خبری
·
«قل هوالله یادت نرود»؛ آخرین سفارش مادر مینابی به دختر ۹ سالهاش
آخرین تصویرش هنوز در ذهن مادر زنده است؛ دختربچهای ۹ ساله که با خنده از خودرو پیاده شد و گفت: «مامان ببین با چه کفشی دارم به مدرسه میروم.» چند دقیقه بعد، مادر از پشت همان لبخند، تنها خاطرهای برای همیشه در دلش نگه داشت؛ خاطره آخرین صبحی که «ستایش» راهی مدرسه شد و دیگر هرگز به خانه بازنگشت.
آخرین تصویرش هنوز در ذهن مادر زنده است؛ دختربچهای ۹ ساله که با خنده از خودرو پیاده شد و گفت: «مامان ببین با چه کفشی دارم به مدرسه میروم.» چند دقیقه بعد، مادر از پشت همان لبخند، تنها خاطرهای برای همیشه در دلش نگه داشت؛ خاطره آخرین صبحی که «ستایش» راهی مدرسه شد و دیگر هرگز به خانه بازنگشت.
2 بازدید
منبع اصلی ↗