ورزشی ·

رشد ناسزاگویی در جامعه علمی ایران

اگر جامعه ایرانِ دهه ۱۳۵۰ متقاضی آن نوع گفتار و آن نوع قرایت نبود، آیا شریعتی می‌توانست به چنان جایگاهی برسد؟ شاید پدیده شریعتی را باید حاصل برهم‌کنش «عرضه» و «تقاضا» دانست، نه صرفاً محصول اراده یک فرد. همان‌گونه که در بازار، بدون وجود و حضور مشتریان کالایی خریده نمی‌شود، در عرصه اندیشه نیز هیچ سخنی، هرچند پرشور و بلیغ، بدون وجود مخاطبی مشتاق، به نیرویی اجتماعی تبدیل نمی‌شود. (به انقلاب ۱۳۵۷ ایران، و آنها که بر اثر آن برکشیده یا به زیر کشیده شده‌اند، کمتر از زاویه مکانیسم بازار نظر شده است. شاید نگاه به آن تحولات، از این زاویه، چراغ راهنمایی برای آینده باشد.)
اگر جامعه ایرانِ دهه ۱۳۵۰ متقاضی آن نوع گفتار و آن نوع قرایت نبود، آیا شریعتی می‌توانست به چنان جایگاهی برسد؟ شاید پدیده شریعتی را باید حاصل برهم‌کنش «عرضه» و «تقاضا» دانست، نه صرفاً محصول اراده یک فرد. همان‌گونه که در بازار، بدون وجود و حضور مشتریان کالایی خریده نمی‌شود، در عرصه اندیشه نیز هیچ سخنی، هرچند پرشور و بلیغ، بدون وجود مخاطبی مشتاق، به نیرویی اجتماعی تبدیل نمی‌شود. (به انقلاب ۱۳۵۷ ایران، و آنها که بر اثر آن برکشیده یا به زیر کشیده شده‌اند، کمتر از زاویه مکانیسم بازار نظر شده است. شاید نگاه به آن تحولات، از این زاویه، چراغ راهنمایی برای آینده باشد.)