جهان ·

یک سال در خط مقدم امنیت/ وقتی هر خودروی پلیس یک کلانتری شد

در یک سال پرحادثه، پلیس با وجود جنگ و شهادت نیروهایش، امنیت شهرها را حفظ و خدمت‌رسانی را ادامه داد.
اجتماعی به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری تسنیم، امنیت معمولاً زمانی دیده می‌شود که نباشد؛ وقتی گشت پلیس در خیابان حضور دارد، کلانتری محله باز است، مامور راهور چهارراه را مدیریت می‌کند، تماس با 110 پاسخ داده می‌شود یا شهروند برای دریافت یک خدمت انتظامی به پلیس مراجعه می‌کند، کمتر کسی به این فکر می‌کند که پشت این حضور روزمره، شبکه‌ای گسترده از نیروی انسانی و ساختارهای انتظامی ایستاده است. هفته انتظامی امسال اما فرصتی متفاوت برای نگاه‌کردن به همین حضور روزمره است؛ چراکه فراجا در یک سال گذشته، علاوه بر ماموریت‌های معمول خود در حوزه‌های مختلف انتظامی، دو تجربه جنگی را نیز پشت سر گذاشت؛ شرایطی که ماموریت پلیس را از تامین امنیت عادی شهرها به یکی از مهم‌ترین ارکان مدیریت امنیت داخلی در شرایط بحران تبدیل کرد. وقتی هدف، خیابان‌های شهر بود در شرایط جنگی، پلیس ماموریتی متفاوت از نیروهای نظامی دارد؛ پلیس باید در همان خیابانی بماند که مردم در آن زندگی می‌کنند. حتی زمانی که بخشی از مراکز انتظامی آسیب می‌بیند، نیاز شهروندان به حضور پلیس از بین نمی‌رود؛ بلکه در بسیاری موارد بیشتر هم می‌شود. در جریان جنگ رمضان، بخشی از اماکن و کلانتری‌های انتظامی مورد حمله قرار گرفت. با این حال، طبق اعلام فراجا، خدمت‌رسانی به مردم متوقف نشد و با تغییر تاکتیک، واحدهای گشت خودرویی و موتوری برای پوشش ماموریت‌های انتظامی فعال شدند. سخنگوی فراجا اعلام کرده بود که نزدیک به 15 هزار واحد گشت خودرویی و موتوری به‌صورت پیوسته در حوزه فوریت‌های پلیسی 110 فعالیت داشتند و در مناطقی که برخی واحدهای انتظامی آسیب دیده بودند، گشت‌ها به کلانتری‌ها و پاسگاه‌های سیار تبدیل شدند تا خللی در ارایه خدمات به مردم ایجاد نشود. این شاید یکی از ملموس‌ترین تصاویر از نقش پلیس در بحران باشد؛ ساختمان ممکن است آسیب ببیند، اما ماموریت امنیتی روی زمین نمی‌ماند. به تعبیر ساده‌تر، وقتی کلانتری آسیب دید، ماموریت کلانتری از بین نرفت؛ این بار یک خودروی گشت می‌توانست بخشی از همان نقش را در خیابان ایفا کند. پلیس؛ از جنگ تا زندگی روزمره ماموریت فراجا اما به تامین امنیت در شرایط جنگی محدود نماند. در همان روزهایی که نیروهای پلیس در آماده‌باش بودند، پرونده‌های سرقت، نزاع، تصادف، موادمخدر، جرایم سایبری، ترافیک، امور مرزی و ده‌ها مسیله دیگر زندگی روزمره مردم همچنان ادامه داشت. در حوزه مبارزه با سرقت نیز پلیس آگاهی در روزهای ابتدایی جنگ، گشت‌های ویژه مقابله با سارقان را فعال کرد و هزاران مامور و کارآگاه در سراسر کشور در این حوزه به فعالیت پرداختند. طبق گزارش پلیس آگاهی، از ابتدای جنگ رمضان کاهش 25 درصدی سرقت و دستگیری هزاران سارق و مالخر گزارش شد. در حوزه راهور نیز خدمت‌رسانی متوقف نشد. حتی در شرایط جنگی، مرکز اجراییات پلیس راهور به ارایه خدمات ادامه داد و در یک بازه زمانی 6 میلیون و 800 هزار صورت‌وضعیت تخلفات رانندگی صادر و 355 هزار اعتراض مردمی نسبت به تخلفات رانندگی بررسی شد. این اعداد شاید در نگاه اول صرفاً آماری به نظر برسند، اما معنای دیگری هم دارند: حتی در شرایطی که کشور با بحران امنیتی مواجه است، زندگی روزمره مردم نباید متوقف شود. هزینه‌ای که پلیس پرداخت اما استمرار خدمت‌رسانی برای فراجا بدون هزینه نبود. در جنگ رمضان، شمار زیادی از نیروهای پلیس در جریان ماموریت‌های خود به شهادت رسیدند؛ نیروهایی که برخلاف تصور عمومی از میدان جنگ، الزاماً در یک جبهه مشخص حضور نداشتند و بسیاری از آنها در ماموریت‌های انتظامی و در سطح شهرها جان خود را از دست دادند. همین ویژگی، تفاوت مهم ماموریت پلیس در جنگ را نشان می‌دهد؛ پلیس نمی‌تواند شهر را تخلیه کند و به پشت جبهه برود. ماموریت پلیس، درست در میان مردم تعریف شده است. در واقع، یکی از دلایلی که حمله به مراکز انتظامی می‌تواند فراتر از تخریب یک ساختمان معنا پیدا کند، همین است؛ هدف قرار دادن ساختار انتظامی در شهر می‌تواند با هدف ایجاد خلا امنیتی و افزایش احساس ناامنی در میان مردم همراه شود. با این حال، تجربه جنگ نشان داد که ساختار امنیت شهری صرفاً به دیوارهای یک کلانتری وابسته نیست. امنیتی که با مردم کامل می‌شود البته حفظ امنیت فقط به عملکرد پلیس وابسته نیست. خود پلیس نیز بارها بر نقش مردم در حفظ امنیت تاکید کرده است. در روزهای جنگ، افزایش هوشیاری شهروندان و گزارش موارد مشکوک به پلیس یکی از مولفه‌های مهم تامین امنیت بود. سردار علی مویدی، رییس سابق پلیس پیشگیری فراجا، نیز در همان روزهای جنگ تاکید کرده بود که امنیت موجود محصول همراهی و حضور مردم است و در مناطقی که کلانتری‌ها آسیب دیده بودند، سازوکارهای جایگزین برای پاسخگویی به مردم فعال شده است. در چنین شرایطی، رابطه میان مردم و پلیس یک رابطه یک‌طرفه نیست؛ پلیس امنیت را تامین می‌کند و مردم نیز با گزارش، همکاری و مشارکت اجتماعی به حفظ آن کمک می‌کنند. 2 میلیون تماس با 197؛ مردم درباره پلیس چه می‌گویند؟ اما اگر قرار باشد رابطه پلیس و مردم را فقط از زاویه عملیات و ماموریت بررسی کنیم، بخشی از تصویر را از دست داده‌ایم؛ چراکه یکی از شاخص‌های مهم این رابطه، بازخورد مستقیم مردم درباره عملکرد پلیس است. سامانه 197 یکی از مهم‌ترین مسیرهای ارتباط مستقیم شهروندان با مجموعه انتظامی است؛ جایی که مردم می‌توانند تقدیر، انتقاد، شکایت، درخواست و پیشنهاد خود را درباره عملکرد پلیس مطرح کنند. رضا پولادی، رییس مرکز نظارت همگانی بازرسی کل فراجا، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، از ثبت بیش از 2 میلیون تماس با سامانه 197 در طول سال خبر می‌دهد. به گفته وی، در سال 1405 سهم موارد تقدیر از عملکرد پلیس به 34.1 درصد رسیده که نسبت به سال گذشته روند افزایشی داشته است؛ در مقابل، سهم نارضایتی مردم نسبت به سال گذشته تغییر محسوسی نداشته است. پولادی می‌گوید این تماس‌ها فقط برای بیان رضایت نیست و مردم می‌توانند درخواست‌ها، انتقادات و شکایات خود را نیز از طریق این سامانه مطرح کنند و بازخوردهای دریافت‌شده در ارزیابی عملکرد مجموعه انتظامی مورد توجه قرار می‌گیرد. این آمار به‌تنهایی نمی‌تواند تصویری کامل از میزان رضایت عمومی از پلیس ارایه کند، اما افزایش سهم تقدیرها در سامانه‌ای که همزمان محل ثبت انتقاد، شکایت و تقدیر است، دست‌کم یک نشانه قابل توجه از تغییر در بخشی از بازخوردهای مردمی نسبت به عملکرد پلیس در سال جاری محسوب می‌شود. پلیسی که باید هم پاسخگو باشد، هم در میدان بماند شاید تفاوت این دوره برای فراجا در همین دوگانه باشد؛ از یک سو پلیس باید در شرایط بحرانی در خیابان بماند و امنیت را حفظ کند و از سوی دیگر، در شرایط عادی‌تر، باید پاسخگوی مطالبات و انتقادات مردم باشد. این دو ماموریت در واقع از هم جدا نیستند. پلیسی که امنیت را برای مردم تامین می‌کند، همزمان باید اعتماد مردم را نیز حفظ کند؛ و اعتماد هم چیزی نیست که صرفاً با تبلیغات یا شعار ایجاد شود. بخشی از آن در میدان عمل، بخشی در نحوه برخورد با شهروندان و بخشی نیز در میزان پاسخگویی به انتقادات شکل می‌گیرد. به همین دلیل، سامانه‌ای مانند 197 فقط یک شماره تلفن نیست؛ یک کانال سنجش رابطه میان پلیس و جامعه نیز هست. اینکه بیش از دو میلیون نفر در طول سال از این مسیر با پلیس ارتباط برقرار می‌کنند، نشان می‌دهد شهروندان این امکان را برای بیان نظر خود جدی گرفته‌اند. یک سال متفاوت برای پلیس یک سال گذشته برای فراجا، سال معمولی نبود. پلیس در کنار ماموریت‌های همیشگی خود، درگیر تامین امنیت در شرایط جنگی شد؛ برخی مراکز انتظامی آسیب دیدند، نیروهایی در جریان ماموریت‌های خود به شهادت رسیدند و با این حال، شبکه گشت و عملیات انتظامی در شهرها ادامه پیدا کرد. در طرف دیگر ماجرا، زندگی مردم نیز ادامه داشت؛ خیابان‌ها باید مدیریت می‌شد، سرقت باید پیگیری می‌شد، تماس‌های 110 باید پاسخ داده می‌شد، مرزها باید کنترل می‌شد و ده‌ها خدمت انتظامی دیگر باید بدون وقفه ارایه می‌شد. شاید به همین دلیل، هفته انتظامی امسال بیش از هر زمان دیگری فرصتی برای دیدن بخشی از این تلاش‌های کمتر دیده‌شده باشد؛ نه برای نادیده‌گرفتن نقدها و نه برای بی‌نقص نشان‌دادن پلیس، بلکه برای یادآوری اینکه پشت امنیت روزمره شهر، نیروی انسانی ایستاده است؛ نیرویی که در روزهای عادی بخشی از زندگی شهروندان است و در روزهای بحران، باید بیش از همیشه در کنار آنها بماند. کلانتری ممکن است یک ساختمان باشد؛ اما امنیت یک ماموریت است. ساختمانی که آسیب می‌بیند، قابل بازسازی است، اما ماموریتی که بر زمین بماند، خلا آن را مردم در زندگی روزمره خود احساس خواهند کرد. تجربه یک سال گذشته فراجا نشان داد که حتی در سخت‌ترین شرایط، این ماموریت ادامه پیدا کرد. انتهای پیام/