خبری
·
راز تعابیر کمنظیر آیتالله جوادی آملی در نماز بر پیکر امام شهید
حجتالاسلام پارسانیا گفت: تعابیر آیتالله جوادی در نماز قاید شهید، راز مقام «نظر به وجهالله» را آشکار کرد.
ویژه نامهها
حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، با واکاوی فرازهای دعای حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در نماز بر پیکر امام شهید، به تبیین مفاهیمی چون عزّ جلال الهی، جبروت، ملکوت، حقیقت شهادت و جایگاه شهید در عرفان اسلامی پرداخت و این تعابیر را برگرفته از عمیقترین مبانی معرفتی اسلام دانست.
گفتار کامل این این استاد برجسته حوزه علمیه، تقدیم مخاطبان محترم تسنیم میشود.
ارکان نماز میت
بنده به نوبه خودم، هم ایام شهادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام در ماه محرمالحرام را تسلیت عرض میکنم و هم شهادت رهبر عزیزمان را. این روزها، ایام تشییع و بدرقه ایشان است. امروز نیز در عتبات عالیات مراسمهایی برگزار میشود و فردا، روز تدفین ایشان خواهد بود. این روزها، هم ایام حزن و اندوه برای جامعه اسلامی و جهان اسلام است و هم ایام نمایش شکوه، عظمت و اقتدار امت اسلامی.
نماز میت، آن مقدار که رکن و ارکان آن است، مشتمل بر پنج تکبیر و چهار ذکر اصلی است. ابتدا، شهادت به توحید و رسالت بیان میشود؛ سپس صلوات بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، بعد طلب مغفرت برای مومنان، و در پایان نیز طلب مغفرت برای میتی که نماز بر او اقامه میشود. این ارکان، ثابت هستند؛ اما اینکه این مضامین با چه الفاظ و عباراتی بیان شوند، جزء ارکان نماز محسوب نمیشود.
برخی از تعابیری که در روایات معصومان علیهمالسلام وارد شدهاند، از باب ذکرهای ماثور هستند، نه اینکه استعمال همان الفاظ، واجب و منحصر باشد. ازاینرو، متناسب با شخصیت فردی که بر او نماز گزارده میشود ـ بهویژه در بخش پایانی نماز ـ میتوان مطالب را بسط داد و اوصاف ویژهای را بیان کرد. اوصافی که در برخی از روایات از ایمه معصومین علیهمالسلام نقل شده، غالباً اوصاف عمومی مومنان است؛ اما درباره اشخاص خاص، میتوان ویژگیهای اختصاصی آنان را نیز یادآور شد. آنچه واجب است، تحقق عنوان «طلب مغفرت» برای میت است؛ خواه با عبارت کوتاه باشد یا با تعبیری که بر این معنا دلالت کند.
ویژگیهای عبارات حضرت آیتالله جوادی آملی
اما آنچه حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در این نماز درباره رهبر شهید بیان کردند، مشتمل بر نکات فراوانی بود که ناظر به مقام، منزلت، شهادت، سیره و مجاهدت ایشان است. حضرت آیتالله جوادی آملی پیش از این نیز نمازهای تاریخی مشابهی اقامه کردهاند؛ از جمله نماز بر پیکر مرحوم آیتالله العظمی بهجت رحمهالله. اگر عبارات آن نماز با این نماز مقایسه شود، روشن خواهد شد که هر یک از این تعابیر، متناسب با شخصیت و جایگاه کسی است که بر او نماز گزارده میشود.
در نماز مرحوم آیتالله بهجت، آن بخش حدود سه دقیقه به طول انجامید؛ اما در این نماز، نزدیک به هشت دقیقه ادامه یافت و اوصاف بسیار گستردهتر و دقیقتری درباره شخصیت رهبر شهید بیان شد. قسمت آغازین این فرازها، در هر دو نماز، با تعبیری مشترک آغاز میشود؛ و به گمان من، اوج این عبارات همان جملهای است که حضرت آیتالله جوادی آملی فرمودند نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَجَبَرُوتِکَ وَمَلَکُوتِکَ همین تعبیر، با اندکی تفاوت، در نماز مرحوم آیتالله بهجت نیز بهکار رفته بود. اکنون لازم است درباره این تعبیر، اندکی توضیح داده شود.
مرگ؛ آغاز قیامت صغری و ورود به عوالم باطنی
در توضیح عبارت نورانی حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، نخست باید به حقیقت مرگ و سیر انسان پس از آن توجه کرد. در روایات آمده است که با مرگ انسان، قیامت او برپا میشود؛ یعنی انسان وارد عالمی دیگر میشود؛ عالمی که از خود او به او نزدیکتر است. در حقیقت، مرگ، انتقال مکانی یا زمانی نیست؛ بلکه سفری علمی به سوی حقیقت عالم است؛ سفری از جهل به علم و از غفلت به تنبّه. انسان پس از مرگ، به سوی حقیقتی حرکت میکند که همواره با او بوده است؛ اما پیش از آن، از مشاهده آن محروم بوده است. بنابراین، مرگ، سفر از مکانی به مکان دیگر نیست، بلکه انتقال از ظاهر عالم به باطن آن و از ظاهر زمان به حقیقت زمان است.
همه انسانها این مسیر را طی میکنند. نخستین مرحله آن، همان قیامت صغری است؛ یعنی ورود به عالم برزخ و عالم مثال. انسانها مدتها و بلکه احقابی در آن مرحله به سر میبرند تا آنگاه که قیامت کبری فرا رسد و مرحلهای دیگر از حیات آغاز شود. ازاینرو، حرکت به سوی خداوند دارای مراتبی است و آنچه در لحظه مرگ رخ میدهد، پایان این مسیر نیست. در آغاز، انسان با باطن اعمال و رفتار خویش روبهرو میشود و آثار کردار خود را مشاهده میکند؛ اما حضور کامل در پیشگاه الهی، مربوط به مراحل نهایی قیامت است. در آن مرحله نیز، پس از نفخهای که همه موجودات را فرا میگیرد، تنها گروهی که قرآن کریم از آنان استثنا کرده است، باقی میمانند و سپس با نفخه دوم، دیگران نیز برای حضور در محضر الهی برانگیخته میشوند.
دگردیسی واژگانی در کمین اصطلاحات بنیادین گفتمان انقلاب
تفاوت مرگ اولیای الهی با دیگر انسانها
آنچه بیان شد، مسیر عمومی انسانها است؛ اما اولیای الهی از این قاعده عمومی استثنا هستند. مرگ غالب انسانها مرگی اضطراری است. بسیاری از مردم را فرشتگان الهی با سختی و دشواری از این عالم منتقل میکنند؛ برخی با سهولت بیشتری، اما در هر صورت، مرگ برای آنان امری است که بر ایشان واقع میشود.
در مقابل، اولیای الهی اهل موت اختیاری هستند. سالکان راه خدا، پیش از آنکه مرگ طبیعی فرا رسد، در همین دنیا با توجه به حضرت حق و بریدن از تعلقات، مراحل سیر و سلوک را طی میکنند. هرچه وابستگیهای آنان کمتر میشود، حقایق عالم برایشان آشکارتر میگردد و ملکوت عالم بر آنان ظهور مییابد. انسان، در زندگی خود نیز گاه نمونههایی از این حقیقت را تجربه میکند؛ گاهی حادثهای را پیش از وقوع مشاهده میکند یا حقیقتی را درمییابد که بعداً تحقق پیدا میکند. این نمونهای از عبور محدود از عالم طبیعت و مشاهدهای از عالم ملکوت است.
پس از آن، مرحلهای بالاتر فرا میرسد و سالک به جبروت عالم، یعنی عالم عقول، راه پیدا میکند؛ عالمی که در آن، عظمت الهی آشکار است و حقایق کلی، منشا حقایق جزیی جهان هستند. اما عبور از جبروت نیز پایان راه نیست. پس از آن، انسان به عالم اسماء و صفات الهی راه مییابد؛ مرحلهای که اهل معرفت از آن به فنا در اسماء و صفات الهی تعبیر میکنند. اما آن مرحلهای که انسان بتواند از «ماسویالله» عبور کند و به ساحت اسماء و صفات الهی راه یابد، همان چیزی است که اهل سلوک از آن به فنای در اسماء و صفات الهی تعبیر میکنند.
مقصود از فنا، نابودی نیست؛ بلکه رسیدن به حقیقت وجود خویش است؛ حقیقتی که آینه و نشانه اسماء الهی است. این همان مقام قرب نوافل و پس از آن قرب فرایض است؛ مقامی که تنها نصیب گروه خاصی از اولیای الهی میشود. در این مرتبه، سالک به عالم اسماء و صفات الهی راه پیدا میکند؛ یعنی از عالم طبیعت، که عالم مُلک است، عبور میکند؛ سپس از عالم ملکوت، که محل حقایق جزیی است، میگذرد؛ آنگاه به عالم جبروت، که عالم حقایق کلی و عظیم است، وارد میشود. حقایقی که در عالم مُلک و ملکوت ظهور دارند، از آن عالم تنزل یافتهاند. پس از عبور از این مراتب، نوبت به ورود در ساحت عزّ قدس الهی و عالم اسماء و صفات میرسد؛ جایی که سیر در اسماء و صفات الهی آغاز میشود.
این سفر، سفری بسیار طولانی است و همه انسانها در آن، بهره و مرتبهای یکسان ندارند. هر سالکی، به اندازه ظرفیت وجودی خود، از اسماء و صفات الهی بهرهمند میشود. عارف و سالک، عمری را با ذکر، توجه، تنبّه و مراقبه سپری میکند تا این مسیر را طی نماید.
سیر سالک در دعای شریف شعبانیه
عارف و سالک، عمر خود را با ذکر، مراقبه و توجه سپری میکند تا این مسیر را بپیماید. شاید آنچه در مناجات شعبانیه آمده و حضرت امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه بارها بر فرازی از آن تاکید میفرمودند، ناظر به همین حقیقت باشد که در مناجات شعبانیه چنین عرضه میشود «اِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ اِلَیْکَ، وَاَنِرْ اَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا اِلَیْکَ، حَتَّی تَخْرِقَ اَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ اِلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ، وَتَصِیرَ اَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ»
پروردگارا، کمال انقطاع به سوی خودت را به من عطا فرما، و دیدگان دلهای ما را به نور نگاهشان به سوی خود روشن گردان، تا آنجا که چشم دل، حجابهای نور را بشکافد و به معدن عظمت برسد و ارواح ما به عزّ قدس تو آویخته گردد. انسان در مسیر سلوک، نخست گرفتار حجابهای ظلمانی است. این حجابها سبب میشوند که انسان امور دنیوی را ـ که در حقیقت آیات و نشانههای خداوند هستند ـ مستقل ببیند و به آنها اصالت بدهد.
وقتی از این مرحله عبور میکند، باطن عالم را در ملکوت مشاهده میکند؛ اما بسیاری از انسانها، حتی در مشاهده ملکوت نیز گرفتار اعوجاج هستند. شیاطین نیز از همین مرتبه بهره دارند؛ اما با تحریف، تصرف و ایجاد تخیلات، حقایق ملکوتی را به صورت صحیح مشاهده نمیکنند.
از این مرحله که عبور شود، انسان به عالم عقول و عالم جبروت وارد میشود؛ همان عالمی که در اصطلاح فلسفی از آن به عالم عقل تعبیر میشود. در اینباره گفتهاند «العِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاءُ» و نیز آمده است «العَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ» حقیقت عقل، نوری است که انسان را به سوی خداوند رهنمون میشود.
عبور از حجابهای نورانی و وصول به معدن عظمت الهی
اما انسان، گاهی از همین نور نیز بهرهمند میشود، با این حال، همین نور برای او حجاب است. این حجاب، غیر از حجابهای ظلمانی است. در اینجا امام علیهالسلام میفرماید «وَاَنِرْ اَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا اِلَیْکَ، حَتَّی تَخْرِقَ اَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ» یعنی انسان باید از حجابهای نورانی نیز عبور کند؛ نه فقط از حجابهای ظلمانی. این همان مرتبهای است که از آن به قرب فرایض تعبیر میشود. پس از عبور از حجابهای نورانی است که انسان به مقام «فَتَصِلَ اِلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ» دست مییابد؛ یعنی به معدن عظمت الهی متصل میشود. و در ادامه مناجات آمده است «وَتَصِیرَ اَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ» در این مرحله، روح انسان به عزّ قدس الهی تعلق پیدا میکند.
پس از آن، دعا چنین ادامه مییابد «اِلَهِی وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَاَجَابَکَ، وَلَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِکَ، فَنَاجَیْتَهُ سِرًّا، وَعَمِلَ لَکَ جَهْرًا» خداوندا، مرا از کسانی قرار بده که آنان را ندا دادی و آنان دعوت تو را اجابت کردند. ندای الهی، برای انسانی که گرفتار حجابهای ظلمانی است، از دور شنیده میشود؛ نه آنکه خداوند دور باشد، بلکه انسان از خدا دور افتاده است.
خدای متعال از هر چیزی به انسان نزدیکتر است «وَاِذَا سَاَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَاِنِّی قَرِیب» او نزدیک است؛ این انسان است که از قرب الهی فاصله گرفته است. ازاینرو، در دعا عرضه میدارد «اِلَهِی وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَاَجَابَکَ» خداوند، انسان را از راههای گوناگون ندا میدهد؛ از طریق فرشتگان، پیامبران، عقل، فطرت و همه نشانههای هدایت. اگر انسان این دعوت را اجابت کند، به مرحلهای دیگر وارد میشود.پس از آن میفرماید «وَلَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِکَ» وقتی مورد عنایت و توجه ویژه الهی قرار گرفت، در برابر جلال الهی مدهوش میشود. این همان مرحلهای است که از آن به فنا تعبیر میشود.
حقیقت فنا در عرفان اسلامی
این همان مرحلهای است که اهل معرفت از آن به فنا تعبیر میکنند. مقصود از فنا، نابودی انسان نیست؛ بلکه از میان رفتن نگاه استقلالی به غیر خداست. انسان، پیش از این، موجودات را مستقل میدید؛ اما اکنون حقیقت آنها را مشاهده میکند و درمییابد که همه موجودات، آیات و نشانههای خداوند هستند.
قرآن کریم میفرماید: «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْاِکْرَامِ» در این مرتبه، سالک به وجهالله نظر میکند. ظهور جلال الهی سبب میشود که همه کثرتها در نگاه انسان محو شوند و تنها حقیقت واحد الهی جلوهگر گردد. البته این مشاهده، به اندازه ظرفیت وجودی هر انسان است؛ همانند آینههایی که هر یک به اندازه وسعت خود، آسمان بیکران را منعکس میکنند.
ضرورت تحول ماموریتمحور در حوزههای علمیه
جلال الهی و بازگشت به عالم کثرت
در مسیر سیر الیالله، آنچه کثرتها را از میان برمیدارد، اسم جلال الهی است. پس از آنکه انسان به مقام اسماء و صفات الهی رسید، دوباره به عالم کثرت بازمیگردد؛ اما این بازگشت، بازگشتی متفاوت است. اکنون او جبروت، ملکوت و همه مراتب هستی را در پرتو اسماء و صفات الهی مشاهده میکند، نه مستقل از آنها.
از همین رو، پس از مرحله «صعق»، مناجات شعبانیه میفرماید «فَنَاجَیْتَهُ سِرًّا، وَعَمِلَ لَکَ جَهْرًا در آغاز، ندا از دور بود؛ اما اکنون، سخن گفتن خداوند با بنده، نجواست؛ گفتوگویی از نزدیک. پس از این مقام نیز، انسان دوباره به میان مردم بازمیگردد؛ اما این بار، اعمال، گفتار و رفتار او، همه تجلی همان حقیقتی است که در خلوت با پروردگار دریافت کرده است.
شهید و طیّ یکباره مسیر سلوک
اهل سلوک، گاه دهها سال با ذکر، فکر، عبادت و ریاضت این مسیر را طی میکنند؛ اما درباره شهید، حقیقت دیگری رخ میدهد. در روایات آمده است که با نخستین قطره خونی که از شهید بر زمین میریزد، خداوند متعال کرامتهای بزرگی به او عطا میکند و در پایان این نعمتها، آمده است که شهید به وجهالله نظر میکند.
این همان مقامی است که عارفان، سالها برای رسیدن به آن مجاهدت میکنند. شهید، با حضور در میدان جهاد و اخلاص در راه خدا، راهی را که سالک در مدت طولانی طی میکند، با جذبه الهی در کوتاهترین زمان میپیماید. از همین رو، گفته میشود که شهید، در همان نخستین گام، آخرین منزل سلوک را درمییابد.
قیامت شهید
از امام رضا علیهالسلام نقل شده است که بهشت و جهنم هماکنون موجودند و انسانها در متن قیامت زندگی میکنند. قیامت، حقیقتی نیست که تنها در آینده تحقق پیدا کند؛ بلکه واقعیتی است که انسان، به تدریج با کنار رفتن پردهها، آن را مشاهده میکند. مرگ، کنار رفتن یکی از این پردههاست. اما درباره شهید، پردههای عمیقتری کنار میرود و حقیقت قیامت، با مرتبهای والاتر بر او آشکار میشود. این همان مقامی است که برای پیامبران و اولیای الهی نیز مطرح است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند که «اَنَا وَالسَّاعَهُ کَهَاتَیْنِ» نسبت من با قیامت، همانند دو انگشت سبابه است؛ یعنی حقیقت قیامت، برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله حضوری و مشهود است. اولیای الهی نیز، هر یک به اندازه مرتبه وجودی خود، از این مشاهده بهرهمند هستند و شهید نیز به این مرتبه نایل میشود.
تبیین عبارت «نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَجَبَرُوتِکَ وَمَلَکُوتِکَ»
شهید، با نخستین قطره خون خود، به مقامی میرسد که در روایات از آن به «نظر به وجهالله» تعبیر شده است. حضرت امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه، بارها به همین حدیث که شهید به وجهالله نظر میکند، استناد میفرمودند. ایشان بیان میکردند که سالکی که بخواهد با سیر و سلوک و موت اختیاری به این مقام برسد، اگر اهل معرفت باشد، باید سالیان طولانی، افتان و خیزان، و با رنج فراوان این مسیر را طی کند؛ و اگر چنین نباشد، فرشتگان الهی در هنگام مرگ طبیعی او را میبرند و به این مراحل منتقل میکنند. اما شهید، حتی اگر نوجوانی باشد که وارد میدان نبرد شده است، در پرتو جذبه الهی، این راه را یکباره طی میکند. حضرت امام رضواناللهتعالیعلیه بارها میفرمودند که حالی که شهدای انقلاب اسلامی دارند، مقامی است که اهل معرفت و اهل سلوک باید بر آن غبطه بخورند. درهای آسمان به روی آنان گشوده شده است.
همین حقیقت، سبب میشد که رهبر شهید نیز همواره به مقام شهیدان غبطه بخورد و نگران باشد که مبادا به مرگ طبیعی از دنیا برود و از نعمت شهادت محروم گردد. در دیدارهایی که با خانوادههای معظم شهدا داشتند، این حقیقت در سخنان ایشان آشکار بود. نقل میکردند که امام شهید میفرمودندمن هنگامی که به دیدار خانوادههای شهدا میروم، این دیدار صرفاً برای دلجویی یا استمالت خاطر آنان نیست؛ بلکه برای خودم میروم. یعنی انسان، در فضای معنویای که به برکت شهید پدید آمده است، زندگی میکند و آرزوی رسیدن به آن مقام را در دل میپروراند. رهبر شهید، همواره با این دیدارهای مکرر و با توجه دایمی به حقیقت شهادت، همین معنا را بیان میکردند و خداوند متعال نیز این توفیق را به ایشان روزی فرمود.
ازاینرو، حضرت آیتالله جوادی آملی در نماز، منزل و جایگاه نزول روح شهید را چنین توصیف کردند نَزَلَ نَزَلَ نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَجَبَرُوتِکَ وَمَلَکُوتِکَ. این تعبیر، بیانگر جایگاه روح شهید در هنگام انتقال از این عالم است. مقصود از «عِزِّ جَلَالِکَ» همان مرتبهای است که در مناجات شعبانیه از آن با تعبیر وَتَصِیرَ اَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ یاد شده است. یعنی روح انسان به مقام عزّ قدس الهی تعلق پیدا میکند. در این مرحله، انسان نخست با اسماء و صفات الهی روبهرو میشود و جلوه جلال الهی را مشاهده میکند. جلال الهی همان اسمی است که کثرتها را از میان برمیدارد و انسان را از وابستگی به ماسویالله عبور میدهد.
مشاهده جبروت در پرتو اسماء الهی
پس از آنکه سالک به مقام اسماء و صفات الهی راه یافت، عالم جبروت را نیز از همان منظر مشاهده میکند. ازاینرو، حضرت آیتالله جوادی آملی پس از تعبیر «عِزِّ جَلَالِکَ» فرمودند وَجَبَرُوتِکَ جبروت، عالم عظمت الهی و عالم عقول است. یکی از وجوه نامگذاری این عالم به «جبروت» آن است که مخزن و منشا جبران همه نقصهای عوالم پایینتر است.
خزاین علم، رحمت و فیض الهی از آن مرتبه تنزل مییابد. اولیای الهی نیز هنگامی که به این مقام میرسند، جبروت را مستقل از خدا نمیبینند؛ بلکه آن را در پرتو اسماء و صفات الهی مشاهده میکنند. حتی این نور عظیم نیز برای آنان حجاب نیست؛ زیرا پیش از مشاهده جبروت، حقیقت اسماء الهی را شهود کردهاند.
مشاهده ملکوت پس از جبروت
پس از ذکر جبروت، حضرت آیتالله جوادی آملی میفرمایند: وَمَلَکُوتِکَ ملکوت، مرتبه عالم مثال، برزخ و حقایق باطنی موجودات است. انسان عادی، پس از مرگ، ابتدا وارد این عالم میشود؛ اما شهید، پس از وصول به مرتبه عزّ جلال الهی، ملکوت را نیز از آن افق مشاهده میکند. به تعبیر دیگر، او نخست حقیقت الهی را میبیند و سپس همه مراتب آفرینش را در ذیل آن حقیقت مشاهده میکند. این تفاوت اساسی میان شهید و دیگر انسانها است.
اهل ایمان نیز پس از مرگ، از نعمتهای عالم برزخ بهرهمند میشوند و روح و ریحان الهی را مشاهده میکنند؛ اما مسیر شهید، مسیر دیگری است. در مقابل، کسانی که اهل کفر و نفاق هستند، با سختی و رنج به عالم برزخ منتقل میشوند و آنچه مشاهده میکنند، آثار دوری خود از خداوند است.
تفاوت شهید با دیگر انسانها
در قیامت نیز، انسانی که از ایمان بهرهای نداشته باشد، حقیقت نور الهی را مشاهده نمیکند؛ بلکه نابینایی و محرومیت خود را درمییابد. اما شهید، پیش از مشاهده مراتب دیگر، با نور جلال و قدس الهی روبهرو میشود و سپس همه عوالم را در پرتو آن نور مشاهده میکند. ازاینرو، تعابیری که حضرت آیتالله جوادی آملی در این نماز به کار بردند، تنها الفاظی ادبی یا عاطفی نیست؛ بلکه بیانگر حقیقتی عرفانی، فلسفی و قرآنی درباره مقام شهید است. آنچه اهل معرفت، سالها با سیر و سلوک، مطالعه، برهان و تامل درباره آن سخن گفتهاند و در مباحث عرفان نظری و معاد مطرح کردهاند، ایشان در همین چند عبارت کوتاه و پرمعنا بیان فرمودند. ازاینرو، تکرار این تعبیر، تنها برای تاکید لفظی نیست؛ بلکه اشاره به حقیقتی است که منزل و مقام شهید را در هنگام انتقال از این عالم تبیین میکند.
شهادت، سلوک اجتماعی و تبیین فرازهای پایانی نماز میت
آنچه در فراز اول ذکر شد، منزلی بود که شهید در آن نازل میشود و سرعتی بود که شهید در وصول به آن مقام اعلی به آن نایل میشود. چیزی را که اهل سلوک باید با پای سلوک، چلهها بگیرند و دهههایی از عمر خود را صرف کنند، شهید همانند برق خاطف از آن عبور میکند و به مقصد میرسد. آیات قرآن کریم، این سرعت و جایگاه را برای کسانی که سلوک خود را در قالب یک ذکر اجتماعی و یک عمل اجتماعی انجام میدهند، بهخوبی بیان کردهاند.
تحلیل رفتاری رهبر انقلاب با تاکید بر اندیشه فارابی
جایگاه نماز و عبادت اجتماعی
روایات و آیات، این حقیقت را به روشنی نشان میدهند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند «قُرَّهُ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ» نور چشم پیامبر، همان نوری است که انسان را از ملکوت عالم عبور میدهد، حجابهای ظلمانی و حتی حجابهای نورانی را میشکافد و او را به مقام نظر بر وجهالله میرساند. این اثر در نماز وجود دارد. نماز، هنگامی که به صورت فرادا خوانده میشود، این آثار را دارد؛ اما وقتی به جماعت اقامه میشود، آثار آن قابل قیاس با نماز فرادا نیست. نماز جماعت دو نفره، چهار نفره، شش نفره یا ده نفره، از جهت باطن، ثواب و اجر، با نماز فرادا اصلاً قابل مقایسه نیست.
جهاد؛ عالیترین عمل اجتماعی
برخی از اذکار، از ابتدا اجتماعی هستند و برخی از افعال نیز از آغاز ماهیتی اجتماعی دارند. جهاد در راه خدا از همین سنخ است. محبت نیز گاهی در سرشت انسان نهاده شده است و انسان با همین فطرت، برای چیزی هزینه میکند. کسی که تشنه آب است، اگر به دنبال سراب برود، سرمایه عطش خود را در راه سراب تباه میکند. انسان همواره در جستوجوی محبوب است و این محبت باید مسیر حقیقی خود را پیدا کند. اهل دقت و اهل نظر، مراتب محبت را بیان کردهاند؛ تا آنجا که انسان به محبت خداوند برسد، جلال الهی را مشاهده کند، وحدت را ببیند و وجهالله را مشاهده نماید. در آن هنگام درمییابد که همه محبتها از اوست. این محبت، مراحلی را طی میکند تا انسان، افزون بر اینکه محب خدا باشد، محبوب خدا نیز بشود.
قرآن کریم میفرماید: «اِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا» کسی که در میدان پیکار حاضر میشود، تنها محب خدا نیست، بلکه محبوب خداست. خداوند، دوستدار کسانی است که در راه او جهاد میکنند.
راههای وصول به خداوند
گفتهاند «الطُّرُقُ اِلَی اللَّهِ بِعَدَدِ اَنْفَاسِ الْخَلَایِقِ» راههای رسیدن به خداوند، به تعداد نفسهای خلایق است. درهای آسمان هیچگاه بسته نیست؛ انسان است که آنها را بر روی خود میبندد. البته هر انسانی توفیق خاصی در پیمودن این مسیر دارد. وقتی درهای آسمان گشوده میشود، جامعه مهدوی شکل میگیرد؛ جامعهای با هویت جمعی، فرهنگی و اجتماعی. کار جمعی در این مسیر، بسیار اثرگذارتر از عمل فردی است. عبادت تنها به بخشی از اعمال انسان اختصاص ندارد؛ همه اعمال انسان یا عبادتاند یا معصیت و همه اینها با یکدیگر درهمتنیدهاند.
همانگونه که اذکار با یکدیگر تفاوت دارند، اعمال نیز دارای مراتب متفاوتاند. در راس اعمال اجتماعی، جهاد در راه خدا قرار دارد؛ همانگونه که آیات قرآن و روایات این اثر را بهخوبی بیان کردهاند.
تبیین ادامه عبارت حضرت آیتالله جوادی آملی
آنچه در عبارات بعدی حضرت آیتالله جوادی آملی آمده است، پس از آن اوج نخستین قرار دارد؛ یعنی پس از آنکه منزل نزول شهید را بیان میکنند. ابتدا جایگاه شهید را بیان میفرمایند؛ اینکه از کجا نازل شده است. در آن مرتبه، نخست وجهالله و اسماء و صفات الهی مشاهده میشوند و سپس سایر مراتب هستی، به عنوان مظاهر اسماء و صفات الهی دیده میشوند.
پس از آن میفرمایند «اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَکَ شَهِیدًا» رمز این تعبیر، همان مقام شهادتی است که او داراست. سپس میفرمایند «شَهِیدَ الْاِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَهِ» او همه هستی خود را برای این مقصد تقدیم کرده است. کسی که همه هستی خود را تقدیم خداوند کرده، قتیل فی سبیلالله است و خداوند خود، جزای اوست. او محبوب خداست و خداوند، پاداش اوست.
تفسیر عنوان «قتیل»
سپس فرمودند «اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَکَ قَتِیلًا؛ قَتِیلًا لِلْاِسْلَامِ، قَتِیلًا لِلْاُمَّهِ الْاِسْلَامِیَّهِ، قَتِیلًا لِسِیَاسَتِهَا، قَتِیلًا لِصِیَانَتِهَا، قَتِیلًا لِکِیَانِهَا، قَتِیلًا لِعَظَمَتِهَا وَسِیَادَتِهَا وَمَوْلَوِیَّتِهَا وَوَحْدَتِهَا» او قتیل امت اسلامی است؛ قتیل وحدت امت اسلامی است. او قتیل احیای غربتی است که پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دامنگیر امت اسلام شد. او قتیل احیای مساله امت و امامت در عالیترین مرتبه حیات اجتماعی انسان است؛ یعنی در عرصه مدیریت کلان جامعه.
مجاهدت رهبر شهید در احیای امت اسلامی
حادثهای که پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، در دوران بنیامیه و پس از آن بنیعباس رخ داد و سپس در حکومتهای بعدی ادامه یافت، همان اسارت اسلام بود. ایشان در پی احیای عظمت اسلام بود. در جهانی که سلطه جهانی با چهرهای عریان بر همه عالم سایه افکنده است، او در پی احیای امت اسلامی بود.
اگر عبارات حضرت آیتالله جوادی آملی را با نماز ایشان بر پیکر مرحوم آیتالله العظمی بهجت مقایسه کنید، چنین تعابیری را در آنجا مشاهده نمیکنید. آیتالله بهجت، سالکی الهی بود؛ اما فرصت حضور در چنین عرصه اجتماعیای برای ایشان فراهم نشد. البته حضرت آیتالله جوادی آملی نسبت به ایشان عنایت بسیار ویژهای داشتند. روزی در خودرو در خدمت ایشان بودیم. تصویر مرحوم آیتالله بهجت دیده میشد. نگاه حضرت آیتالله جوادی آملی به آن تصویر، نشان از باور عمیق ایشان نسبت به مقام ملکوتی آن بزرگوار داشت.
ویژگی ممتاز رهبر شهید
اما آنچه درباره رهبر شهید بیان شد، ناظر به عرصه مجاهدت ایشان بود؛ عرصهای که به برکت حضور حضرت امام خمینی رحمهالله برای امت اسلامی فراهم شد. یعنی عرصه دفاع از اسلام، دفاع از امامت، حضور در عرصه سیاست، تحمل رنج امت اسلامی، جهاد و قتال. این عنایت الهی، در این عصر نصیب این نسل شد.
خداوند متعال، زعامت این حرکت را به ایشان عطا کرده بود. ازاینرو، این اوصاف ناظر به همین حقیقت است و این ویژگی ممتاز را در شخصیت رهبر شهید برجسته میکند. در طول تاریخ، کمتر چنین فرصتی برای کسی فراهم شده است. البته کسی که در دفاع از خانه، ناموس و سرزمین خود کشته شود نیز شهید و قتیل فی سبیلالله است. اما سخن در اینجا، از مقابله با قدرتی است که امروز جهان را تحت سلطه خود قرار داده است؛ پدیده استعمار که نهتنها جهان اسلام، بلکه سراسر جهان را دربر گرفته است.
استعماری که قبله اول مسلمانان را به اسارت برده و قبله دوم را نیز تحت نفوذ قرار داده است، به گونهای که هویت اجتماعی و محوریت امت اسلامی در عرصه جهانی آسیب دیده است. رهبر شهید، برای رهایی از این وضعیت، این آرمان را زنده کرد و امت اسلامی را به سوی آن فراخواند.
این مرتبه از مسیولیت و تعلق، در طول تاریخ کمتر نصیب کسی شده است. بسیاری از اهل سلوک، در خلوت خود، راهی به سوی خدا مییابند و به وجهالله نظر میکنند؛ اما اینکه انسان دغدغه امت را داشته باشد، راه را برای یک فرهنگ بگشاید، مقدمه ظهور این حقیقت را در سطح جامعه بشری فراهم سازد و بلکه در مسیر آفرینش تحول ایجاد کند، مرتبهای کاملاً متفاوت است.
گفتنی است، فیلم کامل و محصولات چندرسانهای این گفتوگو به زودی در صفحه حوزه و روحانیت تسینم و صفحات مجازی تسنیم در ایتا، بله و ویراستی منتشر میشود.
گزارشگران: دنیال بصیر، میلاد حسن زاده
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗