ورزشی
·
تعداد بالای باسواد، جامعهی فرهیخته نمیسازد
توسعه یافتگی اگرچه به سواد عمومی مرتبط است ولی باید استعدادیابی درستی در این مسیر صورت گیرد.
فرهنگی
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ ابوطالب سعادتی، کارشناس حوزه هوش و استعداد و متخصص روانشناسی، در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری تسنیم با محور سوادآموزی عمومی و معیار توسعه یافتگی، به بررسی ابعاد مختلف توسعه، نقش نظام آموزشی و ضرورت تغییر رویکردها در عصر هوش مصنوعی پرداخت. وی با استناد به نظریه بومشناختی اوری برانفنبرنر تاکید کرد که توسعه زمانی پایدار و همگانی میشود که کلانسیستمها بسترهای لازم را فراهم کنند.
سعادتی در پاسخ به این پرسش که چرا میزان سوادآموزی عمومی جامعه باید یکی از شاخصهای اساسی توسعه یافتگی محسوب شود، گفت: وقتی از توسعه یافتگی صحبت میکنیم، ابتدا باید ببینیم توسعه چیست، چه ابعادی دارد، چه کسی باید آن را ایجاد کند و تا چه میزانی مد نظر ماست. بر اساس نظریه بومشناختی اوری برانفنبرنر، سیستمهایی از سطح خرد (فرد) تا میانی و کلان کشور وجود دارد. اگر کلانسیستمها قصد توسعه داشته باشند، این توسعه بسیار قویتر ایجاد میشود تا زمانی که فقط خود فرد بخواهد خود را توسعه دهد.
وی افزود: توسعه ابعاد مختلفی دارد؛ توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، شناختی، شخصیتی و هیجانی. برای تحقق این ابعاد باید بسترها فراهم شود. اگر میخواهیم توسعه ورزشی داشته باشیم، باید امکانات ورزشی نزدیک و ارزان در دسترس باشد. برای توسعه فرهنگی باید دسترسی رایگان یا کمهزینه به کتاب، سینما و فعالیتهای فرهنگی فراهم شود. اگر کسی توان مالی نداشته باشد و رها شود، ممکن است جذب دادههای فرهنگی نامناسب شود و چون سرنوشت افراد در جامعه به هم مرتبط است، این موضوع میتواند برای کل کلانسیستم معضل ایجاد کند.
سعادتی با تاکید بر نقش مدارس گفت: از همه مهمتر توسعه تربیتی و آموزشی است که در بستر مدارس و دانشگاهها انجام میشود. مدارس بهویژه اهمیت دارند چون به سنین رشد مربوط میشوند؛ دوران طلایی رشد که دانش اصلی افراد در آن شکل میگیرد.مدارسی که میخواهند توسعه ایجاد کنند باید سیاستگذاران قوی، امکانات پیشرفته و روشهای نوین داشته باشند. با امکانات سنتی و روشهای قدیمی امکان آموزش پیشرفته وجود ندارد. کودکی که با شعر و موسیقی و بازی بزرگ شده، ناگهان روی میز خشک مینشیند و با گچ و تخته حروف الفبا را به روش سنتی یاد میگیرد. میتوان همین حروف را با موسیقی، شعر و بازی آموزش داد و میزهایی طراحی کرد که خستگی و مشکلات استخوانی ایجاد نکند.
وی ادامه داد: وقتی از توسعه صحبت میکنیم، منظور توسعه متوازن است. امکانات باید در تمام استانها و شهرها بهصورت نسبتاً مساوی توزیع شود. اگر توسعه نامتوازن باشد، گروهی از چرخه توسعه حذف میشوند و چون توسعه یک شبکه است، قهرمانان محدود نمیتوانند کل جامعه را پیش ببرند. سواد عمومی یعنی توسعه یافتگی همگانی. برای این منظور باید دسترسی همه به امکانات توسعه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و بهویژه آموزشی فراهم شود.
سعادتی با انتقاد از اولویتهای فعلی کشور اظهار داشت: اگر به فکر توسعه هستیم، باید بپرسیم آیا توسعه آموزشی و تربیتی برای ما اولویت است؟ من میگویم نه. اولویت طلا و دلار و وزارت نفت و اقتصاد و تامین اجتماعی است، در حالی که اولویت باید وزارت آموزش و پرورش باشد. آدمی که به درستی توسعه یافته میتواند منبع تولید ثروت برای جامعه شود. در غیر این صورت جامعه به جامعه مصرفکننده تبدیل میشود که دایماً باید وارد کند و این مانع توسعه است.
وی مهمترین شاخص توسعه یافتگی منجر به سواد عمومی را استعدادیابی دانست و گفت: باید افراد را در مدرسه استعدادیابی کنیم تا ببینیم هر کس چه کاری بهتر از دیگران انجام میدهد من واقعاً در تعجبم و امیدوارم وزیر و تصمیمگیران آموزش و پرورش صدای مرا بشنوند: چرا در مدارس اتاق استعدادیابی ندارید؟ اتاق مشاوره خوب است، اما اتاق استعدادیابی ضروریتر است. استعدادیابی یعنی فکر کردن به هدف بزرگ ملی؛ اینکه این دانشآموز روی کدام میز بنشیند تا بهتر از دیگران کار کند، با اشتیاق بیشتر تولید کند و بتوانیم به دنیا بگوییم این محصول یا نرمافزار یا دانش را ما ایجاد کردهایم و صادر میکنیم.
سعادتی با اشاره به اشتباه تاریخی در تعریف هوش افزود: صد و بیست سال است که در مورد هوش اشتباه فکر کردهایم. از حدود سال 1902 مفهوم هوش سیال ،توان محاسبات ریاضی و فضایی، بهعنوان ملاک هوش صادر شد و در مدارس تیزهوشان و سمپاد نیز همین ملاک قرار گرفت. در حالی که هوش متبلور شامل تجربیاتی است که اجازه میدهد در موضوعات کلان مانند ازدواج، انتخاب رشته و توسعه شغلی عملکرد خوبی داشته باشیم رتبه یک کنکور بودن لزوماً پدر یا همسر خوبی نمیسازد. مفاهیمی مانند هوش اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، شخصیتی، فراشناختی، هیجانی، تحلیلی و خلاق باید از کودکی آموزش داده شوند تا افراد در زندگی موفق شوند، نه فقط در تحصیل. تحصیل مقدمه زندگی است.
وی تاکید کرد: هوش یعنی عمیق فهمیدن یک مطلب و تشخیص موضوعات اصلی زندگی از موضوعات غیرضروری. اگر دانش اقتصادی ضروری در دوران حساس رشد آموزش داده شود، کلاه سر کسی نمیرود. اگر دانش حقوقی، اجتماعی و عاطفی ضروری آموخته شود، نرخ شکستهای مالی، عشقی و اجتماعی کاهش مییابد و این دقیقاً زمینه توسعه یافتگی است.
در پاسخ به این پرسش که آیا افزایش آمار باسوادان به معنای افزایش واقعی سطح سواد جامعه است یا باید میان باسواد بودن و توانایی خواندن، فهمیدن و تحلیل کردن تمایز قایل شد، سعادتی گفت: مشکل به تعریف واژهها برمیگردد. کسی که دکترای زمینشناسی یا مهندسی معماری دارد متخصص است، نه لزوماً باسواد به معنای مورد نظر ما. سواد یعنی سبد دانش ضروری زندگی؛ دانش آموزش و یادگیری، سواد مالی، دانش هیجانی، توان شخصیتی و سواد ارتباطی. قرار نیست همه مهندسی نفت یا فیزیک بدانند بسیاری بدون دانستن این تخصصها خوب زندگی میکنند چون موضوعات اساسی زندگی را میدانند.
وی افزود: سواد حداقلی حقوقی یعنی بفهمی وکالت کاری با وکالت فروش فرق دارد. سواد اقتصادی و شخصیتی یعنی بتوانی افراد را تشخیص دهی. ارتباط با دیگران مثل معادله فیزیک نیست که بلد نباشی اتفاقی نیفتد؛ خودت در لحظه باید بدانی چه کنی. اگر فقط عدهای باسواد باشند کمک جزیی میکند، اما توسعه همگانی نیاز به سیاستگذاری کلان دارد تا این دانش قبل از بروز مشکل به همه منتقل شود، نه بعد از آسیب روانی و جسمی.
سعادتی با اشاره به فضای مجازی هشدار داد: هر کتابی سواد نمیدهد. بسیاری در فضای مجازی مطالب اشتباه را با قدرت رسانهای بالا تبلیغ میکنند. برخی خود را متخصص استعدادیابی معرفی میکنند در حالی که حتی دو ساعت مطالعه آکادمیک در این زمینه نداشتهاند. انجمن هوش و استعداد کشور که از وزارت علوم مجوز دارد و هییت مدیره آن شامل دانشمندان پر استناد هستند، اما آموزش و پرورش هیچ ارتباطی با آن برقرار نکرده است. این همان توسعه نامتوازن سازمانی است. جامعهای که توسعه یافتگی برایش اولویت است، اولین کارش باید استعدادیابی باشد تا هر کس دقیقاً جایی قرار گیرد که برای آن ساخته شده و با انگیزه و توانایی چندبرابر کار کند.
در بخش پایانی گفتوگو درباره تغییرات مفهوم سواد عمومی در عصر هوش مصنوعی و آمادگی نظام آموزشی، سعادتی اظهار داشت که نظام آموزشی بیشتر حرف میزند تا عمل کند و نیازمند اقدامات جدی برای انطباق با تحولات جدید است.
وی تاکید کرد که دسترسی گسترده به اطلاعات، مفهوم سواد را از حفظ کردن به توانایی تحلیل، تشخیص منابع معتبر و کاربرد دانش ضروری تغییر داده و مدارس باید این مهارتها را در اولویت قرار دهند.
سعادتی در جمعبندی گفت: توسعه یافتگی واقعی زمانی رخ میدهد که کلانسیستم بسترهای متوازن آموزشی، فرهنگی و اجتماعی را فراهم کند، استعدادیابی را جدی بگیرد، تعریف هوش را از محاسبات صرف به مهارتهای زندگی گسترش دهد و سواد ضروری را پیش از بروز آسیب به همه آموزش دهد. در غیر این صورت آمار باسوادی افزایش مییابد اما سطح واقعی سواد و توسعه جامعه پیشرفت نمیکند.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗