سیاسی ·

زارعی: توافق دولت لبنان و اسراییل برای خنثی کردن تفاهم اسلام‌آباد بود

سعدالله زارعی،کارشناس ارشد مسایل منطقه از نیت اصلی آمریکا در اعلام توافق دولت لبنان و صهیونیست‌ها پرده برداشت.
بین الملل به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، دولت لبنان و رژیم صهیونیستی روز جمعه 5 تیرماه پس از 4 روز رایزنی و 5 دور مذاکره در در واشنگتن با میانجیگری آمریکا به یک چارچوبی برای توافق دست پیدا کردند. این چارچوب توسط مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، سفیر لبنان در واشنگتن و همچنین سفیر رژیم صهیونیستی در آمریکا به امضا رسید. از همان ابتدای اعلام این توافق بود که طیف وسیعی از کارشناسان و افکار عمومی و جریانات سیاسی لبنان و منطقه به مخالفت با این توافق پیوستند و اعلام کردند که این توافق ننگین است. آن‌ها این توافق را یک توافق اسراییلی- آمریکایی دانستند تا یک توافق دوجانبه بین رژیم صهیونیستی و لبنان. به منظور بررسی ابعاد این توافق و تاثیر آن در لبنان و منطقه مصاحبه‌ای با آقای دکتر سعدالله زارعی، کارشناس ارشد مسایل منطقه‌ای انجام شده است. این گفت‌وگو پیش از تجاوزات اخیر آمریکا به جنوب ایران و تشدید تنش های میدانی در تنگه راهبردی هرمز انجام شده است. . مقام حزب‌الله: از موضع شرافتمندانه ایران مطمینیم/ دولت لبنان رسوا شد یارکِشی دولت لبنان برای توافق تسلیم/ جوزف عون دست به دامن یزید شد سوال: آقای دکتر ما شاهد بودیم که روز جمعه یک توافق بین رژیم صهیونیستی و دولت لبنان در آمریکا به امضا رسید و محافل سیاسی این را ننگین دانستند. به نظر شما چرا از واژه ننگین استفاده شده برای این توافق و فاکتورهای ننگین بودن این توافق چیست؟ زارعی: بسم الله الرحمن الرحیم. چون این ایام متصل است به ایام تشیع پیکر مطهر رهبر معظم انقلاب اسلامی و دل‌های همه ما هجران این هجرت هست، ابتدا عرض تسلیت دارم بابت این واقعه بسیار دردناک خدمت جنابعالی و مخاطبان عزیز. ببینید در واقع نمی‌دانم می‌شود اسم این را توافق گذاشت یا باید اسم دیگری برایش پیدا کرد. زیرا کیفیت یک توافق و توافقنامه را ندارد. من می‌گویم یک سند، سندی که در روز جمعه روی سایت وزارت خارجه آمریکا قرار گرفت. این سند به گونه‌ای تنظیم شده که گویی لبنانی‌ها به رژیم اسراییل حمله کردند، بخشی از خاک اسراییل در تصرف لبنانی‌ها قرار گرفته و امنیت شهروندان اسراییلی تهدید می‌شود، خانه‌های اسراییلی‌ها از سوی لبنانی‌ها مورد تهاجم و تخریب قرار می‌گیرد و ده‌ها واقعه دیگر از سوی لبنانی‌ها علیه اسراییل صورت گرفته است و حالا بر اساس یک احقاق حق طرفین در اینجا نشستند و سندی را امضا کردند که ضمناً هم به جنگ و تعرضات خاتمه دهد و هم حقوق طرفی که در این ماجرا ضایع شده به او برگردانند. . این صورت سند روز جمعه است؛ یعنی در این سند همه چیز معکوس و همه چیز وارونه است و این سند هم یک سند اسراییلی- لبنانی نیست و به نظر من یه سند آمریکایی‌ است. این سند در چارچوب استراتژی آمریکاست؛ البته چارچوب استراتژی آمریکا منافع رژیم صهیونیستی را به عنوان اولویت اول در نظر می‌گیرد ولی اساس آن یک سناریوی آمریکایی است برای اینکه حاکمیت آمریکا در منطقه را حفظ کرده و یکی از مهم‌ترین موانع آن که جبهه مقاومت است را از بین ببرند و در این سند همه چیز در جهت انهدام حزب‌الله تنظیم شده و دولت لبنان در این کارزار نقش مدافع بخشی از ملت خودش ندارد؛ شیعه بخشی از ملت لبنان است، حزب‌الله هم در داخل شیعه به عنوان آن نماد اصلی تجلی دارد و دولت لبنان در اینجا با حزب‌الله لبنان، استقلال و سیادت لبنان به شدت دشمنی ورزیده است. بالاخره لبنان یه کشور مستقل است و یک دولت مستقل می‌تواند سیاست مستقل داشته باشد و باید داشته باشد. اینجا دولت لبنان آمده سیادت را به هراج گذاشته است. سه دلیل عمده برای ننگین‌ بودن توافق دولت لبنان و صهیونیست‌ها پس نکته اول این است که این یک سند آمریکایی است برای تسلط بر منطقه و این تنها کار آمریکایی‌ها برای تسلط بر منطقه هم نیست ولی یکی از آن شاه بیت‌های اقدامات آمریکاست. یکی هم مسیله تنگه هرمز است. ببینید در این قضایا ما دو اهرم اصلی قدرت را در اختیار داریم. یکی اهرم قدرت منطقه‌ای است که اکنون می‌بینیم با لبنان دارند چکار می‌کنند، یکی هم تنگه هرمز است. تنگه هرمز در واقع تثبیت داخلی قدرت ماست و لبنان و بقیه اضلاع جبهه مقاومت تثبیت خارجی قدرت ما هستند. آمریکایی‌ها روی این دو موضوع دارند عملیات نظامی- سیاسی می‌کنند. پس نکته اول در ذلت باری این است که در اینجا به آمریکایی‌ها اجازه داده شده که از این برگ لبنان در احیای قدرت فروپاشیده خودشان که ضمناً این احیا به ضرر لبنان هم هست استفاده بکنند. مطلب دیگر این است که در اینجا دولت لبنان آمده زیر ورقه‌ای را امضا کرده که می‌گوید هرچی بر سر لبنان تا امروز آمده و اسراییل انجام داده، این‌ها همه دفاعی بوده است و اسراییل در مقام دفاع آمده این روستاها را با خاک یکسان کرده است. بعضی آمارها بیان کننده این است که بیش از 60 هزار خانه مسکونی لبنانی‌ها در جنوب تبدیل به تلی از خاک شده است؛ یعنی از اساس ویران کردند. در این سند می‌گوید که تمام اقداماتی که اسراییل در طول این سال‌ها علیه لبنان انجام داده، دفاعی بوده و در پاسخ به حزب‌الله صورت گرفته است. یعنی از این به بعد کسی حق ندارد از من (رژیم صیهونیستی) سوال کند که این خانه چرا ویران شده است، چه برسد به اینکه بخواهد در یک دادگاهی طرح دعوا کند. نکته سوم در ذلت این مسیله این است که در اینجا اسراییلی‌ها یا آمریکایی‌ها تصریح کردند که اسراییلی‌ها در لبنان تا زمانی که گروهی به نام حزب‌الله وجود دارد، می‌توانند بمانند. حزب‌الله چطور به عنوان یه قدرت در جامعه لبنان می‌تواند نباشد؟ پس یعنی حضور دایمی اسراییل در اینجا و این دولت زیر سند را امضا کرده است. نکته بعدی در بحث ذلت‌باری این است در بند 11 تصریح می‌شود که همه این چیزهایی که گفتیم عمل شود؛ یعنی آن منطقه حایل تشکیل شود، اسراییلی ها در منطقه حایل بمانند، خلع سلاح حزب الله اتفاق بیفتد و اساساً موجودیتی به نام حزب الله نباشد، هیچ گروه غیردولتی خارج از ارتش لبنان سلاح نداشته باشد. تمام این صلاحیت‌هایی که یک کشور در دفاع از خودش می‌تواند داشته باشد و به کار بگیرد را در اختیار نداشته باشد و با همه این حرف‌ها اسراییل حق دارد که به محض احساس خطر علیه لبنان عملیات نظامی انجام دهد و زیر این مسیله را دولت لبنان امضا کرده است! . این ذلت است که این‌ها از بغض نسبت به حزب‌الله و جبهه اسلام در منطقه آمدند زیر این سند را امضا کردند و اولاً یک ورقه سفیدی به آمریکایی‌ها داده شده که هرچی خواستند در داخل آن بنویسند و یک برگ اختیاری در اختیار اسراییل قرار دادند. به تعبیری اسراییلی‌ها در این ماجرا در یک دست پرچم اسراییل و در یک دست پرچم لبنان دارند و هرچه که می‌خواستند از این دست گرفته و به این دست دادند. این سندی است که این‌ها منتشر کردند و گمانم می‌کنم که چنین سند خفت‌باری می‌تواند در یک جامعه آزاده‌ای مثل لبنان این آخر و عاقبت را داشته باشد. این حرف‌ها حرف‌های جدیدی نیست. بحث خلع سلاح حزب الله از سال 1365 مطرح بوده و از آن زمان تا به امروز بارها لایه به لایه این مسیله مطرح شده و هر بار که مطرح شده و یک جنجالی به پا شده، آخرش این طرح‌ها به دیوار کوبیده شده است و حزب‌الله سلاحش را با قدرت حفظ کرده است. به نظر من این ها یک مقدار مغرورانه و بی‌توجه به تاریخ چنین سند خفت‌باری را علیه لبنان تنظیم کردند. سوال: آقای دکتر در فرمایشات خودتان اشاره کردید که هدف آمریکا تسلط بر منطقه است. در این سند یا توافق هرچه که اسمش را بگذاریم، به نظر شما هدفشان برای پیشبرد این توافق و استقبالی که هم آمریکایی‌ها و هم مقامات رژیم صهیونیستی از این توافق داشتن چه هست؟ زارعی: ببینید من در سوال قبلی عرض کردم که آمریکایی‌ها در مواجهه با ما بعد از جنگی که انجام دادند و در آن جنگ شکست خوردند، یک مسیری به نام مذاکره باز کردند. ظاهرش هم این بود که بیایید مسایل خودمان را یک بار برای همیشه حل و فصل کنیم. من (آمریکا) حاضرم بعضی چیزاهایی که شما می‌گویید را بپذیرم. یک حرفی را ترامپ در روز 18 فروردین زد، اما ما می‌بینیم که آمریکایی‌ها در مسیر گفتگوها روی نقاط قوت جمهوری اسلامی زوم (تمرکز) کردند؛ آن نقاطی که باعث پیروزی ایران در جنگ شد. یکی از این نقاط منطقه‌ای شدن جنگ بود که رهبر معظم شهید انقلاب قبل از جنگ تصریح کردند که اگر این بار جنگی شود جنگ منطقه‌ای خواهد بود. پس یکی از سه مورد راهبرد ایران در پیروزی، منطقه‌ای کردن بود و منطقه‌ای هم شد. آتش واکنش ایران کل منطقه و حامیان آمریکا در اطراف ایران را در بر گرفت و واقعاً یک زلزله‌ای در این کشورها ایجاد کرد. سال‌های سال بود این کشورها شاهد یک چنین اتفاقی در مرزهای خودشان نبودند. جنگی ندیده بودند. حداقل 80 سال تاریخ را مرور کنید جنگی در این منطقه واقع نشده بود. این مسیله یکی از آن چیزهایی بود که آمریکایی‌ها زوم کردند که باید عنصر بسیار تعیین کننده‌ای به نام تنگه هرمز را که قدرت ایران را تثبیت می‌کند و در روز حادثه برگ پیروزی ایران در منازعات است را باید از دست ایران گرفت. لذا آمدند و بحث کریدور جنوب را این روزها مطرح کردند. قبل از عملیات، پروژه آزادی را اجرا کردند. باز در همین مسیر بارها دست به عملیات‌های نظامی زدند که ادامه هم دارد و ما هم بایستی به این مسیله توجه کنیم. اکنون آمریکایی‌ها متاسفانه تا یک حدی موفق شدند. من امروز کنترل می‌کردم چیزی حدود 60 درصد از ترددها از تنگه هرمز چه تردد ورودی و چه خروجی دارد از مسیر جنوب انجام می‌شود. بنده کشتی‌های خارجی را عرض می‌کنم. 60 درصد کشتی‌های خارجی دارند از کریدور جنوب که سمت عمان است، حرکت می‌کنند و 40 درصد کشتی‌های خارجی از سمت ما عبور می‌کنند. این مسیله دارد ادامه پیدا می‌کند و دارد تبدیل به چیزی می‌شود که گویا باید به آن تن داد. این 60 روز تمام می‌شود و آیا آمریکایی‌ها از این مسیر بر‌می‌گردند؟ این‌ها در زمان تعهد که باید طبق بند 1 و و بند 5 (یادداشت تفاهم) به این مسیله تمکین کنند و تمکین نمی‌کنند، در زمان بعد از این تمکین خواهند کرد؟ قطعاً تمکین نمی‌کنند. یکی هم بحث لبنان است. این‌ها آمدند قبول کردند که به حاکمیت لبنان و تمامیت ارضی این کشور احترام گذاشته و جنگ در آن‌جا متوقف شود. آمریکایی‌ها ابتدا زیر این ورقه‌ها را امضا کردند بعد آمدند یک مسیر موازی مثل تنگه ایجاد کردن و آن مذاکرات واشنگتن بود که حدود 2 ماه طول کشید. پنجمین دور مذاکرات بود که منتهی به این سند شد. البته مذاکرات هم که چه عرض کنم یک شوی سیاسی با حضور این خانم سفیر وابسته به قوات لبنان در واشنگتن راه انداختند. لبنان در این مسیله نبود و لبنانی وجود نداشت. بنابراین آمریکایی‌ها بسیار هوشمندانه آمدند برای دو عنصر قدرتمند جمهوری اسلامی طراحی موازی کردند و این چیزی که ما اکنون در لبنان مشاهده کردیم طراحی موازی آمریکایی‌هاست. به همین دلیل من می‌گویم این سند یک سند آمریکایی است تا یک سند اسراییلی و باید به این نکته توجه داشته باشیم. اعلام توافق دولت لبنان و صهیونیست‌ها برای خنثی‌ سازی تفاهم اسلام‌آباد بود سوال: آقای دکتر در یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا شاهدیم یک بندی آورده شده که در همه جبهه‌ها باید جنگ خاتمه پیدا کند، خصوصاً لبنان و حتی قید شده که باید نیروهای صهیونیستی از مناطق جنوبی لبنان بدون هیچ قید و شرطی عقب‌نشینی کنند. در این توافق تل آویو و بیروت ما می‌بینیم که این قضیه عقب‌نشینی از جنوب لبنان به قضیه خلع سلاح حزب‌الله گره زده شده است. به نظر شما اکنون آمریکا چگونه می‌تواند با این وضعیت این دو تفاهم را اجرایی کند؟ زارعی: در واقع سند روز جمعه واشنگتن که موسوم شده به توافق سه جانبه آمریکا، اسراییل و لبنان، اساساً برای خنثی کردن بند یک تفاهم‌نامه اسلام آباد شکل گرفته است. اصلاً آمریکایی‌ها این سوال برایشان مهم نیست که ما کدام یک را باید اجرا کنیم. آمریکا آمده برای اینکه بند یک را که بند اساسی هم هست بی عمل کند و به همین دلیل هم الان مذاکرات را متوقف کردیم، سند واشنگتن را منتشر کرده است. حالا کدام یک از این‌ها اجرایی خواهد شد؟ آن چیزی که در اراده آمریکاست سند اول است. زیرا سند واشنگتن تند و تیز و واکنش برانگیز است و ما اعتراض داریم، حزب‌الله اعتراض دارد، آقای نبی بری، مسیحیان و سنی‌ها اعتراض دارند، ممکن است آمریکایی‌ها ریاکارانه یک ویرایشی را در متن واشنگتن بپذیرند؛ بگویند به دلیل دغدغه‌هایی که کشورهایی مانند ترکیه، عربستان، ایران، سوریه و خود جناح ها در لبنان داشتند ما این ویرایش را روی این متن انجام دادیم. . پیش‌بینی من این است که در متن جمعه واشنگتن طی هفته‌های آینده برای اینکه جا بیفتد، دیگر کسی نتواند حرفی بزند و همه بگویند که ما به یک دستاوردی رسیدیم و از اعتراض دست بردارند، ویرایشی صورت گیرد. این کاری است که این‌ها قاعدتاً دنبال می‌کنند، اما ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران بایستی با قدرت در مقابل نقض آشکار و گسترده بند یک تفاهم‌نامه بایستیم و مسیر را به بند یک متن اسلام آباد برگردانیم. من نمی‌خواهم بگویم این بند یک کامل و جامع است و همه چیز در آن خوب تنظیم شده است، خیر، ولی بالاخره بایستی آمریکایی‌ها بفهمند که نمی‌توانند بازی دربیاورند. نمی‌توانند بند یک را دور بزنند و بعد برسند به بحث هسته‌ای و در هسته‌ای هم زیاده خواهی کنند. ما بایستی با قدرت جلوی این مسیله بایستیم. اگر ما در بند یک تساهل و تسامح به خرج بدهیم که مهمترین بند هست و مربوط به مسیله ختم جنگ می‌شود، تا آخر بایستی ادامه پیدا بکند و ما در همه بندها ناگزیر به تسامح و تساهل خواهیم شد و منافع ملی ایران اینجا قربانی می‌شود. باید این را توجه داشته باشیم. ضمناً باید بدانیم که ایستادگی ما در برگرداندن این مسایل تاثیر جدی دارد. در طول این دوره حدود مثلاً 2 ماهه‌ای که از آتش‌بس گذشت هر جا که ما دست به تهدید اساسی زدیم آن‌ها وحشت زده برگشتند و دنبال راهی برای حل گشتند. بنابراین ایستادگی ما هم بسیار لازم و هم حتماً موثر است و نباید در این تردید کنیم. ولی این واکنش بایستی متناسب با تهدید باشد؛ اگر ما می‌گوییم که این‌ها دست به عملیات نظامی در تنگه می‌زنند، کشتی‌ها را اسکورت نظامی می‌کنند و کفه تردد را به سمت خودشان سنگین کردند، که یک مورد از آن هم تخلف است چه برسد به اینکه دارند روزانه نزدیک 20 کشتی را عبور می‌دهند، باید برای این قضیه متناسب با اهمیت یک چنین مسیله‌ای که خارج کردن کنترل تنگه از دست ماست اقدام کنیم. اینکه ما بگوییم گفتگوها را تعلیق کردیم و فعلاً دیگر سوییس، قطر و اسلام آباد نمی‌رویم، کفایت نمی‌کند. این حجم از توطیه پاسخی قوی‌تر از این طلب می‌کند. سوال: در خصوص طرح خلع سلاحی که مطرح شده در این توافق ما یک سری شرایطی در بعد سیاسی و اجتماعی در داخل خود لبنان شاهدش هستیم. به نظر شما آیا آمریکا سازوکار سیاسی، اجتماعی و نظامی را در داخل خود لبنان برای پیشبرد این طرح خلع سلاح مهیا می‌بیند که بر اجرای این توافق‌نامه تاکید دارد؟ زارعی: در اینجا دو عنصر جدید در لبنان از سال 2006 پیدا شده که جنگ 33 روزه در آن اتفاق افتاده است. از آن زمان بحث‌ها خلع سلاح تشدید شده بود و شکست خورد. در مرحله جدید 2 عنصر جدید پیدا شده که این عناصر تاثیر می‌گذارد. یکی اشغال بخش قابل توجهی از لبنان توسط اسراییل است. اگنون اسراییلی‌ها تا اطراف صور و نبطیه جلو آمدند و یک فاصله حدود 55 کیلومتری از مرز را پیشروی کردند. نه اینکه حالا کامل اشغال کرده باشند ولی بالاخره یک خط نفوذی به عمق 55 کیلومتر پیدا کردند. این مسیله قبلا وجود نداشته اما اکنون اهرم فشاری است. اسراییلی‌ها برای اینکه دولت لبنان و بقیه را وادار کنند به اینکه فشار به حزب الله بیاورند، هرازگاهی عملیات نظامی انجام می‌دهند، یعنی لبنان را در شرایط نه جنگ نه صلح قرار داده که این هم اقتصاد، هم روابط درونی طوایف لبنانی، هم روابط خارجی و هم افق لبنان را تخریب می‌کند. این خیلی برای لبنان ضرر دارد. بنابراین یک مسیله‌ای که در این فاصله 2006 تاکنون نبوده اکنون وجود دارد. مسیله حضور نظامی نسبتاً گسترده و با عمق زیاد اسراییلی‌ها در داخل خاک لبنان وجود دارد. عنصر دومی که در این صحنه پیدا شده، عنصر حضور نظامی- عملیاتی آمریکا در منطقه است. ما به این شکل در فاصله سال‌های مثلاً 2006 به اینور نداشتیم. بعد از جنگی که آمریکایی‌ها با عراقی‌ها در سال 2003 انجام دادند، از آن زمان به بعد آمریکایی‌ها عملیات نظامی نداشتند تا رسید به این یک سال اخیر و آمریکایی‌ها امروز از قدرت نظامی به عنوان مهم‌ترین ابزار برای تغییر در منطقه ما دارند استفاده می‌کنند و اینجا سیاست نظامی اسراییل که تجاوزگری است با سیاست نظامی آمریکا که آن هم امروز تبدیل به تجاوزگری شده، با هم تطبیق پیدا کرده است. این دو عنصر امروز جدید هستند و این کار جبهه مقاومت و حزب‌الله را سخت می‌کند، زیرا اسراییل یک موقع تنهاست و پشتیبان‌ها فقط تسلیحات و اطلاعات می‌دهند و حمایت سیاسی در سازمان ملل می‌کنند و مانع صدور اقدام علیه اسراییل می‌شوند و این معادله‌ای در منطقه به نفع اسراییل ایجاد نمی‌کند. یک موقع دیگر خیر، ارتش آمریکا با پشتوانه ناتو با پشتوانه پایگاه‌های متعددی که در منطقه دارد، به پشتوانه ناو‌ها و ناوشکن‌ها و امثال این‌ها که در منطقه دارد، همدوش اسراییل عملیات نظامی می‌کند. این کار را برای مقاومت سخت می‌کند و لذا امروز آمریکایی‌ها این امید را پیدا کردند که با این شیوه کنونی بتوانند به خلع سلاح حزب‌الله برسند. . ولی من با توجه به شناختی که از صحنه دارم و کار امروز برای حزب‌الله سخت شده، عرض می‌کنم که حزب‌الله چون برخواسته از مطالبه یک جبهه است و از طرف دیگر چون حزب‌الله نماد شیعه در لبنان است و از پشتوانه یک جمعیت چند میلیونی در لبنان برخوردار هست، نتیجه گرفتن برای آمریکایی‌ها کار سختی است. می‌دانید شیعه بین 35 تا 38 درصد جمعیت لبنان را به خودش اختصاص می‌دهد. برخی‌ها 50 درصد گفتند اما ظاهراً این اغراق آمیز است. بین 35 تا 38 درصد جمعیت و اولین طایفه از حیث عدد جمعیتی می‌شود زیرا بقیه دیگر 20 و 25 و 7 و 2 درصد می‌شوند. این عدد 35 تا 38 درصد خیلی عدد بزرگی در جامعه لبنان است و این عدد هم ول نیست. شیعه لبنانی به شیعه عراقی، سوری، ایرانی، یمنی، افغانستان، پاکستان و ترکیه متصل است. بنابراین برخورد با یک چنین جریانی در منطقه برانگیخته، کار خیلی سختی برای آمریکایی‌ها است. یعنی نتیجه گرفتن از یک چنین منازعه برای آمریکایی‌ها خیلی سخت است. این دو کنار همدیگر هستند و ما نباید غفلت کنیم و خیال کنیم مثل گذشته است. قضایا کاملاً فرق کرده، ما باید بیدار و هوشیار باشیم و همچنین ابتکار عمل داشته باشیم. نباید منتظر بمانیم تا یک اتفاقی برای ما مثل سوریه پیش بیاید. سوال: اتفاقاً به ابتکار عمل اشاره کردید، آقای دکتر اگر شرایطی برای اجرای این توافق‌نامه بین لبنان و رژیم صهیونیستی درباره خلع سلاح مهیا باشد، به نظر شما طرح خنثی سازی از سوی مقاومت چیست؟ زارعی: مقاومت در این صحنه ابزارهای خودش را دارد و در اکثر موارد استفاده نشده است. مثلاً 35 درصد جمعیت لبنان امروز به شدت از این سند واشنگتن خشمگین هستند. این‌ها جمعیتشان یک چیزی حدود 2 میلیون نفر از جمعیت حدود 4 میلیون نفری لبنان می‌شود. اگر این جمعیت عصبانی همین امروز تصمیم بگیرد که دولت نواف سلام و رییس جمهور را ساقط کند، در این ساعت شروع کند ظرف 1 تا 2 ساعت این اتفاق را می‌تواند رقم بزند. دور این سیستم را محاصره می‌کند. قدرت نظامی حزب‌الله حتماً چند برابر قدرت نظامی ارتش در آنجاست. بقیه گروه‌های لبنانی هم ساختار نظامی ندارند، نه مسیحی‌ها دیگر ساختاری دارند یه زمانی داشتند و کتایب و همین قوات لبنانی آقای جعجع بودند و این‌ها قدرت نظامی داشتند. بر اساس پیمان طایف همه آن‌ها منحل شدند و فقط حزب‌الله باقی ماند و لذا اگر حزب‌الله تصمیم بگیرد این کار را می‌تواند انجام دهد. منتها اکنون حزب‌الله می‌خواهد این را در یک مسیر مسالمت آمیز پیش ببرد. حزب‌الله نمی‌خواهد باعث ناراحتی جامعه مسیحی، جامعه سنی و جامعه دروز شود ولی اگر این ملاحظه را بخواهد کنار بزند، برای حزب‌الله لبنان که در یک مقطعی در همان سال‌های 2008 بود یا 2009، صبح تا ظهری اکثر مقامات ارشد لبنانی را بازداشت کرد. بعد آن‌ها به التماس افتادند و آزاد شدند. حزب‌الله اگر بخواهد می‌تواند و این یکی از اهرم‌هاست. اگر در نهایت حزب‌الله ناگزیر شود این کار را می‌کند. پس این یک اهرم است. اهرم دوم اهرم قانون هست. این‌ها کاری که کردند خلاف قانون لبنان بوده است. اصلاً عادی‌سازی با اسراییل در لبنان جرم است و این سند عادی‌سازی با اسراییل است. در اسناد بالادستی لبنان از اسراییل به عنوان دشمن یاد شده و هر جا اسراییل آمده کلمه دشمن کنارش آمده است. این معنی داشته و کلمه را همین‌طوری نیامدند به کار ببرند. پس یک کار هم استفاده از ساختارهای حقوقی است که حزب‌الله می‌تواند به دادگاه شکایت کند. بگوید بر اساس این مسیله شما حکم دهید. آیا این چیزی که این خانم نماینده قوات لبنانی در واشنگتن امضا کرده جرم هست یا خیر. آیا چنین اختیاری دولت آقای سلام داشته یا نداشته است. می‌تواند شکایت کند و از لحاظ حقوقی پیگیری نماید. سومین مسیله هم این است که حزب الله می‌تواند از موقعیت طایفه‌ای خودش استفاده کند. در لبنان به صورت نانوشته و به صورت یک سنت و یک عرف این نکته وجود دارد که اگر طوایف اصلی لبنان یعنی شیعه، سنی و مسیحی در برابر قانونی موضع داشته باشند، آن قانون قابلیت اجرا نخواهد داشت. این هم یه موضوعی است که ممکن است در شکل مسالمت آمیز اعتراض در کابینه و در پارلمان باشد و در شکل غیرمسالمت آمیزش می‌تواند آبستراکسیون باشد که این‌ها دولت و مجلس را ترک کنند و وقتی ترک کردند هم دولت و هم مجلس سقوط می‌کند. حزب‌الله ابزارهای خودش را برای این مسیله دارد که هنوز اصلاً وارد آن نشده است. به نظر من حزب‌الله در این صحنه‌ها با یک خیانتی هم از جانب رییس جمهور جوزف عون و هم از جانب نواف سلام، نخست‌وزیرمواجه شده است. آن خیانت چیه؟ خیانت این است که نواف سلام بدون رای شیعه نمی‌توانست نخست وزیر شود و با وعده اینکه در اداره کشور جایگاه شیعه را در نظر می‌گیرد نخست وزیر شده است. آقای جوزف عون از اینم بالاتر است. آقای جوزف عون بدون نظر مثبت فراکسیون حزب الله و فراکسیون جنبش امل که می‌شود فراکسیون مقاومت، نمی‌توانست رییس جمهور شود و با وعده به اینکه من هوای حزب الله را دارم و مخالف خلع سلاح هستم رای فراکسیون 28 نفره مقاومت را در پارلمان گرفت. اکنون دارد خلاف آن عمل می‌کند و چون این‌ها می‌دانند که اکنون موقعیتشان کاملاً دگرگون شده، اجازه برگزاری انتخاباتی که قرار بود در اردیبهشت ماه برگزار شود را ندادند. یعنی الان هم رییس جمهور خارج از وقت قانونی دارد اعمال مسیولیت می‌کند و هم دولت خارج از زمان قانونی خود اعمال مسیولیت می‌کند. زیرا می‌دانستند اگر رای مجلس عوض شود حتماً بار دیگه بحث انتخاب رییس‌جمهور و انتخاب نخست‌وزیر پیش می‌آید و با توجه به خیانتی که سلام و عون به حزب‌الله و به شیعه کردند دیگر شیعه به این‌ها رای نمی‌دهد. بنابراین هم تغییر رییس‌جمهور و هم نخست وزیر حتمی می‌شد و لذا اجازه ندادند. بنابراین حزب‌الله اهرم‌های خودش را دارد. اکنون حزب‌الله نمی‌خواهد برخورد مسلحانه خشونت آمیز داشته باشد وگرنه حزب‌الله با سلاحش می‌تواند کل این سیستم‌ها را در هم بپیچد ولی خب ملاحظه می‌کند. سوال: آقای زارعی تلاش‌های آقای نبیه بری، رییس مجلس لبنان را برای تشکیل یک اپوزیسیون ملی و فراجناحی علیه این توافق را چگونه می‌بینید؟ زارعی: ببینید آقای نبیه بری حرفش این است که این کار غیرقانونی و غلط است و این اختیار را دولت و رییس جمهور نداشتند که این را امضا بزنند. این خسارت بار و آسیب زا است و این حل کننده مسیله نیست و فتنه است. همه این‌ها را می‌گوید و در کنارش می‌گوید ما یک موضوع بزرگتری در لبنان داریم و آن حفظ آرامش و وحدت است. ما به خاطر حفظ وحدت و آرامش به بیش از اقدامات مسالمت آمیز فعلاً گرایش نداریم و داریم کار مسالمت آمیز می‌کنیم. الان یک عده هم تقریباً با این‌ها همصدا شدند. مثلاً شما بیانیه گروه آزاد ملی لبنان آقای جبران باسیل را نگاه کنید که می‌گوید «خلع سلاح حزب‌الله نباید در یک فرآیند بین‌المللی دنبال شود. بحث سلاح یک مسیله داخلی لبنان است. چرا شما رفتید با اسراییل و آمریکا نشستید حرف زدید؟ خب دور هم جمع شوید و بگویید چه به صلاح لبنان است.» آنوقت حزب‌الله در یک فراگرد داخلی راحت‌تر همکاری می‌کند تا با یک شرایط تحمیلی از سمت خارج. موضع آقای ولید جنبلاط هم این است که این یک طرح آمریکایی- اسراییلی است و این فقط به نفع اسراییل است. در کنار شخصیت‌های دیگری مثل آقای سلیمان فرنجیه، حزب دموکرات مسیحی هستند. در طوایف سنی جریانات اخوانی هستند، آقای شیخ شعبان و افرادی از این طیف در داخل خود جریان المستقبل و آقای فواد سنیوره آمده موضع منفی گرفته است. موضع آقای سعد حریری مخالف این است و همراهی نکردند. بنابراین اگر این‌ها بخواهند یک جریان راه بیندازند در برابر این قضیه زمینه‌های آن وجود دارد اما شیعه و شخص آقای نبی بری که شخصیت جافتاده و با تجربه زیاد سیاسی است یعنی 50 سال تجربه مدیریت سیاسی را بر عهده دارد، معمولاً در یک چنین بزنگاه‌هایی در لحظه تصمیم نمی‌گیرند و اجازه می‌دهند تا این بحث‌ها در جامعه پخش و گفتگو صورت بگیرد، مخالفت با این از جاهای دیگر بالا بگیرد که یک طایفه‌ای نشود و بگویند شیعه یک طرف بقیه یک طرف. دیدید که اخیرا یکی از سایت‌های آمریکایی در کنار نه به آرامش پرچم حزب‌الله و پرچم ایران را گذاشته بود و در کنار بله به آرامش پرچم لبنان، رژیم اسراییل و پرچم آمریکا را گذاشته بود. یعنی یک دو قطبی می‌خواهند بر مبنای اینکه چه کسی طرفدار آرامش در لبنان است و چه کسی طرفدار عدم آرامش است. اینجا آقای بری آدم پخته‌ای است و می‌گوید ما صبر می‌کنیم تا قضیه یک مقداری جلو بیاید. معلوم است که حرف چیست، مثلاً یکی از موضوعاتی که افشا کننده است، عملکرد اسراییل است. جمعه این‌ها سند امضا کردند اما همین دیروز و امروز اسراییلی‌ها هنوز پیشروی داشتند و کشتار در لبنان می‌کردند. هنوز بمباران داشتند و هنوز روستایی در اطراف بنت جبیل ویران کردند. خب این‌ها افشا کننده است. حزب‌الله می‌گوید من که شلیک نکردم، ما که تفاهم اسلام آباد را داریم پیگیری می‌کنیم و شما هم که رفتید سند آنچنانی واشنگتن را امضا کردید، پس چرا این چیزها ادامه دارد؟ نبیه بری صبر می‌کند تا میوه برسد و به وقت خودش کار خودش را انجام بدهد. سوال: ما دیدیم که بعد از اعلام توافق بین بیروت و تل آویو، نزاع‌ها و مخالفت‌هایی در جامعه لبنان شکل گرفت و همینطور یک سری راهکارهایی هم از سوی حزب‌الله و جریان‌های سیاسی لبنان در پیش گرفته شد تا این اختلافات به نزاع خیابانی و جنگ داخلی کشیده نشود. چقدر این راهکارها را شما موثر می‌دانید؟ زارعی: به نظرم می‌آید کاری که آقای بری با پشتیبانی حزب الله و با ابتکار قاطبه جامعه شیعه در این مسیله انجام دادند یک کار خیلی عاقلانه و بالغانه‌ای بود. یعنی یک کار به بلوغ رسیده‌ای در اینجا شیعه به نمایش گذاشت. شیعه گفت که من حرفای خودم را می‌زنم و منطقم را توضیح می‌دهم. آقای شیخ نعیم قاسم مفصل با استدلال حرفاهایش را زد و خیلی هم صریح زد. اصلاً درش پرده پوشی و یک خفض جناح نبود. صراحتاً گفت این خیانت، فروش لبنان، عادی‌سازی اشغال لبنان و مجوز اشغال لبنان توسط دولت است. این‌ها را شیخ خیلی صریح گفت. کنارش آقای نبیه بری آمد مفصل توضیح داد. بنابراین شیعه حرفش را زده اما در عین حال علی رغمی که این فضا کاملاً برای یک اقدام هیجانی وجود داشت، آقای نبیه بری به نمایندگی از همه شیعه گفت آقایون در خیابان نیایید و کار به نزاع خیابانی کشیده نشود. اکنون یک بخشی از این وضع این است که بالاخره کسانی هستند که در کمین یکچنین فضاهایی هستند. مخصوصاً این جریان قوات لبنانی که رابطه روشنی هم با اسراییل دارد. این‌ها می‌توانند یک فتنه‌ای درست کنند. کما اینکه قبلاً هم هشدار داده شده بود. از طرف دیگر اساساً این مسیله می‌توانست با توجه به اینکه هنوز به بلوغ نرسیده، باعث شکل گیری دو جناح 14 مارس و 8 مارس شود، یعنی خاطرات زمان ترور آقای رفیق حریری و قضایای بعد از جنگ 33 روزه دوباره احیا شود و دو مرتبه جامعه لبنان دو شقه و دو بلوکه شود. شیعه با هوشیاری گفت نه ما الان تظاهرات خیابانی نداریم و این قضیه را جمع کردند اما آیا این مسیله تا ابد هست؟ خیر. وقتی روشنگری شد و از طریق گفتگوهای مسالمت آمیز کار جلو نرفت، آن موقع نوبت این است که شیعه در جهت حفظ سیادت و صیانت از لبنان عرضه اندام کنند. خیلی ممنون از شما آقای دکتر. اگر در آخر این مصاحبه نکته‌ای در خصوص این توافق‌نامه بین رژیم صهیونیستی و لبنان دارید و تاثیراتی که در منطقه و یا در داخل خود لبنان می‌تواند بگذارد بفرمایید. زارعی: من می‌بینم که در جامعه ما به طور اساسی نگرانی نسبت به حزب‌الله و سرنوشت حزب‌الله وجود دارد؛ یعنی حس نگرانی نسبت به این قضایا در جامعه خیلی بالاست و این خیلی خوب است. این یکسان دیدن سرنوشت لبنان و سرنوشت ایران در جامعه ایرانی خیلی ارزشمند هست. این احساس نگرانی هم به جا است. من به عنوان یک کارشناس کوچک از جامعه کارشناسی ایران می‌خواهم که نسبت به مسیله لبنان یک حساسیت فوق‌العاده داشته باشند. مسیولین محترم نسبت به وضعیت لبنان حساسیتی بالا و البته عاقلانه داشته باشند. بدانند که توطیه بسیار بزرگی در جریان است که با مقابله با سنگر اول شروع کردند. سنگر اول این صحنه حزب‌الله است ولی این حزب‌الله آن سنگر ورودی است. اگر این برداشت شود، این‌ها انگیزه پیدا می‌کنند که در کل منطقه جلو بیایند. کما اینکه شما دیدید یک اتفاقی در ونزویلا رقم زدند و 3 ماه بعد نتیجه آن را در کلمبیا گرفتند و اکنون منتظر هستند تا بعد در برزیل و بعد در کوبا بگیرند. اگر چنانچه خدای نکرده خدشه‌ای به اقتدار حزب‌الله، ایران و مقاومت در کل منطقه پیش آید، همه باید با حساسیت بالا و البته با امید به اینکه مثل گذشته می‌شود خنثی کرد و این توطیه را کنار زد نگاه کنند اما حساس و فعال باشند. انتهای پیام/