خبری
·
روایت تکاندهنده یک امدادگر از لحظهای که پیکر شهید تنگسیری پیدا شد
جلیل پرسیان امدادگر هلالاحمر هرمزگان، از لحظه تلخ یافتن پیکر شهید تنگسیری در عملیات آواربرداری روایت میکند.
استانها
خبرگزاری تسنیم ـ گفتوگو ـ میثم میرزاده| جنگ تنها در صدای انفجارها، تخریب ساختمانها و ویرانی زیرساختها خلاصه نمیشود؛ در سوی دیگر میدان، انسانهایی حضور دارند که درست در لحظه وقوع حادثه، به دل خطر میزنند تا شاید بتوانند جان گرفتارشدگان را نجات دهند. امدادگرانی که گاهی با اطلاعاتی محدود، در تاریکی شب و میان آوار ساختمانهای تخریبشده، عملیات جستوجو و نجات را آغاز میکنند و تا آخرین لحظه برای یافتن نشانهای از حیات تلاش میکنند.
در جریان جنگ 40 روزه و حوادث ناشی از حملات دشمن به بخشهایی از استان هرمزگان، بهویژه بندرعباس، نیروهای جمعیت هلالاحمر در کنار سایر گروههای امدادی، مسیولیت سنگین جستوجو، نجات و انتقال مصدومان را برعهده داشتند؛ عملیاتی که گاه ساعتها به طول میانجامید و امدادگران در جریان آن با صحنههایی دشوار و فراموشنشدنی مواجه میشدند.
یکی از این امدادگران جلیل پرسیان است؛ نیرویی باسابقه که از سال 1380 فعالیت خود را در جمعیت هلالاحمر آغاز کرده و طی بیش از دو دهه حضور در عرصه امداد و نجات، حوادث مختلفی از سوانح جادهای و عملیاتهای کوهستانی و دریایی تا زلزله، انفجار و آواربرداری را تجربه کرده است.
او از سال 1390 به تیم واکنش سریع «ایثار» پیوست و با گذراندن دورههای تخصصی، آمادگی حضور در ماموریتهای دشوار و شرایط غیرقابلپیشبینی را به دست آورد؛ اما آنچه در روزهای جنگ رمضان در بندرعباس تجربه کرد، از جمله ماموریتهایی بود که حتی پس از سالها فعالیت حرفهای، همچنان با جزییات در ذهنش باقی مانده است.
پرسیان در این گفتوگو از چگونگی آغاز ماموریت در ساعات ابتدایی صبح، حضور در محدوده مهرگان و بیمارستان خلیج فارس، ورود به ساختمانهای آسیبدیده، نجات افراد گرفتار، جستوجو در تاریکی شب و استفاده از دستگاههای زندهیاب و ماشینآلات سنگین میگوید؛ روایتی که نقطه عطف آن به لحظه یافتن پیکر مطهر دریابان پاسدار شهید علیرضا تنگسیری بازمیگردد.
او تاکید میکند که در عملیات امداد و نجات، هیچ ماموریتی از ماموریت دیگر کماهمیتتر نیست و برای یک امدادگر، هر انسانی که زیر آوار گرفتار شده، بهاندازه یک دنیا ارزش دارد.
مشروح این گفتوگو از نظر خوانندگان تسنیم میگذرد:
از آغاز فعالیت داوطلبانه تا حضور در تیم واکنش سریع
تسنیم: پیش از ورود به روایت عملیاتهای جنگ رمضان، کمی از سابقه فعالیت خود در جمعیت هلالاحمر و مسیری که برای رسیدن به جایگاه یک امدادگر عملیاتی طی کردید، بگویید.
فعالیت من در جمعیت هلالاحمر از سال 1380 آغاز شد. در آن سال در یک دوره کمکهای اولیه شرکت کردم و از همان زمان بهعنوان داوطلب وارد مجموعه هلالاحمر شدم. در ابتدا فعالیتها بیشتر در قالب آموزش و حضور داوطلبانه بود، اما بهتدریج علاقهام به حوزه امداد و نجات بیشتر شد و تصمیم گرفتم این مسیر را بهصورت جدی ادامه بدهم.
پس از مدتی در آزمون استخدامی شرکت کردم و با قبولی در آن، فعالیت رسمی خود را در جمعیت هلالاحمر آغاز کردم. در طول این سالها در بخشهای مختلف امدادی حضور داشتم؛ از پایگاههای امداد جادهای گرفته تا حوزه امداد و نجات دریایی.
طبیعتاً هرکدام از این بخشها شرایط و دشواریهای خاص خود را دارند. در حوادث جادهای باید با صحنههایی مواجه شوید که گاهی در چند ثانیه اتفاق افتادهاند و افراد در خودروهای آسیبدیده گرفتار شدهاند. در عملیاتهای دریایی نیز شرایط متفاوت است و امدادگر باید متناسب با محیط، تجهیزات و نوع حادثه تصمیم بگیرد.
بهمرور تجربه بیشتری کسب کردم و متوجه شدم که امدادگری صرفاً حضور در محل حادثه نیست؛ بلکه مجموعهای از مهارتها، آموزشها، آمادگی جسمانی، قدرت تصمیمگیری و از همه مهمتر مسیولیتپذیری در برابر جان انسانهاست.
تسنیم: چه زمانی وارد تیمهای تخصصی امداد و نجات شدید و عضویت در تیم واکنش سریع چه تفاوتی با فعالیتهای معمول امدادی داشت؟
در سال 1390 به تیم واکنش سریع یا همان تیم «ایثار» انتخاب شدم. حضور در این تیم به آموزشها و آمادگیهای تخصصی بیشتری نیاز داشت؛ زیرا ماموریتهایی که به این نیروها واگذار میشود، معمولاً شرایط پیچیدهتر و پیشبینیناپذیرتری دارد.
در تیم واکنش سریع باید آمادگی داشته باشید که در کوتاهترین زمان ممکن به محل حادثه اعزام شوید و با شرایطی مواجه شوید که شاید در ابتدا اطلاعات دقیقی درباره آن وجود نداشته باشد. به همین دلیل دورههای تخصصی مختلفی را پشت سر گذاشتیم و مهارتهایی مانند بقا در شرایط سخت و نحوه فعالیت در محیطهای پرخطر را فرا گرفتیم.
در واقع، امدادگر واکنش سریع باید بتواند در شرایطی که بسیاری از افراد امکان حضور یا فعالیت ندارند، ماموریت خود را انجام دهد. گاهی مسیر دسترسی دشوار است، گاهی شرایط جوی و محیطی مناسب نیست و گاهی نیز خود محل حادثه خطرات ثانویه دارد. در چنین شرایطی، آموزش و آمادگی قبلی اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند.
تسنیم: در طول این سالها با حوادث مختلفی مواجه شدهاید. کدامیک از این ماموریتها برای شما دشوارتر بوده است؟
نمیتوانم یک حادثه را بهعنوان دشوارترین یا مهمترین ماموریت انتخاب کنم؛ چون هر حادثه ویژگیهای خاص خودش را دارد. ممکن است در یک تصادف جادهای تنها یک نفر گرفتار شده باشد و در حادثهای دیگر چندین نفر زیر آوار مانده باشند. اما از نگاه یک امدادگر، هر دو ماموریت اهمیت یکسانی دارند.
برای ما تعداد افراد گرفتار یا محل وقوع حادثه تعیینکننده ارزش ماموریت نیست. مسیله اصلی این است که انسانی به کمک نیاز دارد و ما باید تمام توان خود را برای نجات او به کار بگیریم.
در حوادث کوهستانی، دریایی، جادهای یا آواربرداری، شکل عملیات متفاوت است، اما هدف نهایی تغییر نمیکند. ما به این دلیل در این حرفه حضور داریم که بتوانیم جان انسانها را نجات دهیم و فردی را که گرفتار شده است، دوباره به آغوش خانوادهاش بازگردانیم.
ماموریت در ساعات ابتدایی صبح؛ حرکت به سمت مهرگان و بیمارستان خلیج فارس
تسنیم: به روزهای جنگ رمضان برسیم. زمانی که حوادث و انفجارها در نقاط مختلف هرمزگان رخ میداد، شرایط فعالیت نیروهای امدادی چگونه بود؟
شرایط آن روزها با بسیاری از حوادث معمولی که پیشتر تجربه کرده بودیم، تفاوت داشت. در روزهای نخست جنگ، خبر حملات و تخریبها از نقاط مختلف میرسید و نیروهای امدادی باید خودشان را برای حضور در محل حوادث آماده میکردند.
یکی از دشواریهای اصلی این بود که اطلاعات اولیه همیشه کامل نبود. در برخی موارد فقط محدودهای کلی به ما اعلام میشد و تا زمانی که به محل حادثه میرسیدیم، تصویر دقیقی از ابعاد تخریب، تعداد افراد گرفتار و وضعیت ساختمانها نداشتیم.
در چنین شرایطی، باید با همان اطلاعات محدود حرکت میکردیم. اولویت این بود که هرچه سریعتر به محل برسیم، وضعیت را ارزیابی کنیم و عملیات جستوجو و نجات را آغاز کنیم.
نیروهای واکنش سریع هلالاحمر هرمزگان نیز در کنار سایر گروههای امدادی تلاش میکردند در نخستین فرصت در محل حاضر شوند. طبیعی است که در شرایط جنگی، سرعت عمل اهمیت زیادی دارد، اما این سرعت باید همراه با دقت و رعایت اصول ایمنی باشد.
تسنیم: یکی از ماموریتهایی که در ذهن شما باقی مانده، حادثه محدوده مهرگان و بیمارستان خلیج فارس است. چگونه از این حادثه مطلع شدید و ماموریت از چه زمانی آغاز شد؟
یکی از ماموریتهایی که جزییات آن همچنان در ذهنم مانده، مربوط به ساعات ابتدایی صبح بود. به ما اعلام کردند که باید به سمت محدوده مهرگان و بیمارستان خلیج فارس حرکت کنیم.
حادثه در ساعت 4:13 بامداد اتفاق افتاده بود. زمانی که شهر هنوز در تاریکی سحر قرار داشت و بسیاری از مردم در خواب بودند. ما نیز در همان ساعات اولیه برای حضور در محل و آغاز عملیات اعزام شدیم.
در آن لحظات اطلاعات کاملی از آنچه اتفاق افتاده بود نداشتیم. نمیدانستیم چند ساختمان آسیب دیدهاند، چه تعداد افراد زیر آوار گرفتار شدهاند و وضعیت افراد داخل ساختمانها چگونه است.
اما برای ما یک موضوع روشن بود؛ باید خودمان را به محل میرساندیم و هر کسی را که امکان نجاتش وجود داشت، پیدا میکردیم.
در چنین ماموریتهایی فرصت زیادی برای فکر کردن به حواشی وجود ندارد. وقتی اعلام میشود افرادی زیر آوار گرفتار شدهاند، تمام تمرکز امدادگر روی نحوه ورود، ارزیابی محل و شروع عملیات جستوجو قرار میگیرد.
تسنیم: وقتی به محدوده حادثه رسیدید، نخستین تصویری که با آن مواجه شدید چه بود؟
هنگامی که به محل رسیدیم، هوا هنوز کاملاً روشن نشده بود. چند ساختمان آسیب دیده بودند و مشخص بود که تعدادی از افراد زیر آوار گرفتار شدهاند.
مردم محلی و همسایهها نیز پیش از رسیدن نیروهای امدادی در محل حضور داشتند و برای کمک به افراد گرفتار تلاش میکردند. این موضوع در حوادث مختلف اتفاق میافتد؛ مردم وقتی میبینند ساختمان یا محل سکونت همسایههایشان آسیب دیده، نمیتوانند بیتفاوت بمانند و با هر وسیلهای که در اختیار دارند برای کمک وارد عمل میشوند.
البته باید توجه داشت که عملیات آواربرداری با کمکهای معمولی تفاوت دارد. در ساختمانهای آسیبدیده ممکن است بخشهایی از سازه همچنان ناپایدار باشد و جابهجایی نادرست آوار باعث ریزش بیشتر شود. بنابراین لازم است عملیات با ابزار مناسب و بر اساس ارزیابی شرایط انجام شود.
ما در آن شرایط باید هم به افراد گرفتار توجه میکردیم و هم مراقب بودیم هنگام ورود و جابهجایی آوار، خطر بیشتری متوجه مصدومان و نیروهای امدادی نشود.
ورود به ساختمانهای آسیبدیده؛ جستوجو برای یافتن گرفتارشدگان
تسنیم: نخستین عملیات شما در محل حادثه چگونه آغاز شد؟ آیا امکان ورود مستقیم به ساختمانها وجود داشت؟
در یکی از ساختمانها، درِ ورودی آسیب دیده بود و امکان ورود عادی وجود نداشت. به همین دلیل با استفاده از ابزارهای امدادی، مسیر ورود را باز کردیم تا بتوانیم وارد ساختمان شویم و وضعیت افراد داخل آن را بررسی کنیم.
پس از ورود، در یکی از اتاقها یک زن و یک مرد حضور داشتند و زن دیگری نیز زیر آوار گرفتار شده بود. باید با احتیاط شرایط را بررسی میکردیم و فرد گرفتار را به شکلی خارج میکردیم که آسیب بیشتری به او وارد نشود.
در عملیاتهای آوار، نحوه خارجکردن افراد اهمیت زیادی دارد. ممکن است فردی زیر قطعات ساختمان گرفتار شده باشد و جابهجایی ناگهانی بخشی از آوار، وضعیت او را وخیمتر کند. بنابراین باید با دقت و استفاده از ابزار مناسب، مسیر دسترسی را باز کنیم.
پس از آنکه توانستیم فرد گرفتار را خارج کنیم، او را تحویل نیروهای اورژانس و امدادی دادیم تا اقدامات درمانی و مراقبتهای لازم برایش انجام شود.
تسنیم: پس از این عملیات به سراغ ساختمان دیگری رفتید. وضعیت آن ساختمان چگونه بود؟
بعد از آن به سمت ساختمان دیگری رفتیم که یک ساختمان چهارطبقه با نمای آجری بود و آسیب جدی دیده بود.در چنین شرایطی نمیتوان فقط بر اساس ظاهر ساختمان درباره وضعیت افراد داخل آن تصمیم گرفت. ممکن است از بیرون تصور کنیم بخشهایی از ساختمان کاملاً تخریب شده یا امکان حضور فردی در آن وجود ندارد، اما در قسمتهایی از سازه همچنان فضاهایی باقی مانده باشد که افراد در آن گرفتار شده باشند.
به همین دلیل باید بخشهای قابل دسترس را بررسی کنیم و جستوجو را با دقت ادامه دهیم. هر نشانهای میتواند اهمیت داشته باشد؛ گاهی یک صدای ضعیف، یک مسیر دسترسی یا نشانهای در میان آوار میتواند ما را به فردی برساند که همچنان به کمک نیاز دارد.
تسنیم: در ادامه عملیات، چگونه به ساختمانی رسیدید که بعدها به نام ساختمان شهید تنگسیری شناخته شد؟
در جریان عملیات، یکی از همکارانم از من خواست به ساختمانی در مجاورت ساختمانی که بعداً بهعنوان ساختمان شهید تنگسیری شناخته شد، مراجعه کنم.
به آن محل رفتیم و عملیات جستوجو را آغاز کردیم. در آنجا با وضعیتهای متفاوتی مواجه شدیم. در بخشی از عملیات توانستیم یک نفر را زنده از زیر آوار خارج کنیم، اما در مورد فرد دیگری با پیکر جانباخته مواجه شدیم.
در قسمت دیگری نیز با همکاری نیروهای آتشنشانی موفق شدیم فردی را نجات دهیم.
این عملیاتها بهصورت مرحلهای پیش میرفت. هر بخش از ساختمان شرایط خاص خودش را داشت و باید متناسب با وضعیت آوار، راه دسترسی و احتمال حضور افراد گرفتار تصمیم میگرفتیم.
در ساختمان چهارطبقه نیز تلاش کردیم با استفاده از ابزارهای امدادی و مهار بخشهای لازم، مسیر دسترسی به افراد گرفتار را باز کنیم. در این شرایط، همکاری میان نیروهای امدادی و آتشنشانی اهمیت زیادی داشت؛ زیرا هر گروه با توجه به تخصص و امکانات خود بخشی از عملیات را پیش میبرد.
تسنیم: در چنین شرایطی که احتمال وجود افراد زنده و جانباخته بهصورت همزمان وجود دارد، امدادگر چگونه تمرکز خود را حفظ میکند؟
این یکی از سختترین بخشهای امدادگری است. شما در یک نقطه ممکن است فردی را زنده پیدا کنید و در نقطه دیگر با پیکر فردی مواجه شوید که جان خود را از دست داده است. این وضعیت از نظر روحی دشوار است، اما امدادگر باید بتواند تمرکز خود را حفظ کند.
وقتی فردی زنده از زیر آوار بیرون میآید، برای همه نیروهای حاضر امید ایجاد میشود و همین اتفاق انگیزه میدهد که جستوجو را ادامه دهیم.
اما وقتی با پیکر جانباختگان مواجه میشویم، طبیعتاً فضای عملیات سنگینتر میشود. با این حال، تا زمانی که ماموریت پایان نیافته و همه بخشهای موردنظر بررسی نشدهاند، وظیفه ما ادامه جستوجو است.
ما باید بتوانیم احساسات خود را مدیریت کنیم و در عین حال، احترام و شان افرادی را که در حادثه جان باختهاند، حفظ کنیم.
جستوجو در تاریکی شب؛ زندهیاب و ماشینآلات سنگین وارد عملیات شدند
تسنیم: با گذشت زمان و نزدیکشدن شب، چه تغییراتی در روند عملیات ایجاد شد؟
هرچه زمان میگذشت، شرایط عملیات دشوارتر میشد. در ساعات ابتدایی، بخشهایی از آوار را میتوانستیم با ابزارهای دستی و بهصورت مرحلهای جابهجا کنیم، اما در بعضی قسمتها حجم و سنگینی آوار بهاندازهای بود که ادامه کار بدون استفاده از ماشینآلات سنگین امکانپذیر نبود.
در عملیات آواربرداری باید میان سرعت و دقت تعادل برقرار شود. نمیتوان بدون ارزیابی، آوار را بهسرعت جابهجا کرد؛ زیرا ممکن است افرادی زیر آن گرفتار باشند یا بخشهایی از سازه همچنان ناپایدار باشد.
به همین دلیل، در ابتدا تلاش میکنیم قسمتهایی را که امکان دسترسی به آنها با ابزار دستی وجود دارد، بررسی کنیم و پس از ارزیابی شرایط، در بخشهای لازم از ماشینآلات سنگین استفاده شود.
در این عملیات نیز با پیشرفت کار، در برخی قسمتها به امکانات سنگینتر نیاز پیدا کردیم و روند آواربرداری با توجه به شرایط محل ادامه یافت.
تسنیم: آیا در این عملیات از دستگاه زندهیاب هم استفاده شد؟ این دستگاه تا چه اندازه میتواند به یافتن افراد گرفتار کمک کند؟
بله، در کنار روشهای معمول جستوجو، از دستگاه زندهیاب نیز استفاده کردیم. این دستگاه میتواند نشانههایی را ثبت کند که به هدایت عملیات جستوجو کمک میکند.
البته باید به این نکته توجه داشت که دستگاه زندهیاب بهتنهایی مشخص نمیکند فردی که در زیر آوار قرار دارد زنده است یا جان خود را از دست داده است. خروجی دستگاه باید بررسی و با سایر نشانهها ارزیابی شود.
به همین دلیل نمیتوان صرفاً بر اساس یک علامت یا نتیجه دستگاه تصمیم گرفت که عملیات در یک نقطه متوقف شود یا فردی حتماً زنده است. باید بررسیهای تکمیلی انجام شود و جستوجو با رعایت اصول فنی ادامه پیدا کند.
در عملیاتهای آواربرداری، فناوری و تجهیزات کمککننده هستند، اما تجربه نیروها، ارزیابی میدانی و تصمیمگیری درست نیز نقش بسیار مهمی دارند.
تسنیم: در بخشهایی از ساختمان که امکان دسترسی وجود نداشت، چگونه عملیات جستوجو را ادامه میدادید؟
در برخی قسمتها امکان ورود مستقیم وجود داشت و امدادگران توانستند وارد شوند و جستوجو کنند. در بخشهای دیگر نیز وضعیت آوار بهگونهای بود که باید ابتدا شرایط بررسی و مسیر دسترسی ایمن ایجاد میشد.
بعضی قسمتها بررسی شدند، اما در برخی نقاط نشانهای از حضور افراد پیدا نکردیم. با این حال، در چنین عملیاتهایی نمیتوان صرفاً به یک بررسی محدود اکتفا کرد؛ باید مطمین شویم بخشهای موردنظر بهدرستی جستوجو شدهاند.
امدادگر در این شرایط همزمان با چند مسیله مواجه است: احتمال زندهبودن افراد، وضعیت سازه، ایمنی نیروها، محدودیت دسترسی و زمان. از یک طرف هر لحظه برای فردی که زیر آوار گرفتار شده اهمیت دارد و از طرف دیگر، عجله بدون ارزیابی میتواند جان نیروهای امدادی و حتی افراد گرفتار را بیشتر به خطر بیندازد.
این همان پیچیدگی عملیات آواربرداری است؛ جایی که باید با وجود فشار زمانی و شرایط دشوار، تصمیمهای دقیق و حسابشده گرفت.
لحظه تلخ یافتن پیکر مطهر دریابان شهید علیرضا تنگسیری
تسنیم: یکی از تاثیرگذارترین بخشهای روایت شما به لحظه پیدا شدن پیکر دریابان شهید علیرضا تنگسیری مربوط میشود. چگونه به پیکر این شهید بزرگوار رسیدید؟
با ادامه عملیات و جابهجایی آوارها، سرانجام به پیکر یکی از شهدا رسیدیم. مانند دیگر مراحل عملیات، باید کار را با دقت و احترام پیش میبردیم.
در ابتدا تمرکز ما بر انجام صحیح عملیات و خارجکردن پیکر از زیر آوار بود، اما وقتی همکاران و افراد حاضر در محل او را شناختند و مشخص شد پیکر متعلق به دریابان پاسدار شهید علیرضا تنگسیری است، فضای عملیات کاملاً تحت تاثیر قرار گرفت.
تا پیش از آن، ما با یک ماموریت امدادی روبهرو بودیم و مانند تمام ماموریتهای دیگر تلاش میکردیم افراد گرفتار را پیدا کنیم. اما وقتی متوجه شدیم با پیکر این سردار بزرگ مواجه شدهایم، حالوهوای آن لحظه برایم سنگینتر شد.
فضای حادثه، سکوتی که در اطراف حاکم شده بود و اندوهی که در چهره نیروهای حاضر دیده میشد، آن لحظه را به یکی از خاطرات فراموشنشدنی زندگی امدادی من تبدیل کرد.
تسنیم: شما سالها در عملیاتهای سخت حضور داشتهاید. مواجهه با پیکر شهید تنگسیری چه تفاوتی با تجربههای قبلی شما داشت؟
در طول سالهای فعالیت امدادی، صحنههای دشوار زیادی دیدهام؛ از تصادفهای شدید جادهای و حوادث کوهستان گرفته تا زلزله، انفجار و عملیاتهای آواربرداری.
طبیعتاً وقتی سالها در این حرفه فعالیت میکنید، با صحنههایی روبهرو میشوید که از نظر روحی بسیار سنگین هستند. با این حال، بعضی لحظهها حتی با وجود تمام تجربهای که دارید، باز هم تاثیر عمیقی بر شما میگذارند.
پیدا شدن پیکر دریابان شهید علیرضا تنگسیری برای من یکی از همان لحظهها بود. وقتی متوجه شدیم پیکر متعلق به ایشان است، احساس اندوه و احترام عمیقی در وجودم شکل گرفت.
آن لحظه برای من صرفاً پیدا شدن پیکر یک فرد در عملیات آواربرداری نبود؛ با پیکر سرداری مواجه شده بودیم که نام و جایگاهش برای حاضران در محل شناختهشده بود. همین موضوع فضای عملیات را از نظر عاطفی متفاوت کرده بود.
تسنیم: پس از پیدا شدن پیکر شهید تنگسیری، عملیات جستوجو به پایان رسید؟
خیر؛ ماموریت ما با پیدا شدن پیکر شهید تنگسیری تمام نشد. آوارهای دیگری باقی مانده بود و احتمال میدادیم افراد دیگری نیز در بخشهای مختلف گرفتار باشند.
در عملیات امداد و نجات نمیتوان به دلیل تلخی یک اتفاق یا سنگینی فضای حادثه، کار را متوقف کرد. باید دوباره به ماموریت برگردیم؛ زیرا ممکن است هنوز انسانی در نقطهای از آوار به کمک نیاز داشته باشد.
وقتی پیکرها یکی پس از دیگری پیدا میشوند، عمق فاجعه بیشتر آشکار میشود و از نظر روحی شرایط سختتر میشود، اما تا زمانی که عملیات پایان نیافته باشد، باید جستوجو را ادامه داد.
برای ما مهم بود که بخشهای بررسینشده باقی نماند و هر کاری که از نظر فنی و عملیاتی امکانپذیر است، برای یافتن افراد گرفتار انجام شود.
امدادگری در شرایط جنگی؛ مسیولیتی فراتر از مهارت و تجهیزات
تسنیم: در شرایط جنگی که اطلاعات اولیه ناقص است و دسترسی به بخشهایی از محل حادثه دشوار میشود، مهمترین چالش نیروهای امدادی چیست؟
در چنین شرایطی، نخستین چالش این است که باید با اطلاعات محدود تصمیم بگیریم. گاهی فقط یک محدوده کلی به ما اعلام میشود و تا رسیدن به محل، از تعداد افراد گرفتار، میزان تخریب و وضعیت ساختمانها اطلاع دقیقی نداریم.
پس از رسیدن نیز ممکن است با شرایطی مواجه شویم که با اطلاعات اولیه تفاوت داشته باشد. بنابراین باید خیلی سریع وضعیت را ارزیابی کنیم و بر اساس واقعیت میدانی تصمیم بگیریم.
چالش دیگر، ایمنی نیروهای امدادی است. ما برای نجات جان افراد به محل حادثه میرویم، اما باید مراقب باشیم خودمان نیز گرفتار حادثه نشویم. اگر امدادگر بدون رعایت اصول ایمنی وارد محیط ناپایدار شود، ممکن است تعداد افراد نیازمند نجات بیشتر شود.
همچنین حجم آوار، محدودیت دسترسی، نیاز به تجهیزات تخصصی و طولانیشدن عملیات از دیگر دشواریهاست. در این شرایط، هماهنگی میان تیمهای مختلف امدادی اهمیت زیادی دارد.
تسنیم: تجربه این ماموریتها چه چیزی درباره اهمیت آموزش و آمادگی نیروهای امدادی به شما آموخته است؟
یکی از مهمترین درسهایی که در سالهای فعالیت خود گرفتهام، این است که امدادگری فقط به حضور فیزیکی در محل حادثه محدود نمیشود.یک امدادگر باید از نظر جسمانی آمادگی داشته باشد، آموزشهای تخصصی را فراگرفته باشد، کار با ابزار و تجهیزات را بداند و بتواند در شرایط دشوار تصمیمگیری کند.
در عملیاتهای پیچیده، گاهی یک تصمیم درست میتواند مسیر نجات فردی را هموار کند و یک تصمیم نادرست ممکن است شرایط را دشوارتر کند. به همین دلیل آموزش مستمر و تمرینهای عملی اهمیت زیادی دارد.
از سوی دیگر، کار امدادی یک فعالیت فردی نیست. حتی اگر یک امدادگر تجربه زیادی داشته باشد، بدون همکاری سایر نیروها نمیتواند تمام ابعاد یک عملیات پیچیده را مدیریت کند. هماهنگی و کار گروهی از مهمترین عوامل موفقیت در ماموریتهاست.
تسنیم: در کنار مهارتهای تخصصی، چه ویژگی روحی و شخصیتی برای یک امدادگر ضروری است؟
به اعتقاد من، مهمترین موضوع باور به ارزش جان انسانهاست. شما باید واقعاً به این باور رسیده باشید که نجات جان یک انسان ارزش تلاش و تحمل سختیهای فراوان را دارد.
امدادگر ممکن است ساعتها در شرایط دشوار کار کند، خستگی جسمانی داشته باشد یا با صحنههایی روبهرو شود که از نظر روحی بسیار سنگین هستند. اگر انگیزه و باور درونی وجود نداشته باشد، ادامه این مسیر دشوار خواهد بود.
در طول سالهای فعالیت، بارها دیدهام که نتیجه عملیات همیشه مطابق انتظار ما نیست. گاهی فردی را زنده از زیر آوار بیرون میآوریم و گاهی با وجود تمام تلاشها، موفق به نجات جان فرد نمیشویم.
اما در هر دو حالت، وظیفه ما یکسان است؛ باید تمام توان، دانش و تجربه خود را به کار بگیریم. نتیجه همیشه در اختیار ما نیست، اما میزان تلاش، دقت و تعهدمان به مسیولیتی که پذیرفتهایم، در اختیار خود ماست.
تسنیم: تلخترین و شیرینترین لحظههای امدادگری برای شما چه زمانی است؟
شاید شیرینترین لحظه برای یک امدادگر زمانی باشد که فردی را زنده از شرایط دشوار خارج میکند و میبیند که آن فرد فرصت بازگشت به زندگی و آغوش خانوادهاش را پیدا کرده است.
گاهی در میان آوار، شرایطی وجود دارد که احتمال نجات بسیار دشوار به نظر میرسد، اما وقتی فردی زنده پیدا میشود، تمام خستگیهای عملیات برای لحظاتی فراموش میشود. این اتفاق به ما امید میدهد و انگیزهمان را برای ادامه کار بیشتر میکند.
در مقابل، تلخترین لحظه زمانی است که با وجود تمام تلاشها، به پیکر فردی میرسیم که جان خود را از دست داده است. بهخصوص وقتی حادثه گسترده باشد و پیکرها یکی پس از دیگری پیدا شوند، سنگینی شرایط بیشتر احساس میشود.
با این حال، امدادگر باید بتواند در چنین لحظههایی نیز وظیفه خود را ادامه دهد. ما نمیتوانیم اجازه دهیم اندوه یک مرحله از عملیات، مانع تلاش برای نجات فرد دیگری شود.
تسنیم: اگر بخواهید پس از بیش از دو دهه فعالیت در جمعیت هلالاحمر، مهمترین تجربه زندگی حرفهای خود را بیان کنید، آن تجربه چیست؟
مهمترین چیزی که در این سالها یاد گرفتهام، این است که در امدادگری هیچ انسانی را نمیتوان با فرد دیگری مقایسه کرد. هر انسانی که گرفتار حادثه شده، برای خانوادهاش ارزشمند است و نجات او میتواند زندگی یک خانواده را تغییر دهد.
ممکن است در یک حادثه تنها یک نفر گرفتار شده باشد و در حادثهای دیگر تعداد زیادی از افراد به کمک نیاز داشته باشند؛ اما برای ما هر جان بهاندازه یک دنیا ارزش دارد.
در این حرفه، باید همیشه آماده باشیم؛ آماده حضور در حادثه، آماده مواجهه با شرایط غیرمنتظره و آماده انجام ماموریتی که شاید ساعتها طول بکشد و نتیجه آن از ابتدا مشخص نباشد.
برای من، امدادگری فقط یک شغل نیست؛ مسیولیتی است که از سال 1380 با ورود داوطلبانه به هلالاحمر پذیرفتهام و تلاش کردهام در تمام این سالها به آن وفادار بمانم.
امیدوارم بتوانیم با آموزش، آمادگی و تلاش بیشتر، در حوادث آینده جان افراد بیشتری را نجات دهیم و هیچ انسانی به دلیل نبود امکانات یا تاخیر در امدادرسانی، فرصت نجات را از دست ندهد.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗