌کنیم. درباره این موضوع از من سوال شد و گفتند پربیننده‌ترین سریال در این بازه «رویای نیمه‌شب» بوده که در مردادماه پخش شده است. چرا آی‌فیلم دیده می‌شود؟ * یکی از موضوعاتی که در بحث مخاطبان تلویزیون زیاد به آن اشاره می‌شود، شبکه آی‌فیلم و سریال‌های قدیمی است. این مسیله نشان نمی‌دهد مخاطب همچنان با آثار گذشته ارتباط بیشتری برقرار می‌کند؟ مسیله این شبکه، «شبکه آشیانه» بودن آن است. «شبکه آشیانه» اصطلاحی است که ما برای شبکه‌ای به کار می‌بریم که مردم معمولاً آن را در خانه روشن می‌گذارند و در طول روز ممکن است بین شبکه‌های مختلف جابه‌جا شوند، اما در نهایت دوباره به همان شبکه برمی‌گردند. آی‌فیلم از همین جنس است. برای مثال، ممکن است یک سریال وقتی از شبکه یک پخش می‌شود، 30 درصد مخاطب داشته باشد، اما همان سریال وقتی از آی‌فیلم بازپخش می‌شود، حتی مخاطب بیشتری پیدا کند. دلیلش این است که آی‌فیلم برای بخشی از مردم یک «شبکه آشیانه» محسوب می‌شود، در حالی که بسیاری از شبکه‌های دیگر چنین ویژگی‌ای ندارند. بعد از جنگ، شبکه خبر هم برای بخشی از مخاطبان به نوعی «شبکه آشیانه» تبدیل شد. حتی مداحانی که در میدان حضور داشتند، اصرار داشتند کلیپ‌هایی که در آنجا تولید می‌شود از شبکه خبر پخش شود؛ چون می‌دانستند مخاطب این شبکه بیشتر است. بنابراین، شبکه خبر هم برای عده‌ای به یک شبکه آشیانه تبدیل شده است. نگفتم سریال‌های تکراری بیشتر دیده می‌شوند * اما از صحبت‌های شما درباره آی‌فیلم این برداشت شد که سریال‌های قدیمی و تکراری مخاطب بیشتری از تولیدات جدید دارند و حتی تیتر زده شد که شما به این موضوع معترف‌اید! نه. چنین چیزی نگفتم. حرف من این بود که وقتی سریال‌های ما به شبکه آی‌فیلم می‌روند، در یک «شبکه آشیانه» پخش می‌شوند و طبیعتاً می‌توانند مخاطب بیشتری پیدا کنند. حتی استناد حرفم به نتایج کاری بود که متا در یک پنل در تیرماه ارایه کرده بود. آن مقطع، ماه محرم بود و امسال هم سریال شاخصی برای پخش در این ایام نداشتیم. بنابراین طبیعی است که سریال‌های شبکه آشیانه ما، یعنی آی‌فیلم، بیشتر دیده شوند. همین نظرسنجی متا نشان می‌دهد سریال‌های تکراری آی‌فیلم با فاصله از برخی سریال‌های نمایش خانگی که در حال حاضر پخش می‌شوند، مخاطب بیشتری دارند. سوال اینجاست که چرا به این بخش از نتایج توجه نمی‌شود؟ سریالی که چندین بار پخش شده، در آی‌فیلم مخاطبی پیدا می‌کند که حتی از برخی سریال‌های فعلی شبکه نمایش خانگی بیشتر است. دعوای سینما و تلویزیون؛ از تیزرهای جنجالی تا برچسب «بازیگر تلویزیونی» «مرد سه‌هزارچهره» 19.8 درصد مخاطب داشته است * درباره سریال‌های جدید چه‌طور؟ مثلاً «مرد سه‌هزارچهره» که این روزها روی آنتن است، چند درصد مخاطب داشته است؟ الان، سریال «آقای قاضی» سریال اول ماست و «مرد سه‌هزارچهره» هم در دو قسمتی که پخش شده، 19.8 درصد مخاطب داشته است. اما مرکز تحقیقات این آمار را در میانه پخش اعلام نمی‌کند؛ چون ممکن است یک سریال در قسمت‌های بعدی مخاطب بیشتری پیدا کند و به اعداد بالاتری برسد. بنابراین، ملاک ما نظرسنجی نهایی است. ما هر دو هفته یک‌بار نظرسنجی داریم و مثلاً در همین فاصله، دو قسمت از «مرد سه‌هزارچهره» پخش شده است. وقتی هنوز در میانه ماه هستیم، طبیعتاً آن سریالی که در حال پخش است در نظرسنجی دیده می‌شود و همان دو قسمت، مثلاً 19.8 درصد مخاطب داشته است. اما این عدد لزوماً آمار نهایی سریال نیست؛ چون ممکن است در ادامه پخش، مخاطب آن افزایش پیدا کند. * پس چرا این عدد را به‌طور رسمی اعلام نمی‌کنید؟ سریال تمام نشده است. پس نمی‌توانم بگویم این عدد نهایی است. چون همه قسمت‌ها پخش نشده و این عدد درستِ نهایی نیست. نظرسنجی پایانی باید اعلام شود و محک آن است. اختلاف روایت‌ها درباره نظرسنجی ایسپا * اما یک سوال همچنان باقی است. وقتی ایسپا به‌عنوان یک مرکز افکارسنجی اعلام کرده صداوسیما 69.2 درصد مخاطب دارد، چرا این عدد کمتر مورد توجه قرار گرفت و در مقابل، عدد 11.5 درصد بیشتر بازتاب پیدا کرد؟ وقتی ایسپا به‌عنوان یک مرکز معتبر افکارسنجی و نظرسنجی اعلام کرده که صداوسیما 69.2 درصد مخاطب دارد، کمتر به این عدد توجه می‌شود و بازتاب گسترده‌ای پیدا نمی‌کند. اما وقتی از حدود دو هزار دانشجوی دانشگاه‌های دولتی درباره اوقات فراغت‌شان سوال می‌شود و مثلاً 18 درصد آنها می‌گویند فیلم و سریال می‌بینند و از این میان، 11.5 درصد صداوسیما را به‌عنوان یکی از منابع تماشای خود معرفی می‌کنند، این عدد در سطح گسترده به کل جامعه تعمیم داده می‌شود؛ در حالی که این نظرسنجی مربوط به دانشجویان دانشگاه‌های دولتی است و نمی‌توان نتایج آن را به همه مردم تعمیم داد. دانشجویی که در خوابگاه زندگی می‌کند و به گوشی و شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارد، اگر بخواهد خبر دنبال کند، ممکن است سراغ تلویزیون نرود. در همین نظرسنجی، حدود 12 درصد دانشجویان صداوسیما را مرجع خبری خود معرفی کرده‌اند. بنابراین این عدد هم مربوط به همین جامعه آماری است و نمی‌توان آن را به مردم ایران تعمیم داد. بحث بر سر این است که وقتی یک نظرسنجی درباره گروه مشخصی از دانشجویان انجام شده، نتایج آن باید در همان چارچوب تفسیر شود، نه اینکه به کل جامعه تعمیم داده شود. مسیله آنها شاکری‌نژاد نیست؛ مسیله‌شان صداوسیماست * بخشی از انتقادهای اخیر در فضای مجازی مستقیماً متوجه شما و مرکز تحقیقات شده است. به نظر خودتان دلیل این حجم از حساسیت چیست؟ چرا شاکری‌نژاد؟ به نظر من کاری به من ندارند؛ مسیله اصلی‌شان صداوسیماست. ما با جریانی مواجهیم که مثلاً وقتی صداوسیما بخشی از سخنرانی یک مسیول را حذف می‌کند، بلافاصله حمله به صداوسیما را شروع می‌کنند و یکی از اولین حرف‌هایی که مطرح می‌شود این است که «مخاطب ندارید». میزان مخاطب را چه کسی اعلام می‌کند؟ مرکز تحقیقات. بعد همان مرکز و آمارهایش را زیر سوال می‌برند. در حالی که خودشان می‌دانند چه کسی و در چه سطحی دستور حذف آن بخش از سخنرانی را داده است. اما چون نمی‌توانند آن فرد، شخصیت یا جایگاه را هدف قرار دهند، صداوسیما را مورد حمله قرار می‌دهند. به نظر من، صداوسیما در دسترس‌ترین جایی است که می‌توانند با استناد به آن بگویند «مخاطب ندارید». سوال من این است: اگر واقعاً صداوسیما مخاطب ندارد، چرا باید این‌قدر نسبت به آن حساس باشید و تا این اندازه به آن حمله کنید؟ اگر رسانه‌ای مخاطب و تاثیری ندارد، می‌توان آن را به حال خودش گذاشت. این میزان حساسیت و حمله، از نگاه من نشان می‌دهد که خودشان هم صداوسیما را رسانه‌ای اثرگذار می‌دانند. انتهای پیام/