جهان ·

جنگ شناختی و تقابل اراده‌ها

تغییر پارادایم نبرد در جهان امروز، خطوط مقدم جبهه‌ها را از مرزهای جغرافیایی به «عمق اذهان و افکار عمومی» منتقل کرده است. جنگ شناختی، در ماهیت و هدف غایی، امتداد همان جنگ سخت است؛ هدفی جز «از پای درآور…
تغییر پارادایم نبرد در جهان امروز، خطوط مقدم جبهه‌ها را از مرزهای جغرافیایی به «عمق اذهان و افکار عمومی» منتقل کرده است. جنگ شناختی، در ماهیت و هدف غایی، امتداد همان جنگ سخت است؛ هدفی جز «از پای درآوردن حریف، تسلیم اراده‌ها و فروپاشی از درون» ندارد. با این حال، آنچه این نبرد را پیچیده‌تر و ویرانگرتر می‌سازد، تغییر بنیادین در شیوه تهاجم و ابزارهای آن است. در جنگ شناختی، ما با یک «تهاجم خاموش و بدون مرز» مواجهیم. در این کارزار، تفکیک میان دوست و دشمن مه‌آلود است و نفوذ، نه از طریق تسلیحات سخت، بلکه از بستر رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و جریان آزاد اطلاعات صورت می‌پذیرد. دشمن در این نبرد نامتقارن، یک «مهندسی آشوب» چندلایه را طراحی کرده است که موتور محرک آن عملیات روانی و دستکاری ادراک است. مکانیزم عمل در این جنگ بر شش ستون ویرانگر استوار است: ۱. مشروعیت‌زدایی: هدف قرار دادن مبانی و فلسفه وجودی حاکمیت. ۲. اعتبارزدایی: تخریب چهره نهادها، رسانه‌های رسمی و شخصیت‌های مرجع. ۳. اعتمادزدایی:گسستن پیوند میان ملت و حاکمیت و ایجاد سوءظن فراگیر در جامعه. ۴. قداست‌زدایی:شکستن حریم ارزش‌های دینی، ملی و هنجارهای اخلاقی که شیرازه انسجام اجتماعی‌اند. ۵. ناکارآمدنمایی: پمپاژ رسانه‌ای برای القای بن‌بست، بحران‌نمایی و نادیده گرفتن دستاوردها. ۶. ناامیدسازی:کشتن روحیه امید به آینده که در حکم خلع سلاح روانی یک ملت است. هدف نهایی این استراتژی شش‌گانه، فرسایش و انهدام «سرمایه اجتماعی» است. دشمن می‌کوشد با تصرف ذهن‌ها، جامعه را به نقطه «رویگردانی اجتماعی» و انفعال بکشاند تا نیروی مردمی که اصلی‌ترین سپر دفاعی کشور است، کارکرد خود را از دست بدهد.