جهان ·

ایران، آمریکا، جنگ و روشنفکری دینی

در نشست علمی مرکز مطالعات راهبردی تسنیم، نسبت روشنفکری دینی با ایران، استقلال ملی و تهدید خارجی بررسی شد.
حوزه امام و رهبری مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم ـ نشست «جایگاه ایران در جریان روشنفکری دینی و نواندیشی دینی» با حضور جعفر علیان‌نژادی، سیاست‌پژوه پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام حسین مهدی‌زاده، پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی و علیرضا بلیغ، جامعه‌شناس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، برگزار شد. امیرحسین ثمالی، مجری‌کارشناس نشست، بحث را با این پرسش آغاز کرد که ایران، به‌عنوان واقعیتی تاریخی و جغرافیایی، چه جایگاهی در منظومه فکری روشنفکران دینی دارد؟ مهدی‌زاده در پاسخ، میان توجه به هویت ایرانی و اندیشیدن به جغرافیای ایران تمایز گذاشت. به گفته او، روشنفکری دینی به فرهنگ و جامعه مومن ایران توجه داشته، اما مسیله اصلی‌اش چگونگی ورود این جامعه به جهان مدرن بوده است؛ ازاین‌رو، جغرافیا و الزامات صیانت از سرزمین در اندیشه این جریان صورت‌بندی روشنی نیافته است. . او با اشاره به کتاب «نخستین رویارویی‌های اندیشه‌ورزان ایرانی با دو سویه تمدن بورژوازی غرب» نوشته عبدالهادی حایری، تاکید کرد که مواجهه ایرانیان با غرب، هم‌زمان مواجهه با پیشرفت و استعمار بوده است. به اعتقاد این پژوهشگر، روشنفکری دینی عمدتاً سویه علمی و کارشناسی تمدن جدید را دیده و از بررسی سویه استعماری آن غفلت کرده است. بلیغ نیز مسیله را به غیاب تاریخ و جغرافیا در تحلیل‌های روشنفکری دینی پیوند داد. او گفت تناقض اینجاست که جریانی مدعی توجه به مقتضیات زمان و مکان، گاه مفاهیمی مانند آزادی، دموکراسی و حقوق بشر را چنان انتزاعی طرح می‌کند که نسبت آن‌ها با تاریخ، فرهنگ و موقعیت مشخص یک جامعه نادیده می‌ماند. به باور او، هنگامی که انسان صرفاً در قالب مفهومی جهان‌شمول تعریف شود، وطن و مرز نیز اهمیت خود را از دست می‌دهند و تشخیص مناسبات دوستی و دشمنی دشوار می‌شود. بلیغ بخشی از ناتوانی این جریان در مواجهه با خشونت خارجی را ناشی از همین چارچوب دانست؛ چارچوبی که به گفته او، گاه مسیولیت تعرض بیرونی را به رفتار حکومت در داخل فرو می‌کاهد. در ادامه، علیان‌نژادی با طرح مفهوم «مکان‌پریشی»، بر ضرورت آگاهی اندیشمند از موقعیتی که در آن فکر می‌کند تاکید کرد. او توضیح داد که اندیشه دینی ذاتاً از مکان و سازمان‌دهی زندگی جمعی جدا نیست. وی با ارجاع به کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، رسالت پیامبر را فراتر از آموزش فردی و متضمن ساختن محیط اجتماعی و مدینه دانست. این سیاست‌پژوه افزود هر اندیشه‌ای که طرحی برای سیاست و حکومت داشته باشد، ناگزیر باید با مکان و جغرافیا نسبت برقرار کند. او همچنین میان نوآوری فکری و بازصورت‌بندی مبانی تجدد در قالب زبان دینی تفاوت گذاشت و استقلال ملی و پیوند اندیشه با واقعیت جامعه را از معیارهای اندیشیدن اصیل برشمرد. . بخش دیگری از نشست به نسبت نقد داخلی و شناخت فشار خارجی اختصاص یافت. مهدی‌زاده گفت تحلیل ناکارآمدی‌های یک جامعه باید هر دو عامل اختلالات درونی و مداخلات بیرونی را در نظر بگیرد. به اعتقاد او، حذف استعمار از تحلیل و نسبت‌دادن همه مشکلات به داخل، می‌تواند نیروی خارجی را به تصویری آرمانی از پیشرفت تبدیل کند و ظرفیت‌های جامعه خودی را از نظر پنهان سازد. بلیغ نیز با تاکید بر پیوند اقتصاد سیاسی و تحولات فکری، پیشرفت غرب را قابل بررسی در نسبت با تاریخ استعمار دانست. او سپس استدلال کرد که توسعه درونی ایران به امکانات مادی و موقعیت منطقه‌ای کشور وابسته است و «جغرافیای مقاومت» را در همین چارچوب، پشتوانه‌ای برای صیانت از امکان پیشرفت داخلی توصیف کرد. علیان‌نژادی در تکمیل این بحث، شکل‌گیری چنین فضایی را محصول فکر و اراده سیاسی دانست. در بخش پایانی، مهدی‌زاده آینده روشنفکری دینی را از منظر توان پاسخ‌گویی به مسایل جامعه بررسی کرد. او گرایش به روان‌شناسی فردگرایانه و خودیاری را نشانه فاصله‌گرفتن بخشی از این جریان از مسایل جمعی دانست و از کم‌توجهی آن به موضوعاتی مانند سرمایه‌داری بانکی، زمین‌خواری و خام‌فروشی انتقاد کرد. او تاکید کرد که مفاهیمی مانند آزادی، هنگامی برای جامعه راهگشا می‌شوند که با مسایل ملموس تولید، تکمیل زنجیره ارزش و رهایی از خام‌فروشی پیوند بخورند. از نگاه این پژوهشگر، سنجش پویایی یک جریان فکری، نیازمند بررسی توان آن در ارایه ایده‌های عملی برای اداره جامعه و عبور از بحران‌هاست. . مشروح این نشست را اینجا بخوانید. انتهای پیام/