خبری ·

چرا هژمون‌ها از قدرت خود شرمنده نیستند؟

از ترافالگار تا ایران؛ بیست‌ویکم اکتبر ۱۸۰۵، در آب‌های دماغه ترافالگار در سواحل اسپانیا، دریاسالار هوراشیو نلسون با شکست ناوگان مشترک فرانسه و اسپانیا، یکی از سرنوشت‌سازترین پیروزی‌های تاریخ دریایی بر…
از ترافالگار تا ایران؛ بیست‌ویکم اکتبر ۱۸۰۵، در آب‌های دماغه ترافالگار در سواحل اسپانیا، دریاسالار هوراشیو نلسون با شکست ناوگان مشترک فرانسه و اسپانیا، یکی از سرنوشت‌سازترین پیروزی‌های تاریخ دریایی بریتانیا را رقم زد. نلسون در همان نبرد جان باخت، اما پیروزی ناوگان بریتانیا به تثبیت برتری دریایی این کشور کمک کرد؛ برتری‌ای که در سده نوزدهم به یکی از پایه‌های گسترش قدرت جهانی بریتانیا تبدیل شد. ترافالگار از همین رو فقط نام یک نبرد نیست؛ نشانه‌ای تاریخی از پیوند میان قدرت نظامی، نفوذ سیاسی و منافع اقتصادی است. اما اهمیت ترافالگار برای ایران امروز در خود نبرد یا در ستایش یک دریاسالار انگلیسی خلاصه نمی‌شود. مسیله اصلی، منطقی است که پشت این یادمان تاریخی قرار دارد: قدرت‌های بزرگ توان نظامی خود را نه پدیده‌ای شرم‌آور و مغایر با توسعه، بلکه بخشی از زیرساخت حفظ منافع و تثبیت جایگاه جهانی‌شان تلقی کرده‌اند. بریتانیا نلسون را از حافظه نظامی خود حذف نکرد؛ او را به نماد ملی تبدیل کرد و نامش را در فرهنگ عمومی و زندگی اقتصادی جامعه استمرار بخشید. از یادمان‌های تاریخی تا کالاهای تجاری، میراث او به بخشی از هویت مادی بریتانیا بدل شد. این رفتار، پرسشی جدی پیش روی ما می‌گذارد: چرا قدرت نظامی در روایت ملی قدرت‌های بزرگ می‌تواند مایه افتخار باشد، اما هنگامی که کشوری مانند ایران از بازدارندگی و توان دفاعی خود سخن می‌گوید، گاه همان مولفه‌ها به‌عنوان مانعی در برابر توسعه و تعامل معرفی می‌شوند؟ برای فهم این تناقض، باید از ترافالگار به منطق گسترش قدرت بریتانیا رسید. قدرت دریایی این کشور تنها برای دفاع از جزایر بریتانیا به کار نرفت؛ در دوره گسترش امپراتوری، حفاظت از مسیرهای تجاری، رقابت بر سر مستعمرات