خبری
·
ببینید| داستان یک معراج-مصلای در قلب ایران-38 سال بعد
فقط گروه خاصی از مصلّین، اهل معراج میشوند. مثل همین آقای شهید ما.
سیاسی
خبرگزاری تسنیم - فاطمه تذری: مصلّی، اگر درست فهمیده شود، همان «معراج» است؛ نماز و صلات رفتن به ملاقات خداست؛ البته ملاقات بریده و موقت و به نوبت؛ امّا فرقش با معراج آن است که معراج، ملاقات دایمی و خاص خداست و البته فقط گروه خاصی از مصلّین، اهل معراج میشوند. مثل همین آقای شهید ما.
.
38 سال پیش در گرمای سوزان خرداد تهران- 15 خرداد 1368- میلیون ها انسان عزادار به همین مصلّای تهران آمدند تا با بزرگمرد 86 سالهای وداع کنند که چشم و چراغ دلشان بود. و اکنون، شنبهی آینده، 13 تیرماه 1405، تاریخ دوباره تکرار میشود و قرار است دلهای بیتاب و جانهای در اضطراب اینجا برای وداع با مردی گرد هم بیایند که از فراسوی باور آنها آمده بودند.
گویی این مصلّا به واقع به یک معراج تبدیل شده است؛ این بار برای آقایی که او هم مثل مقتدایش، روحالله کبیر، مراتب عرفان را سپری کرده و به اوج رسیده بود؛ اگر از تعابیر ملاصدرا کمک بگیریم، او همهی مراحل عرفانی منالخلق الی الحق، من الحق الی الحق، من الحق الی الخلق بالحق، و من الخلق الی الخلق بالحق را سپری کرده بود و حالا با دلی آرام و قلبی مطمین و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا، به طور ابدی از خلق به حق سفر میکند.
این روزها به تعبیر سهروردی، صدای «آواز پر جبرییل» از مصلّای تهران میآید؛ ملت ایران و امتهای آزاده جهان با مردی وداع میکند که «روح زمانه» خود بود؛ شاید این بار همه ما بیش از گذشته با این آواز پر جبرییل به مضامین این ابیات محتشم کاشانی پی میبریم: باز این چه شورش است که در خلق عالم است...سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است...
«ما مرده بودیم؛ امام ما را زنده کرد. ما گمراه بودیم؛ امام ما را هدایت کرد. ما غافل بودیم؛ او ما را بیدار کرد، دست ما را گرفت، پیشاپیش ما حرکت کرد و راه را نشانمان داد.»
و امروز...
ما همان سخنان را در وصف تو بر زبان میآوریم.
ما، فرزندان تو، در این سالها داغ کم ندیدهایم؛ اما نبودنت، فقری است که هیچ واژهای توان وصفش را ندارد، ای آقای شهید.
انتهای پیام/
🎤به روایت فاطمه تذری خبرنگار تسنیم
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗