جهان
·
احمد نجفی: تصاویر تشییع را برای آمریکا فرستادم؛ پاسخ فقط یک جمله بود: «غیرقابل تصور»
احمد نجفی حضور در تشییع رهبر شهید را سرمایهای کمنظیر میداند؛ حضوری که حتی مخاطبی در آمریکا را شگفتزده کرد.
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، احمد نجفی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، از جمله هنرمندانی است که در سالهای مختلف، دیدارها و گفتوگوهای متعددی با رهبر شهید انقلاب داشته و از نزدیک با نگاه فرهنگی و دغدغههای ایشان آشنا بوده است.
او در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار تسنیم، از شخصیت، منش و میراث مدیریتی رهبر شهید سخن میگوید؛ از مردی که به اعتقاد او، با آرامش، درایت و آیندهنگری، کشور را از پیچیدهترین بحرانها عبور داد. نجفی در این گفتوگو علاوه بر مرور خاطرات خود، به وضعیت امروز فرهنگ و هنر، آسیبهای سینمای جشنوارهزده، ضرورت بازخوانی اندیشههای رهبر شهید و پیام حضور گسترده مردم در مراسم تشییع نیز پرداخته است.
حالا میفهمم که ایشان چه کار عظیمی برای این مملکت انجام داده است
* شما سالها رهبر شهید انقلاب را از نزدیک میشناختید و در مقاطع مختلف نیز خدمت ایشان رسیده بودید. حالا که ایشان را از دست دادهایم، اگر بخواهید مهمترین ویژگی شخصیتی و میراث مدیریتی ایشان را برای نسل امروز توصیف کنید، چه میگویید؟
یک آدم بزرگ و فردی فهیم را از دست دادیم؛ آدمی که دنیا را خوب میفهمید اما مهمتر از آن این بود که دلشوره این مملکت را داشت. وقتی به دوران رهبری ایشان نگاه میکنیم متوجه نکات عمیقی میشویم. من خودم فکر میکردم که باید مقابل دشمن قهاری مثل آمریکا حرف زد و برای این مملکت تبلیغ کند، اما حالا میفهمم که ایشان چه کار عظیمی برای این مملکت انجام داده است؛ او در سکوت و آرامش توانست کشور را با درایت حفظ کند. او همه زندگیاش را برای این مملکت گذاشت؛ دیگر چه باید بکند؟ مهمترین چیز زندگیاش بود که آن را هم گذاشت.
البته من به شدت نسبت به این مسیله سوال دارم که چرا از ایشان به درستی مواظبت نشد، آنهم در شرایطی که جنگ شده بود؛ ولی به هر حال سرنوشت ایشان این بود که به خدا بپیوندد. به نظرم کارهایی که ایشان در تاریخ دنیا و ایران انجام داد، کم سابقه بود. او بسیار فرهیخته بود. من چند باری خدمت ایشان رسیده بودم و نوع تفکر، مهربانی، استقامت و قدرت ایشان را دیده بودم. نبود ایشان حسرت مهمی برای همه است، اما امیدوارم که میراث دار ایشان رویهای را در پیش بگیرد که هم بتواند جایگزین بسیار مناسبی برای پدر و البته رهبری باشد.
وقتی این اتفاق برای ایشان رخ داد، واقعا دلخون ایشان بودم. اول از همه نگران وجود خودش بودم. او مثل پدر بود و هیچ وقت خودش را در یک مقام بالا نمیدید. متاسفانه آن اتفاقی که نباید رخ میداد، به وقوع پیوست و همه ما عزادار شدیم. امیدوارم دولتمردان ما در معاملات و معادلات و گفتوگوهایی که دارند، تکلیف را روشن کنند؛ از بلاتکلیفی خسته شدهایم؛ امیدوارم وضع اقتصادی به ویژه موضوع دلار بهبود پیدا کند. به نظرم گرانی دلار هیچ ربطی به جنگ ندارد و مقصر اصلی در درون است. ما علاوه بر استقلال، اقتصاد خود را هم میخواهیم.
من ضد بخشنامه هستم!
* در دیدارهایی که با رهبر شهید انقلاب داشتید، ایشان چه توصیههایی درباره عرصه فرهنگ و هنر داشتند؟ به ویژه اینکه دقت نظر زیادی در شعر و ادبیات داشتند.
خاطرم هست زمانی که ایشان رییسجمهور بودند، همسر رییس دفتر ایشان میگفت که ایشان هفتهای یک فیلم میبیند. علاقهمندی ایشان به فرهنگ زبانزد است و اگر کسی بخواهد حرف اضافی بزند، وقت مردم را هدر میدهد. دانش و اندیشه ایشان و همچنین نوع نگاه ایشان بسیار متفاوت بود. به یاد دارم در یکی از جلسات فرمودند: «راه خود را پیدا کنید، کار خود را بکنید و اصلا درگیر مسایل خارجی نشوید.»
برخی دوستان فقط به دنبال فستیوالها و جشنواره بودند و دیدید که کار فرهنگی کشور را به کجا رساندند. به این دوستان میگویم اگر اعتقادی به نظام ندارید، حداقل به این مردم اعتقاد داشته باشید که خرج شما را میدهندو چشمان خود را باز کنید و ببینید که مردم چه چیزی میخواهند و حرفشان چیست؟ باید بدانیم که روابط فرهنگی خود را با توجه به مسایل اجتماعی خود ارتقا بدهیم، نه اینکه فکر کنیم که باید این فیلم را بسازیم تا به فلان جشنواره خارجی برسد.
چند روز پیش یکی از آقایان زنگ زده بود که میخواهم فیلم بسازم و تشریف بیاورید. از ایشان پرسیدم که قصد ساخت چه فیلمی دارید؟ پاسخ داد که همه میدانند من فقط برای جشنواره کن فیلم میسازم. به ایشان گفتم خودتان فیلم بسازید و به من زنگ نزنید. مشکل ما مشکل فرهنگی در همه زمینهها است و باید این مشکلات درست شود. انتظاری که من از معاونت سینمایی دارم، اصلا برآورده نشده و نمیشود.
من ضد بخشنامه هستم، اما باید این فرهنگ جا میافتاد که برخیها بدانند ایرانی هستند و باید برای مملکت خود فیلم بسازند. انگار این تفکر در سینمای ایران جا انداخته است که باید در خارج از ایران قبول بشوید. این نوع تفکر خیلی بد است، خیلی تاسف آور است. من ضد این اندیشه هستم که همه چیز در فرانسه، برلین و هالیوود صرف بشود.
محمدحسین لطیفی: پدر که رفت، تازه فهمیدیم برای فرداهای ما چقدر تنها ایستاده بود
من اعلام خطر میکنم که آقایان معاونت سینمایی چه میکنید؟ هدفتان چیست؟
* خیلیها میگویند که تشییع رهبری، نقطه پایان است اما به نظر میرسد که این تشییع نقطه آغاز بازخوانی اندیشههای رهبر شهید است. نظر شما چیست؟
باید بر روی آثار، حرفها و رفتار ایشان کار کرد. ارشاد تنها برای این موضوع به وجود نیامده است که فیلم چه کسی توقیف بشود و فیلم چه کسی اکران شود. خانه سینما برای این درست نشده است که صنف تبدیل به گروه سیاسی بشود. باید این تفکرها کنار برود. رهبر انقلاب راهنمایی میکرد، توصیه و نصیحت داشت و تاکید میکرد که خودتان بفهمید فرهنگ و باور خوبی دارید و باید هوای همدیگر را داشته باشید. اما متاسفانه عدهای فقط منتظر نشستهاند تا انتقاد کنند و متلکگویی کنند.
نگاهی به تاریخ سینمای ایران بکنید تا متوجه بشوید که آرام آرام به اینجا رسیده است. روشن کنید که اگر هدف آن چیزی است که آن آقایان و خانمها در خانه سینما میخواهند، همه چیز نابود میشود و تنها دشمنیها درست میشود. این اتفاق تا کی ادامه دارد؟
من اعلام خطر میکنم که آقایان معاونت سینمایی چه میکنید؟ هدفتان چیست؟ این کارها را انجام میدهید تا حرف اصلی را نزنید. دروغ میگویید و اندیشه تخریب سینما در شما رسوخ پیدا کرده است. باید قبل از هر چیز زیربنا و باورهایتان را درست کنید و کشورتان را دوست داشته باشید. نباید چشمهایتان همواره به خارج از این کشور باشد. باید تفکر جشنوارهای از ذهن شما خارج بشود.
واکنش یک آمریکایی به تصاویر تشییع رهبر شهید از روایت احمد نجفی
* آقای عارف، معاون اول رییسجمهور و رییس ستاد تشییع رهبر شهید، پیش از برگزاری مراسم از آن به عنوان «بزرگترین اتفاق قرن» یاد کرده بودند. اکنون که این مراسم برگزار شده و حضور گسترده مردم را شاهد بودیم، شما که هم تشییع امام خمینی(ره) را به یاد دارید و هم این بدرقه تاریخی را دیدهاید، این حضور مردمی را چگونه تحلیل میکنید و فکر میکنید مهمترین پیام آن چه بود؟
مردم بار دیگر عشق و علاقه خود به رهبرشان را به نمایش گذاشتند و آنچه در مراسم تشییع دیده شد، فقط حضور یک جمعیت میلیونی نبود؛ بلکه جلوهای از یک باور عمیق و ریشهدار بود. وقتی نوجوانان 10 و 12 ساله را در میان جمعیت دیدم، با خودم گفتم سینماگران ما باید از همین نسل درس بگیرند. من ارتباطم فقط با همین مردم است و آنها نشان دادند که قدردان رهبر شهید خود هستند. این حضور، صرفاً یک مراسم تشییع نبود، بلکه نمایش یک فرهنگ مبتنی بر اعتماد، اعتقاد و وفاداری بود.
مردمی که به خیابانها آمدند، از سر باور و دلبستگی آمدند. آنها میخواستند بگویند رهبر شهید فقط یک فرد نبود، بلکه نقشی تعیینکننده در آینده این کشور و زندگی مردم داشت. این مردم با چشم خود فراز و نشیبهای سالهای گذشته را دیدهاند و برای همین چنین حضوری رقم خورد. جالب است که تصاویر این مراسم را برای یکی از دوستانم در آمریکا فرستادم و او در پاسخ نوشت: «غیرقابل تصور و شگفتانگیز است.» این همان واقعیتی است که گاهی خودمان کمتر از دیگران میبینیم و به جای دیدن این سرمایه اجتماعی، مدام گلایه میکنیم.
خوشبختانه مراسمی در شان رهبر شهید برگزار شد و مردم نیز حق این وداع تاریخی را ادا کردند؛ اما این پایان راه نیست. اگر قرار باشد همهچیز به همین تشییع ختم شود، بخش مهمی از مسیولیت ما نادیده گرفته شده است. باید اندیشه، منش، دلسوزی و نگاه ایشان در حوزههای فرهنگ، اقتصاد، سیاست و مدیریت کشور بازخوانی و در عمل دنبال شود. دولتمردان باید کاری کنند که مردم نتیجه این مسیر را در زندگی خود ببینند. امامان ما فقط برای مقابله با ظلم شهید نشدند، بلکه برای مقابله با فرهنگ ظلم و انحراف قیام کردند؛ امروز هم باید دید تا چه اندازه در این مسیر گام برمیداریم.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗