سیاسی ·

تناقض بنیادینِ محدودسازیِ حکومت: قانون‌گذاری که خود باید محدود شود!/ آیا قانون اساسی میثاقی منجمد در گذشته است یا موجودی زنده و در حال تکامل؟

این متن با تکیه بر مدخل دانشنامه استنفورد، مفهوم «مشروطیت» و ضرورتِ مهارِ قانونیِ قدرت حکومت را واکاوی می‌کند. فهم مفهوم مشروطه و مشروطیت با سابقه تاریخی آن در ایران، با تفسیر به رای های غیرعلمی و در جهت تقویت استبداد به عمل آمده، ضرورت فهم عمیق آن را ضروری می سازد. مطلب با طرح پارادوکس خودمحدودسازیِ دولت، میانِ معنای حداقلی و جامعِ مشروطیت تمایز می‌گذارد. سپس با عبور از آرای نظریه‌پردازانی چون هابز و آستین، چالش‌های بنیادینِ میان دو مکتبِ «اصل‌گرایی» (پایبندی به معنای اولیه متن) و «قانون اساسی زنده» (تکامل‌پذیری هنجارها با مقتضیات زمانه) را برای تعیین مرز میان استبداد و دموکراسی به تصویر می‌کشد.
این متن با تکیه بر مدخل دانشنامه استنفورد، مفهوم «مشروطیت» و ضرورتِ مهارِ قانونیِ قدرت حکومت را واکاوی می‌کند. فهم مفهوم مشروطه و مشروطیت با سابقه تاریخی آن در ایران، با تفسیر به رای های غیرعلمی و در جهت تقویت استبداد به عمل آمده، ضرورت فهم عمیق آن را ضروری می سازد. مطلب با طرح پارادوکس خودمحدودسازیِ دولت، میانِ معنای حداقلی و جامعِ مشروطیت تمایز می‌گذارد. سپس با عبور از آرای نظریه‌پردازانی چون هابز و آستین، چالش‌های بنیادینِ میان دو مکتبِ «اصل‌گرایی» (پایبندی به معنای اولیه متن) و «قانون اساسی زنده» (تکامل‌پذیری هنجارها با مقتضیات زمانه) را برای تعیین مرز میان استبداد و دموکراسی به تصویر می‌کشد.