خبری
·
چرا امام(ره) فرمودند: یا خرمشهر یا سپاه؟
رضایی: «امام گفتند به فلانی بگویید که یا سپاه یا خرمشهر.» هیچ گاه امام با سپاه اینطور برخورد نکرده بودند.
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سه روز از پذیرش قطع نامه 598 توسط ایران گذشته بود که صدام دوباره تصمیم گرفت شانس خود را برای رسیدن به رویای شیرین تصرف خرمشهر با به قول خودشان «محمره»، امتحان کند.
همان ایام بود که گزارشهایی هم به امام خمینی(ره) رسیده بود مبنی بر اینکه نیرو برای جنگیدن کم است و ... شاید همین گزارشات به گوش دیکتاتور دیوانه عراق رسیده بود که 31 تیر سال 67 چند لشکر به سمت مرزهای ایران روانه شد.
محسن رضایی که مسیولیت کل سپاه را در سالهای قبل بر عهده داشت اینطور روایت میکند: اصولا صدام هم باید بلافاصله پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران آن را می پذیرفت اما صدام قطعنامه 598 را نپذیرفت و اعلام کرد:«من به پذیرش ایران مشکوک هستم.» و چند روز بعد، به جای اینکه آتش بس اعلام کند، اولین هجوم خود را از منطقه کوشک به خوزستان آغاز کرد. ارتش عراق در حقیقت حدود پنج، شش روز بعد از اینکه ایران قطعنامه 598 را پذیرفت، به جای اینکه او هم بپذیرد و اعلام آتش بس کند، از مناطق حسینیه و کوشک در شمال خرمشهر به سمت جاده اهواز ـ خرمشهر حمله و این جاده را تصرف کرد و خرمشهر محاصره و امکان تدارکات به شهر و ارتباط بین نیروهایی که در پادگان حمید بودند، با نیروهایی که در خرمشهر بودند قطع شد.
روز پنجم یا ششم هجوم سراسری عراق بود که حاج احمد آقا خمینی با من تماس گرفت و گفت: «امام گفتند به فلانی بگویید که یا سپاه یا خرمشهر.» از اول جنگ تا آن موقع، هیچ گاه امام با سپاه اینطور برخورد نکرده بود و این نشان میدهد که مساله خرمشهر در آخر جنگ خیلی مهمتر از مساله خرمشهر در ابتدای جنگ است.»
آنچه صدام روی آن حساب کرد، این بود که حالا بعد از پذیرش قطع نامه وقتی تعدادی از رزمندگان و مردم که به این مدل از پایان جنگ ابراز ناراحتی میکردند، صدای مخالفشان بلند خواهد شد و جامعه دچار عدم وحدت شده و در ادامه تشنجات ایجاد شده راه را برای او و سربازانش باز خواهد کرد.
اسلحه همه خراب شد الا مریم امجدی/آدیداس سفید بهجای پوتین!
یعقوب زهدی نیز فرمانده توپخانه سپاه پاسداران در آن زمان از لحظه شنیدن این جمله جدی و شاید تند امام خمینی(ره) میگوید: «ایشان گفتند که یا سپاه یا خرمشهر؛ یعنی اگر دوباره خرمشهر را از دست بدهیم، سپاه بی سپاه، دیگر سپاه نمیتوانست سربلند کند.»
بلافاصله بعد از این جمله و البته با اطلاع از حرکت لشکریان دشمن، فرماندهان سپاه به سرعت جلسهای تشکیل دادند و اعلام بسیج عمومی داده شد. تعداد داوطلبین آنقدر زیاد بود که دیگر برای اسکان و تجهیز آنها هم مشکلاتی به وجود آمده بود. رزمندگان دسته دسته راهی جبهه میشدند تا نگذارند پای سرباز متجاوزی به این کشور باز شود. پیام فرمانده کل قوا انگار جانی تازه به جبههها بخشیده بود.
عملیاتی با نام عملیات «سرنوشت» طراحی شد و 48 ساعت نیز مدت حمله طول کشید. محسن رضایی در خصوص علت نامگذاری آن نیز میگوید: با توجه به جمله حضرت امام(ره) این نام را انتخاب کردیم.
سردار محمدرضا عیدی زاده، فرمانده وقت لشکر مهندسی رزمی 42 قدر، زمان پایان عملیات را اینطور توصیف میکند: «زمانی که حمله دوباره عراقیها شروع شد، رزمندهها با شجاعت با آنها مقابله کردند. حضور گسترده مردم، بسیار درخور توجه و تامل بود. آیتالله خامنهای که در آن زمان امامجمعه تهران بود، اعلام کردند که همه رزمندهها و ایمه جمعه بهطرف جبهه حرکت کنند. خود ایشان در جبهه حاضر شدند و نیروهای مردمی بسیار زیادی به دنبال این حرکت به جبهه رفتند.
تقریباً اینها تازه به پشت جبهه رسیده بودند که رزمندگان جلوی نیروهای دشمن را در منطقه خرمشهر گرفتند و نگذاشتند از منطقه ایستگاه حسینیه جلوتر بیایند. از طرف کوشک به سمت اهواز هم، همان تعداد معدود رزمندگان، با پشتیبانی و لطف خدا، جلوی دشمن را گرفتند.
بسیجیهای زیادی، آن روزها در عقبههای لشکرها جمع شده بودند. این نیروها بهصورت گسترده وارد جنگ نشدند؛ ولی حرکت مردمی که آن روز انجام شد، بسیار مهم بود و نشاندهنده تصمیم بهموقع ولیفقیه، روحانیت و ایمه جمعه شهرستانها در پشتیبانی از قوای رزمی کشور بود.»
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗