سیاسی ·

نه سرپناه در باستانگرایی، نه پناهگاهی در آرمانگرایی/ تبدیل سیاست به رنج زدایی از زندگی توسط مردم/ پایان عصر فیلسوف‌شاهان و ایدیولوژی‌های فلج‌کننده

کاشی دعوت می‌کند تا حکومت را نه به مثابه «فرشته‌یِ نجات» یا «حقیقتِ متجسد»، بلکه به مثابه «ماشینی کارآمد» برایِ تنظیمِ امورِ حقوقی ببینیم. او با «قانون‌گرا کردنِ سیاست»، می‌خواهد دستِ اربابانِ قدرت و سخن را از «اغواگریِ ایدیولوژیک» کوتاه کند. «سیاست به مثابه احداث خانه»، ایستادن در میانِ دو جبهه است؛ جایی که زبان، در کنارِ مقدوراتِ واقعیِ زندگی می‌نشیند تا نشانِ خود را بر متنِ منازعه مهر کند. سیاستِ آینده، «سیاستِ حضور در کثرت» است؛ جایی که دیگر نه ایدیولوژی، بلکه «رانهِ حیات» و «اعتمادِ سکولار به آینده»، بنیادِ همبستگیِ ایرانیان را می‌سازد.
کاشی دعوت می‌کند تا حکومت را نه به مثابه «فرشته‌یِ نجات» یا «حقیقتِ متجسد»، بلکه به مثابه «ماشینی کارآمد» برایِ تنظیمِ امورِ حقوقی ببینیم. او با «قانون‌گرا کردنِ سیاست»، می‌خواهد دستِ اربابانِ قدرت و سخن را از «اغواگریِ ایدیولوژیک» کوتاه کند. «سیاست به مثابه احداث خانه»، ایستادن در میانِ دو جبهه است؛ جایی که زبان، در کنارِ مقدوراتِ واقعیِ زندگی می‌نشیند تا نشانِ خود را بر متنِ منازعه مهر کند. سیاستِ آینده، «سیاستِ حضور در کثرت» است؛ جایی که دیگر نه ایدیولوژی، بلکه «رانهِ حیات» و «اعتمادِ سکولار به آینده»، بنیادِ همبستگیِ ایرانیان را می‌سازد.