خبری
·
اعترافات ناصرالدینشاه در سفرنامه عتبات؛ از حیرت در کربلا تا زیارت مزار امیرکبیر
از پل سفید الی دروازه نجف طرفین راه، از زن و مرد همه آدم بودند، مثل اینکه وارد شهر کاشان یا اصفهان شدهایم، داد و فریاد غریبی میکردند، یک علَم و دُهُل هم آورده بودند، میزدند. علمهای حضرت عباس را جلو آوردند. حالت غریبی داشتم، گیج بودم، نمیدانستم کجا میروم.
از پل سفید الی دروازه نجف طرفین راه، از زن و مرد همه آدم بودند، مثل اینکه وارد شهر کاشان یا اصفهان شدهایم، داد و فریاد غریبی میکردند، یک علَم و دُهُل هم آورده بودند، میزدند. علمهای حضرت عباس را جلو آوردند. حالت غریبی داشتم، گیج بودم، نمیدانستم کجا میروم.
1 بازدید
منبع اصلی ↗