خبری ·

رسانه عبری مشکلات و معضلات اسراییل را فهرست کرد

یک رسانه عبری زبان مشکلات و معضلات راهبردی پیش روی رژیم اسراییل را فهرست کرده و در مورد آن توضیح داد.
بین الملل به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، روزنامه یسراییل هیوم در مقاله‌ای به بررسی برخی از کلیدواژه‌‌هایی پرداخت که این روزها رژیم صهیونیستی با آن به شدت درگیر است و در این رابطه راهبردها و برنامه‌های تل آویو را بازگو کرد که برخی از مهمترین آنها بدین شرح‌ است: معاریو: اسراییل سال 2048 را نخواهد دید ایران به نوشته یسراییل هیوم: این موضوع همچنان محور اصلی تمرکز در سال آینده خواهد بود. واشنگتن و تل آویو امیدوارند که تحریم‌های اقتصادی، ایران را خسته کرده یا آن را به دادن امتیاز وادار کند. در همین حال، ساختار نظامی اسراییل در حال آماده‌سازی برای دفاع در بالاترین سطح از زمان‌های گذشته است و برای سناریوهای متعدد، از جمله حمله ایران به اسراییل، آماده می‌شود. در این میان، اورانیوم غنی‌شده همچنان در اختیار ایران قرار دارد، که این یک منبع نگرانی است و می‌تواند به یک خطر وجودی تبدیل شود. انتخابات در بیست و هفتم اکتبر، نه تنها مشخص خواهد شد چه کسی رییس کابینه خواهد بود و ماهیت آن چه خواهد بود، بلکه مسیر آینده اسراییل در سال‌های پیش رو نیز تعیین می‌شود. آیا مانند کابینه قبلی همه مسیرها و بسترها را باز نگه خواهد داشت، یا برای بستن برخی از آنها اقدام خواهد کرد؟ و آیا انزوای بین‌المللی اسراییل که اکنون دچار آن شده شرایط بدتری به خود خواهد گرفت، آیا این انزوا به سوی تحریم‌های مختلف و در تمام زمینه‌های ممکن از جمله امنیت، تجارت، محافل آکادمیک و ورزش منجر خواهد شد؟ منابع اسراییل به کجا هدایت خواهد شد: آیا به سمت جمعیت و بخش‌هایی که کمترین مشارکت را در روند پیشبرد دارند، یا به سمت رشد و آموزش رهنمون می‌شود؟ سربازگیری این نقطه حیاتی نه تنها بیانگر سمت و سوی آینده ارتش اسراییل است، و نه تنها کاهش بار از روی دوش نیروهای ذخیره و یگان‌های کادر کم می‌کند (که در جنگ‌های متعدد و مختلف دچار فرسودگی کامل شده‌اند)، بلکه آزمونی واقعی برای ساختار تشکیل دهند اسراییل و ارزش برابری (ادعایی) موجود در این جامعه است. کابینه رو به پایان با شکستی فاحش در حفظ بقای خود روبرو شد؛ کابینه بعدی باید تصمیم بگیرد چه چیزی مهم‌تر است: قدرت یا اسراییل و ارتش. اسراییل از زمان تشکیل کابینه در چهار سال پیش، در معرض یک خود تهاجمی داخلی قرار گرفته است؛ از جمله تلاشی عامدانه برای تضعیف دستگاه قضایی و رسانه‌ها، که تحت پوشش جنگ و خستگی افکار عمومی (که از حجم اعتراضات مردمی کاسته اما از انتقادات نکاسته) ادامه یافته است. مردان هیچ‌کاره انتصاب دیوید زینی و رومن گوفمان به عنوان روسای سازمان امنیت عمومی (شاباک) و موساد صرفاً به دلیل وفاداری شخصی آنها به نخست‌وزیر صورت گرفته است و هیچ کس توجهی به فقدان پیشینه حرفه‌ای مناسب آنها در این پست‌ها، ایال زامیر (رییس ستاد کل) را به عنوان تنها متخصص در هرم تصمیم‌گیری امنیتی در اسراییل(فلسطین اشغالی) باقی می‌گذارد. در سایه ترس مداوم از سوءاستفاده سیاسی از امنیت، و تحت فرماندهی یک وزیر جنگ فاجعه بار، زامیر مجبور است در یک میدان مین پیچیده امنیتی-عمومی-سیاسی مانور دهد؛ آن هم در شرایطی که ارتش از 7 اکتبر(عملیات طوفان الاقصی) دچار بحرانی عمیق شده و تحت بار سنگین ناشی از جنگی بی‌پایان قرار دارد. حماس به زعم یسراییل هیوم، با وجود آنکه ضربات سختی به حماس وارد شده است اما این خسارات کمتر از آن چیزی است که اسراییل آرزو می‌کرد. خلاصه کلام اینکه حماس همچنان بر غزه تسلط دارد و سخت در تلاش است تا نفوذ خود را تقویت کند. اسراییل به تهدیدهای خود مبنی بر ازسرگیری جنگ ادامه می‌دهد، اما تردید وجود دارد که بتواند از این طریق حماس را شکست دهد. مسیر جایگزین، یعنی تشکیل یک حکومت فلسطینی دیگر در غزه که حماس را از مراکز قدرت برکنار کند، هنوز به دلایل سیاسی امتحان نشده است. ترکیه در سایه یک رهبر افراطی، مذهبی و دارای کاریزما (اردوغان و همچنین جانشین تعیین‌شده‌اش، هاکان فیدان) که جاه‌طلبی‌های خود را پنهان نمی‌کند، آنکارا تهدید می‌کند که به یک چالش بسیار حیاتی برای اسراییل تبدیل شود. عضویت آن در ناتو، ایتلاف جدیدش با عربستان سعودی و پاکستان، نزدیکی‌اش به ترامپ و نفوذش در عرصه شمالی، همگی عواملی هستند که اسراییل را ملزم می‌کنند تا برای رویارویی با آن آماده شود؛ اگرچه قرار دادن آن در ردیف ایران اشتباه است: بر خلاف تهران، آنکارا یک شریک برای گفتگو محسوب می‌شود و اسراییل با آن پل‌های ارتباطی متعددی دارد که هنوز قطع نشده‌اند و می‌توان از آنها بهره برد. کرانه باختری تا همین اواخر، این منطقه آرام‌ترین بخش بود، اما در ماه‌های اخیر به منبع اصلی نگرانی نهادهای امنیتی تبدیل شده است. به اعتراف این رسانه عبری زبان رفتارهای متعمدانه کابینه اسراییل سبب شده است تا آمار جرایم نژادپرستانه (شهرک نشینان صهیونیست) به شدت افزایش یابد. ماه اعیاد پیش‌رو یک دوره آزمایشی حیاتی برای ثبات امنیتی و همچنین برای تداوم مسیر تشکیلات خودگردان فلسطین در سایه رهبری کهنسال و غیرمحبوب خواهد بود؛ آن هم در شرایطی که تلاش‌های بی‌سابقه‌ای برای احداث شهرک‌ها و مزرعه‌ها در میدان و روی زمین جریان دارد. کسری بودجه شدت مناقشه بر سر بودجه نظامی در هفته‌های اخیر دوباره بالا گرفته است؛ همراه با تهدیدهای مکرر ارتش اسراییل مبنی بر اینکه در سایه بودجه ناکافی با دشواری‌های زیادی در انجام ماموریت‌های خود روبرو خواهد شد و توسعه تجهیزات و تسلیحات در آینده به شدت آسیب خواهد دید. وزارت دارایی ادعا می‌کند که این تنها تاکتیک "چوپان دروغگو" است و ارتش اسراییل می‌تواند بخش زیادی از مبلغ مورد نیاز را از طریق اقداماتی همچون صرفه‌جویی داخلی تامین کند. اما جنبه دیگری در بودجه وجود دارد که نیازمند بررسی جداگانه است: نیروی انسانی. بار سنگینی که بر دوش پرسنل ارتش قرار دارد و انتظار می‌رود در سایه تعدد جنگ‌ها و جبهه‌ها ادامه یابد، حفظ بهترین نیروها را برای ارتش اسراییل (و سازمان امنیت عمومی اسراییل و موساد) دشوار خواهد کرد. لبنان جوزف عون رییس جمهور لبنان تلاش‌های پیشروانه‌ای را برای عقد توافق‌نامه‌ها با اسراییل رهبری می‌کند، هرچند مشخص نیست لبنان تا چه حد بتواند در سایه ضعف ارتش خود در برابر حزب‌الله به تعهداتش عمل کند. این گروه در ماه‌های اخیر دوباره عقب‌نشینی کرده است، اما سخت در تلاش است تا توانمندی‌های خود را تقویت کند و احتمالاً اگر احساس تهدید وجودی کند، دست به اقدام خواهد زد. رهبر جدید آن، نعیم قاسم، ثابت می‌کند که بسیار قوی‌تر از حد انتظار است، و حضور گسترده ارتش اسراییل در جنوب لبنان اهداف متعددی را برای هدف قرار دادن در اختیار او قرار می‌دهد. مصر نهادهای امنیتی اخیراً مصر را یک "کشور در نقطه عطف حیاتی" توصیف کرده‌اند، به این معنی که باید برای تغییر مسیر خود آماده باشد. نزدیکی (نسبی) مصر به ترکیه و قطر سبب نگرانی است؛ با این حال، روابط با این کشور یک ظرفیت استراتژیک بسیار حیاتی برای اسراییل است که باید آن را حفظ کند، به ویژه با توجه به تلاش‌های مشاوران نتانیاهوـ که به نفع قطر فعالیت می‌کردند ـ برای تخریب چهره قاهره، بر خلاف منافع و منطق در تکاپو هستند. اعلام پیروزی! اسراییل در اعلام پیروزی در تقریباً تمام جبهه‌ها ـ در غزه، لبنان و ایران ـ عجله کرد، تا بعداً متوجه شود که واقعیت بسیار پیچیده‌تر از ادعاهای توخالی رهبران آن است. در حالی که ارتش اسراییل دستاوردهای تاکتیکی و عملیاتی در تمام زمینه‌ها کسب کرد، رهبری سیاسی در ترجمه این دستاوردها به یک واقعیت سیاسی که به تغییر ملموس بینجامد، ناکام ماند. بارزترین نمونه آن غزه است که حماس همچنان بر آن تسلط دارد، و همچنین ایران که همچنان پا بر جاست و تحت یک ساختاری قرار گرفته که به دنبال انتقام است؛ این درحالی است که بارها ادعا شده است خطر ایران که چند دهه وجود داشت برطرف شده است!!! سوریه سوریه از طریق تصویر زیبایی که سعی دارد از خود به عنوان کشوری خواستار صلح و دموکراسی نشان دهد، موفق شد خود را از انزوای بین‌المللی نجات داده و بیشتر تحریم‌های اعمال‌شده در طول سال‌های طولانی حکومت اسد را لغو کند. اما نباید از یاد برد که شیر دمشق با یک گربه جایگزین نشده، بلکه با ساختار دیگری جایگزین شده که بسیار افراطی است و افکار اسلام افراطی و خطرناک را دنبال می‌کند. وابستگی آن به ترکیه چالش بزرگی برای اسراییل ایجاد می‌کند، به ویژه با توجه به نیاز به حفظ آزادی عملیات هوایی در شمال این مسیله مهمتر و حیاتی تر به نظر می‌رسد. درست است که اسراییل و سوریه ارتباطات مستقیم و مکرری با یکدیگر دارند که ممکن است به توافقاتی منجر شود، اما بعید است سوریه به یک کشور صهیونیستی تبدیل شود. عربستان سعودی بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین اشتباه اسراییل شاید دراینجا شکل گرفته باشد. توافقات با این کشور تقریباً نهایی شده بود، اما در پی حمله حماس در 7 اکتبر(طوفان الاقصی) و به دلیل عدم تمایل اسراییل برای موافقت با یک راهکار جامع آینده‌نگر برای مسیله فلسطین، به سرانجام نرسید. در نتیجه، اسراییل یک متحد استراتژیک و یک شریک امنیتی و اقتصادی مهم را از دست داد و عربستان سعودی به ایتلافی نگران‌کننده با ترکیه و پاکستان روی آورد. مجروحان این موضوع نشان‌دهنده یک چالش عظیم است که با ادامه جنگ به شدت رو به وخامت می‌گذارد، به ویژه در ابعاد "پنهان" مربوط به بیماران روانی این مسیله ملموس‌تر است. پیش از هفتم اکتبر، بخش بازتوانی وزارت جنگ موظف به درمان حدود 62 هزار نفر بود؛ اما امروز این تعداد به حدود 90 هزار نفر رسیده است و برآوردها نشان می‌دهد که ظرف دو سال از 100هزار نفر عبور خواهد کرد. این مسیله یک چالش بزرگ در زمینه بودجه ایجاد می‌کند، علاوه بر اینکه یک چالش درمانی در سایه کمبود شدید متخصصان روان‌پزشکی و مددکاران اجتماعی در سطح ملی است، و همچنین یک چالش سراسری در سایه نیاز به ادغام مجدد مجروحان جسمی و روحی در جامعه محسوب می‌شود. ارتش اسراییل ارتش اسراییل از هفتم اکتبر دچار بحرانی بی‌سابقه شده است؛ در سایه شکست فاحش، بار سنگین جنگی بی‌پایان که جبهه‌های متعددی را شامل می‌شود، و تلاش‌های سیاسی مستمر برای آسیب زدن به آن به ارتشی فرسوده تبدیل شده است. ارتش اسراییل همچنان با چالش‌های عظیمی روبرو است که شامل کمبود شدید نیروی کادر، پایور و ذخیره، بودجه، تجهیزات، و ادغام زنان و حریدی‌ها می‌شود. قطر به توصیف روزنامه یسراییل هیوم: قطر موتور اصلی آشوب در منطقه، حامی اصلی حماس، و مسیول کمپین تخریب و آشوب‌های خطرناکی است که علیه اسراییل و یهودیان در سراسر جهان به راه افتاده است. درست است که به آزادی گروگان‌ها کمک کرد، اما این کار را برای نمایش چهره‌ای صلح‌طلب و حسن نیت از خود، و از ترس وضعیت و آینده حماس انجام داد. تا زمانی که ایالات متحده روابط نزدیک و گسترده‌ای با آن دارد، برای اسراییل سخت خواهد بود که آن را به عنوان یک دشمن طبقه‌بندی کند، اما باید خود را از آن دور نگه دارد؛ به ویژه باید بداند قطر تا چه حد و چگونه توانسته است پول (رشوه) به مراکز قدرت در اسراییل تزریق کند، به نحوی که برخی از این مراکز تا به امروز نیز در آنجا به نفع قطر فعال هستند. پهپادها اسراییل به ویژه در جریان جنگ با حزب الله در معرض شدید خطر پهپادها قرار گرفت، این خطر حتی به شهرهای اسراییل هم رسید و شاهد آن بودیم که شهرهایی نیز در معرض تهدید پهپادهای هدایت‌شونده با فیبر نوری قرار گرفتند این در حالی است که هنوز پاسخ مناسبی برای مقابله با آنها پیدا نشده است. هفتم اکتبر(طوفان الاقصی) سه سال پس از بزرگ‌ترین فاجعه در تاریخ اسراییل، اسراییل همچنان بیشتر درگیر پنهان‌کاری است تا بازسازی ضعف‌ها و مشکلات. گمانه‌زنی‌ها درباره توطیه و خیانت که از سوی نزدیکان نخست‌وزیر و طرفدارانش مطرح می‌شود، نه تنها کذب است، بلکه هدف آن منحرف کردن نگاه‌ها و توجه‌ها از شکست فاحشی است که متحمل شده‌ایم ـ دقیقا انحراف افکار عمومی از شخص نتانیاهو به عنوان مقصر اصلی این شکستـ و از نیاز مبرم و برآورده‌نشده به تشکیل کمیته حقیقت‌یاب رسمی برای بررسی ابعاد این شکست و تضمین عدم تکرار آن است. حامی دونالد ترامپ(رییس تروریست و جنایتکار آمریکا) مهم‌ترین شخصیت غیر اسراییلی برای امنیت اسراییل است و تا همین اواخر نزدیک‌ترین متحد آن در جهان برای اسراییل بود. پافشاری او اجازه داد سال جاری بدون وجود اسرایی در اختیار حماس آغاز شود، اما همچنین اسراییل را مجبور کرد جنگ در غزه، لبنان و ایران راـ بر خلاف میل خود ـ متوقف کند. افت محبوبیت او در داخل، ادامه فعالیت با همان آزادی عمل را برایش دشوار خواهد کرد، و اسراییل باید روابط خود را با شرکا و مخالفانش در نظام سیاسی دوحزبی آمریکا تقویت کند؛ چون در سایه کاهش نگران‌کننده حمایت عمومی مردم آمریکا از اسراییل و نیاز به حفظ کمک‌های امنیتی و حمایت‌های دیپلماتیک از آن این کار بسیار ضروری به نظر می‌رسد. انتهای پیام/