اقتصادی ·

الگوریتم جنگ استراتژیک

شرایط کنونی بین ایران و ایالات متحده، نمونه‌ای بالغ از جنگ هیبرید در قالب لبه پرتگاه است. این رویارویی، طبق الگوریتم‌های کلاسیک جنگ هیبرید، ترکیبی هوشمندانه از ابزارهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک، اطلا…
شرایط کنونی بین ایران و ایالات متحده، نمونه‌ای بالغ از جنگ هیبرید در قالب لبه پرتگاه است. این رویارویی، طبق الگوریتم‌های کلاسیک جنگ هیبرید، ترکیبی هوشمندانه از ابزارهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک، اطلاعاتی روانی، سایبری نامتقارن را به کار گرفته و آن را تا لبه‌ی پرتگاه پیش برده است. هر دو طرف در منطقه خاکستری مانور می‌دهند؛ جایی که هدف، دستیابی به اهداف استراتژیک بدون عبور به درگیری تمام‌عیار است. از منظر نظریه جنگ، این وضعیت را می‌توان با مفاهیم استراتژی تعارض تحلیل کرد: یک بازی تهدید قابل‌اعتماد و ریسک کنترل‌شده که در آن هر طرف تلاش می‌کند اراده و تحمل طرف مقابل را تست کند. بر اساس دکترین جنگ یا تهدید جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است؛ اما در نسخه هیبرید آن، سیاست با لایه‌های متعدد اقتصادی تحریمی، عملیات اطلاعاتی، نفوذ منطقه‌ای و جنگ روایی پیش می‌رود. الگوریتم عملیاتی جنگ هیبرید در این میدان به صورت زیر اجرا می‌شود: لایه اقتصادی تحریمی اقتصاد به مثابه سلاح: آمریکا از تحریم‌های ثانویه و فشار مالی حداکثری برای فرسایش تاب‌آوری اقتصادی ایران استفاده می‌کند. لایه نظامی نامتقارن: ایران با توسعه موشکی دقیق، پهپادی، جنگ الکترونیک و شبکه مقاومت منطقه‌ای ، بازدارندگی نامتقارن ایجاد کرده است. لایه اطلاعاتی روانی و سایبری: هر دو طرف در حال رقابت برای شکل‌دهی به روایت بین‌المللی و مدیریت ادراک داخلی هستند. لایه دیپلماتیک: ایران از چندجانبه‌گرایی بریکس، شانگهای، روابط با چین و روسیه برای شکست انزوای تحمیلی بهره می‌برد. در این الگوریتم، برنده طرفی است که تاب‌آوری سیستمیک بالاتری داشته باشد و بهتر بتواند هزینه‌ها را توزیع و جذب کند.