خبری ·

اختصاصی| دلنوشته فرزند سیدحسن نصرالله در رثای رهبر شهید (ره)

سید محمد مهدی نصرالله، فرزند دبیرکل شهید حزب الله، دلنوشته ای را در سوگ رهبر شهید به رشته تحریر درآورده است.
بین الملل به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، با نزدیک شدن به زمان تشییع رهبر انقلاب اسلامی، امام شهید سید علی خامنه‌ای (ره) که عمر خود را در دفاع از مردم و وطنش فدا کرد، سید محمد مهدی نصرالله، فرزند شهید سید حسن نصرالله، در دلنوشته ای به سفارش خبرگزاری تسنیم،‌ نقاط عطفی از خاطرات سیاسی و معنوی را بازگو می‌کند و پنجره‌ای به تاریخ دور و دراز تعامل میان رهبر انقلای اسلامی و سید حسن نصرالله دو شخصیتی می‌گشاید که بخش بزرگی از تاریخ معاصر منطقه را شکل دادند؛ به‌ویژه رهبر انقلاب اسلامی، امام شهید سید علی خامنه‌ای (رض). این شهادت نه فقط روایتی شخصی، بلکه خوانشی درونی از صحنه‌ای است که دهه‌ها به طول انجامید و استمرار داشت و در آن رهبری شهید با تفکر و تدبر خویش، تصویر معادلات منطقه‌ای را تغییر دادند. این متنی است که از مرزهای یک دلنوشته‌ صرف فراتر می‌رود و به بایگانی حافظه سیاسی یک نسل نزدیک می‌شود؛ نسلی که در لحظات تحول بزرگ در صحنه حاضر شد و تاثیر خود را در ساختار رویدادها تا امروز بر جای گذاشت. تسلیت بابت شهادت رهبر شهید امت: در حالی که در آستانه تشییع رهبر بزرگمان، ولی امر مسلمین، شهید آیت‌الله العظمی امام سید علی الحسینی الخامنه‌ای (قدس سره) قرار داریم، دوست دارم به رابطه استثنایی که میان ایشان و پدر شهیدم، سید حسن نصرالله (رضوان الله تعالی علیه) وجود داشت، اشاره کنم. این رابطه نه پس از رهبری امام خامنه‌ای بر انقلاب اسلامی آغاز شد و نه پس از پذیرش مسیولیت دبیر کلی توسط سید، بلکه به سال‌ها پیش از آن بازمی‌گردد؛ رابطه‌ای که به سرعت شکل گرفت و با گذشت ایام استوارتر شد. انتصاب رهبر شهید در مقام رهبر امت: با وجود نگرانی بسیاری از مردم درباره مرحله پس از رحلت امام خمینی (قدس سره)، سید با انتشار خبر انتخاب امام خامنه‌ای (رض) به عنوان رهبر امت، به دلیل حکمت، بصیرت و شایستگی رهبری که در ایشان می‌شناخت و اعتمادی عمیق که به ایشان داشت، با شادی عظیم و بشارت خیر از آن استقبال کرد. از همان لحظه نخست، پدر با ایشان در قامت ولی امر مسلمین و نایب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رفتار کرد و در مواجهه با ایشان از انگشتان دستش هم مطیع‌تر بود. اطاعت و تبعیت عمیق شهید امت نسبت به ولی فقیه زمان: مفهوم تبعیت از رهبری نزد سید فقط به اجرای دستورات ولی و اجتناب از نهی‌های ایشان محدود نمی‌شد، بلکه معنایی بس وسیع‌تر و عمیق‌تر داشت. او معتقد بود که کمال تبعیت این است که آنچه احتمال می‌دهیم ولی امر مسلمین دوست دارد انجام دهیم و آنچه احتمال می‌دهیم دوست ندارد را ترک کنیم؛ نه حتی با اتکا به دستور مستقیم یا نهی صریح، بلکه به مجرد احتمال، بر اساس آن عمل کنیم. رابطه ایشان با ولی فقیه عظیم الشان این‌گونه بود. این رابطه فقط رابطه اطاعت و تبعیت نبود، بلکه رابطه ای مبتنی بر عشق و محبت طرفین نسبت به یکدیگر بود. و نکته مهم اینکه چرا اینگونه نباشد، در حالی که پدر می‌گفت: «برای ما، ولی امر فقط امر و نهی نمی‌کند، بلکه ما عاشق و دلباخته اوییم، چون ولایت به معنای عشق است.» پیوند معنوی شهید امت با رهبر شهید: این عشق را با چشم خود می‌دیدم. چه بسیار ایامی که در کنار پدر نشستم در حالی که خطبه‌های امام خامنه‌ای را از صفحه تلویزیون در حالی که چشمانش به چهره مبارک ایشان با حضور دل و دلباختگی تمام دوخته شده بود، دنبال می کرد؛ تو گویی کاملا از محیط اطرافش جدا شده بود و هیچ چیز او را از گوش دادن به سخنان رهبر بازنمی‌داشت. همه مردم در کلیپ‌های منتشرشده از دیدارهایشان، میزان ادب، محبت و احترامی که سید در حضور امام خامنه‌ای نشان می‌داد، شاهد بودند؛ در ایستادن، نشستن، سخن گفتن و رفتارش در کنار رهبر. محبت رهبر شهید به سید شهیدان امت: همان‌گونه که سید این عشق عظیم را نسبت به امام خامنه‌ای داشت، از خانواده و نزدیکان می‌شنیدیم که امام خامنه‌ای نیز همین محبت را متقابلاً نسبت به پدر داشتند و از دیدارش خوشحال و مشتاق می‌شدند، تا جایی که گفته می‌شد آثار این شادی تا روزها بر چهره مبارک ایشان باقی بود. این البته تنها ظاهر رابطه‌ای بود که مردم آن را شاهد بودند، اما این رابطه در باطن عمیق‌تر و والاتر بود؛ رابطه‌ای میان مردی که از خدا می‌خواست بقیه عمرش را بگیرد و به عمر ولی‌اش بیفزاید، و امامی که سید را «برادر و عزیز و مایه افتخارم...» توصیف کرد. بین این دو رابطه‌ای شکل گرفت که کلمات نمی‌توانند عمق و صداقتش را بر قلم جاری سازند؛ رابطه‌ای مبتنی بر محبت خدا، رسول و اهل بیت. دیدارهای سید محمد مهدی نصرالله با امام شهید: در یکی از سفرهای پدر شهیدم، سید حسن نصرالله (رضوان الله علیه) به جمهوری اسلامی برای دیدار با رهبر، مرا همراه خود به ایران برد. این اولین باری بود که توفیق دیدار چهره نورانی امام خامنه‌ای (قدس سره) نصیبم شد و تا پیش از دیدار دوم پس از شهادت پدرم، همواره رویای دیدار مجدد ایشان را در سر داشتم. البته دیدارهای معدودی پس از شهادت سید و پیش از شهادت امام شهید (رضوان الله تعالی علیهما) نیز داشتم. در برخی از این دیدارها به لطف خداوند توفیق دیدار با ایشان حاصل شد و امام خامنه‌ای در بیشتر این دیدارها به من می‌گفتند که مقام سید حسن نصرالله در بهشت پیوسته در حال ارتقاست و هرگز او را فراموش نخواهند کرد. توصیه پدر به من برای یادگیری زبان فارسی: بارها از سید درباره امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیهما) می‌پرسیدیم و او با شوق و اشتیاقی آشکار که از محبتی بی‌نظیر حکایت داشت پاسخ می‌داد. درباره ویژگی‌ها و فضایل ایشان سخن می‌گفت و از شخصیت و رهبری‌اش ستایش می‌کرد، اما بیش از همه بر مظلومیت ایشان و فشارها و دردها و رنج‌هایی که در راه اسلام و امت متحمل شده بود، تاکید داشت. پدر یک بار به من گفت که زبان فارسی را یاد بگیرم تا خطبه‌های رهبری را به طور مستقیم و بدون نیاز به ترجمه گوش دهم، چون همین امر به تنهایی آن‌قدر برکت و فایده دارد که ارزش صرف وقت و تلاش برای یادگیری زبانی دیگر همچون زبان فارسی را دارد. من در تبعیت از توصیه پدر بلافاصله شروع به یادگیری زبان فارسی کردم. در توصیف عظمت بی‌کران رهبر شهید تردیدی نیست که امام خامنه‌ای (قدس سره) رهبری استثنایی بود. هر کس در سیره شخصی ایشان تامل کند، بخشی از اسرار این عظمت را درک می‌کند. از کودکی با قرآن کریم مانوس بوده و یادگیری آن را از پنج سالگی آغاز کردند و تا آخرین روزهای عمر مبارکشان با آن همراه بودند. آخرین جلسه‌ای که رهبری چند روز پیش از شهادتشان برگزار کردند، جلسه انس با قرآن کریم بود و حتی در لحظات شهادت، مشغول تلاوت کلام‌الله بودند و در همان حال به دیدار معبود شتافتند. تعجبی ندارد که اسلام و قرآن کریم شخصیتی این چنین عظیم و رهبری این چنین با بصیرت و مقاوم رقم زنند. چگونه کلمات می‌توانند شخصیتی استثنایی را در بر گیرند که همه آنچه داشت را برای خدا تقدیم کرد و در این راه انواع رنج و دردها را همچون زندان، اسارت، تبعید، سوءقصدها، جراحات و غیره تحمل کرد تا سرانجام این راه را با بذل روح و جان خود در این مسیر مبارک به پایان رساند؛ همان خطی که سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام) جان پاک خود، اهل بیت و یارانش را در آن قربانی کرد تا دین خدا حفظ شود و در امت جدش رسول الله (ص) اصلاح ایجاد گردد. میوه‌های تربیت ربانی رهبری شهید و سید مقاومت امام خمینی و امام خامنه‌ای، با همراهی گروهی از علما، مجاهدان و انقلابیون مانند سید حسن نصرالله، نسلی آگاه، با فرهنگ و آگاه به حقیقت مبارزه و مسیول نسبت به مسایل امت اسلام را پرورش دادند. امروز مردم به برکت کلمات، جهاد و خون‌های پاک این عزیزان که حقایق را آشکار کرد و ابهامات بسیاری را برطرف نمود، بیش از هر زمان دیگری آگاه و بصیر هستند. به همین دلیل، هیچ دلیلی برای ترس از نسل‌های آینده وجود ندارد؛ آنها میوه تربیت این بزرگان هستند. من حتی معتقدم امام خامنه‌ای شهید پس از عروج، به سنت رهبران ربانی که رسالتشان پس از شهادت ادامه می‌یابد و با آن پایان نمی‌پذیرد، حضور و قدرتشان بیشتر و تاثیرشان عمیق‌تر خواهد بود. بشارت رهبری حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای اکنون هم با وجود فقدان و غم از دست دادن رهبر شهید، کرسی مقام رهبری خالی نمانده که بخواهیم نگران آینده این امت باشیم. فردی که اکنون این مسیولیت بر عهده او نهاده شده، شخصی معمولی نیست. حضرت آیت‌الله سید مجتبی الحسینی الخامنه‌ای (روحی فداه) صاحب شخصیتی استثنایی است. این را صرفا از روی عواطف و احساسات نمی‌گویم بلکه معتقدم ایام پیش رو شجاعت، حکمت و ابعاد برجسته شخصیت ایشان را برای مردم آشکار خواهد کرد، ان‌شاءالله. مادامی که امت به رهبری ایشان تمسک ورزیده، مطیع امر ایشان باشد و زیر سایه مبارک ایشان حرکت کند، جای هیچ نگرانی نیست. خطاب به همراهان رهبر شهید در مراسم تشییع ای مشایعت کنندگان ارجمند و گرانقدر ... اکنون زمان حزن و گریه‌ای که به تاخیر افتاده بود، فرا رسیده، زمان وداع با پیکرهای مبارک و دفن ابدی و جاودانه آنها در دل‌ها و زنده نگه داشتن آنها برای همیشه فرا رسیده است. اما عزای ما برای امام شهید، از جنس عزای ما برای سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام) است؛ همان‌گونه که امام شهید درباره عزای ما برای سید حسن نصرالله (رضوان الله علیه) فرمودند: این عزایی است که باعث تمسک بیش از پیش به ارزش‌ها و اصول می‌شود... برای خدا خشمگین شوید، برای خدا قیام کنید، ما انتقام را رها نخواهیم کرد و این جنایت را نمی بخشیم... خطاب به امام و رهبر شهیدمان می‌گوییم: به خدا سوگند خون شما هدر نخواهد رفت، بلکه همه ما حامل پیام و رسالت شما خواهیم بود، راهتان را ادامه می‌دهیم، راه اجداد پاک شما، و مسیری را که با خونتان ترسیم کردید را تکمیل می‌کنیم تا در نهایت به یکی از دو نیکویی (پیروزی یا شکست جبهه حق در جهاد برابر کفار و دشمنان) نایل شویم. از اسلام با جان‌ها و خون‌هایمان و با همه آنچه داریم دفاع خواهیم کرد. مشت‌های گره کرده‌مان همیشه بالای سر خواهد ماند و دست‌های قهرمانانمان روی ماشه خواهد ماند تا حق برپا شود چرا که «کلمه الله هی العلیاء» (الله برترین کلمه است). انتشار برای اولین بار؛ نامه رهبر شهید برای فرزند اولین دبیرکل حزب الله همان‌گونه که در زمان حیاتتان شما رو خطاب قرار می‌دادیم، امروز پس از شهادتتان نیز با شما سخن می‌گوییم و با امام و رهبرمان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی الحسینی الخامنه‌ای (روحی فداه) تجدید بیعت می‌کنیم و می‌گوییم: «به خدا سوگند ای سید و امام ما، اگر بدانیم که کشته می‌شویم، سپس سوزانده می‌شویم، سپس در هوا پراکنده می‌شویم، سپس زنده می‌شویم، و باز کشته می‌شویم، سپس سوزانده می‌شویم، سپس در هوا پراکنده می‌شویم و این کار هزار بار با ما انجام شود، تو را رها نخواهیم کرد، ای پسر حسین (علیه السلام).» انتهای پیام/