اقتصادی
·
دیپلماسی پوتین زیر سایه جنگ
دنیای اقتصاد: سومین دیدار مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین طی یک ماه، همزمان با افزایش نگرانیها از بازگشت درگیری ایران و آمریکا، آزمونی برای ظرفیت میانجیگری کرملین و آینده مشارکت راهبردی دو کشور است.
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، سومین دیدار مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین طی یک ماه، این بار در حاشیه مجمع کشورهای صادرکننده گاز در مسکو، در شرایطی انجام می شود که احتمال ازسرگیری درگیری میان ایران، آمریکا و اسراییل بار دیگر به یکی از متغیرهای اصلی محاسبات منطقه ای تبدیل شده است. تکرار دیدارهای دو رییس جمهور را باید فراتر از مناسبات دوجانبه و در پیوند با دو مساله بررسی کرد: آیا روسیه ظرفیت آن را دارد که میان تهران و واشنگتن نقش میانجی موثری ایفا کند و آیا روابط ایران و روسیه می تواند مستقل از سرنوشت این میانجی گری گسترش یابد؟ بر اساس تحلیل های منتشرشده، مسکو تلاش کرده است بار دیگر جایگاه خود را به عنوان واسطه ای برای انتقال پیام ها و کاهش تنش احیا کند؛ اما جنگ اوکراین، تحریم های غرب، تحولات سوریه و محدودیت اهرم های روسیه در برابر واشنگتن، دامنه مانور کرملین را کاهش داده اند. از این منظر، دیدار تازه پزشکیان و پوتین را باید در نقطه تلاقی دیپلماسی بحران، رقابت های ژیوپلیتیک و تعمیق مشارکت راهبردی تهران و مسکو تحلیل کرد. محور اول؛ میانجی گری با دست های نه چندان باز نخستین ظرفیت روسیه، دسترسی مستقیم به مقام های ایرانی و همزمان برخورداری از کانال ارتباطی با واشنگتن است. پوتین می تواند پیام های تهران را منتقل کند، مواضع دو طرف را روشن تر سازد و برای بازگشت به مسیر مذاکره زمینه سازی کند. بااین حال، دسترسی دیپلماتیک الزاما به معنای توان تغییر محاسبات طرفین نیست. روسیه نه می تواند به تنهایی آمریکا را به تعدیل خواسته هایش وادار کند و نه تضمینی برای مهار تصمیم های اسراییل در اختیار دارد. پیشنهاد مسکو برای میزبانی ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران نیز نمونه ای از این محدودیت هاست. چنین پیشنهادی می تواند بخشی از نگرانی های هسته ای واشنگتن را کاهش دهد، اما بدون توافق تهران و آمریکا درباره چارچوب کلی حل وفصل بحران، به تنهایی راهگشا نیست. افزون بر این، روسیه درگیر جنگ اوکراین و محدودیت های ناشی از تحریم هاست و باید منافع خود در رابطه با واشنگتن را نیز در نظر بگیرد. ازاین رو، میانجی گری پوتین بیش از آنکه متکی بر قدرت تحمیل توافق باشد، به آمادگی دو طرف برای مصالحه وابسته است. محور دوم؛ حمایت از امنیت منطقه ای دومین محور را باید در پیوند با نشست تهران در روز دوشنبه و دیدار مقام های عربستان، ترکیه و پاکستان، به عنوان اعضای پیمان دفاعی مکه، با مقام های ایرانی بررسی کرد. این ابتکار نشان می دهد که کشورهای منطقه، در کنار ترتیبات دفاعی خود، به دنبال کانال هایی برای کاهش تنش و مدیریت پیامدهای احتمالی درگیری هستند. مسکو نیز که خود حامی چنین ابتکاری است، از چنین روندی منتفع می شود؛ زیرا هرچه ظرفیت بازیگران منطقه ای برای جلوگیری از تشدید بحران بیشتر باشد، احتمال گسترش درگیری و آسیب به منافع روسیه در خاورمیانه کاهش پیدا می کند. بااین حال، حمایت روسیه از گفت وگوهای منطقه ای را نباید لزوما به معنای پشتیبانی از یک معماری امنیتی فراگیر با مشارکت برابر همه بازیگران دانست. این روند می تواند هم به تقویت امنیت درون زای منطقه کمک کند و هم ابزاری برای مدیریت رفتار راهبردی بازیگران از طریق فشار و مذاکره باشد. برای تهران، تفاوت این دو مسیر اهمیت اساسی دارد: اگر هدف، ایجاد قواعد مشترک و به رسمیت شناختن نگرانی های امنیتی همه طرف ها باشد، چنین ابتکاری می تواند مکمل روابط ایران و روسیه باشد؛ اما اگر گفت وگو به ابزاری برای محدودسازی یک طرفه ایران تبدیل شود، زمینه بی اعتمادی بیشتر فراهم خواهد شد. در این میان، مسکو می تواند از مسیر دیپلماسی از کاهش تنش حمایت کند، اما میزان نفوذ آن بر تصمیم های اعضای پیمان و واشنگتن محدود است. محور سوم؛ مشارکت راهبردی فراتر از سرنوشت جنگ آینده روابط تهران و مسکو را نباید صرفا به موفقیت یا شکست میانجی گری پوتین گره زد. اگر تلاش های دیپلماتیک ناکام بماند و جنگ دوباره آغاز شود، دو کشور انگیزه بیشتری برای حفظ هماهنگی سیاسی، توسعه همکاری های دفاعی و پیگیری توافق های اقتصادی و انرژی خواهند داشت. بااین حال، تشدید جنگ می تواند هزینه همکاری را نیز افزایش دهد و روسیه را میان حمایت از شریک راهبردی خود و پرهیز از رویارویی گسترده تر با آمریکا قرار دهد. پیمان مشارکت جامع راهبردی دو کشور نیز به معنای تعهد خودکار به دفاع نظامی متقابل نیست؛ بنابراین، نباید از گسترش روابط، الزام روسیه به ورود مستقیم به جنگ را نتیجه گرفت. در سناریوی مقابل، اگر میانجی گری موفق شود و جنگ از سر گرفته نشود، روابط ایران و روسیه همچنان ظرفیت گسترش خواهد داشت؛ به ویژه در حوزه انرژی، حمل ونقل، تجارت و هماهنگی در بازارهای جهانی گاز. دیدارهای اخیر دو رییس جمهور و سفر سرگیی لاوروف به تهران نیز در کنار مسایل منطقه ای، پیگیری توافق های اقتصادی و زیرساختی را در دستور کار قرار داده اند. در این وضعیت، کاهش تنش می تواند فرصت بیشتری برای اجرای توافق های معوق و توسعه همکاری های دوجانبه فراهم کند. در مجموع، سومین دیدار پزشکیان و پوتین را باید نشانه هم زمانی دو مسیر دانست: تلاش روسیه برای بازیابی نقش دیپلماتیک در بحران ایران و آمریکا و تداوم روند تعمیق مشارکت راهبردی با تهران. با این حال مساله اصلی این است که آیا مسکو می تواند از سرمایه سیاسی خود در تهران و کانال های ارتباطی اش با واشنگتن، فراتر از انتقال پیام، برای شکل دادن به توافقی پایدار استفاده کند؟/
1 بازدید
منبع اصلی ↗