اقتصادی
·
تیم امید؛ از افتضاح ترکیه تا آبروریزی در ناگویا/مدال ناکامی بهجای طلا
تیم امید که وعده مدالآوری آن داده شده بود با ارایه نمایشی ضعیف و آبروریزی، بازیهای آسیایی را به پایان رساند.
ورزشی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، تیم فوتبال امید با نتیجه 4 بر یک به کره شمالی باخت تا طبق معمول ناامیدی در مورد این تیم همچنان ادامه داشته باشد. قرعه این بار به نام حسین عبدی افتاد و بدتر اینکه در این بازی کامبک خوردیم تا متوجه شویم در فوتبال هیچگاه نباید با یک گل برای خودمان حریمی قایل باشیم.
داستان فوتبال ایران در سطح ملی کمی عجیبتر از همیشه شده است. یک روز تیم ملی بزرگسالان، روز دیگر تیمهای نوجوانان و جوانان و حالا تیم امید، اما این بار داستان کمی متفاوت است؛ چرا که بعد از شکست سنگین مقابل کره شمالی، بیش از آنکه فقط نتیجه مسابقه محل سوال باشد، باید درباره کادر فنی تیم امید و مبنای انتخاب آن حرف زد.
تیم امید سالهاست فرزند ناتنی فوتبال این کشور است؛ تیمی که نزدیک به نیم قرن در حسرت رسیدن به المپیک مانده و در این سالها مربیان مختلف داخلی و خارجی روی نیمکتش نشستهاند، اما هیچکدام نتوانستهاند این طلسم را بشکنند. با این حال، هر بار به جای اینکه درباره ساختار و مدل انتخاب مربی سوال شود، نام جدیدی روی نیمکت قرار میگیرد و دوباره همه چیز از نو آغاز میشود. این بار همه بهانهها جور خواهد بود که زمینِ گرد و هوای بارانی، همکاری نکردن بچهها و احتمالا میزبانی بد ژاپنیها از دلایل عمده این باخت باشند.
البته که عبدی پیش از شروع بازیها پیشبینی این موضوع را کرده و گفته بود «روزی که از بازیهای آسیایی بازگشتیم، شمایی که به تیم ملی کمک نکردید، باید عرق شرم داشته باشید.» عبدی میتواند تا مدتها به همکاری نکردن باشگاهها ایراد بگیرد اما آیا بهتر نیست نگاهی به تیمی بیندازد که بهترینها را در اختیار داشت و نتیجه نگرفت؟ آیا با این شکست سنگین عبدی هم نباید عرق شرم بریزد؟
مهمترین نقطه کارنامه مربیگری حسین عبدی، پیروزی برابر برزیل در جام جهانی زیر 17 سال است. موفقیتی قابل توجه که نمیتوان آن را نادیده گرفت اما آیا یک برد بهتنهایی برای سپردن تیم امید به یک مربی کافی است؟ نتایج این مربی در جوانان هم مشخص بوده و حالا با تیم امید نیز این شاهکار را خلق کرده است. مبنای انتخاب سرمربی تیم امید چه بوده است؟ این همان پرسشی است که فدراسیون فوتبال باید به آن پاسخ بدهد. رییس فدراسیون، اعضای هییت رییسه فدراسیون و البته علی تارقلیزاده رییس کمیته فنی و توسعه فدراسیون باید پاسخگو باشند.
وقتی قرار است سرمربی تیمی باشی که قرار است بعد از نزدیک به پنج دهه فوتبال ایران را به المپیک برساند، طبیعتاً باید درباره کارنامه، تجربه، نتایج و شاخصهای انتخابت پاسخ روشنی وجود داشته باشد. چه شاخصهایی برای انتخاب عبدی وجود داشت؟ آیا گزینههای دیگری بررسی شدند؟ آیا برنامه فنی کادر مورد ارزیابی قرار گرفت؟ آیا برای دستیاران نیز چنین فرآیندی وجود داشت؟
مسیله این نیست که حسین عبدی مربی خوبی است یا بد؛ مسیله این است که آیا کارنامه او با وزن این مسیولیت تناسب دارد؟ این سوال درباره دستیاران او یعنی ابراهیم شکوری و محمدرضا مهدوی هم مطرح است. همه این افراد قابل احترام هستند اما اگر کادر فنی را یک مجموعه بدانیم، مسیولیت فنی نتیجه هم متوجه کل این مجموعه است. بعد از چنین شکستی دیگر نمیتوان همه چیز را به یک اشتباه فردی، یک روز بد یا بدشانسی یا همکاری نکردن باشگاهها نسبت داد چرا که سالهاست عدم تعامل بین باشگاهها و تیم امید وجود دارد و باید برای آن راهکاری در نظر گرفت.
کادر فنی باید پاسخ بدهد که تیم امید با چه ایدهای وارد زمین شد؟ چرا تیمی که برایش دو اردوی ترکیه در نظر گرفته شد و حتی برنامه لیگ برتر تحت تاثیر آمادهسازی آن قرار گرفت، در چنین مسابقهای تا این اندازه آسیبپذیر ظاهر شد؟ تمرینات این تیم در اردوهای مختلف چه خروجی تاکتیکی داشته است؟ نقش کادر فنی در انتخاب بازیکنان چه بوده و آیا بازیکنانی که به تیم امید دعوت شدهاند، دقیقاً بر اساس یک مدل فنی مشخص انتخاب شدهاند؟ مهمتر از همه، آیا برای این تیم هویت فنی مشخصی تعریف شده است؟
اینها پرسشهایی است که بعد از چنین نتیجهای نمیتوان از کنارشان عبور کرد. وقتی اردوهای خارجی برگزار میشود، باید مشخص باشد که خروجی آنها چه بوده و تیم از هر اردو چه چیزی به دست آورده است. تیم امید در اولین اردوی خود در ترکیه با خودش بازی کرد. اصلاً چه لزومی داشت که تیم به ترکیه برود و خودش با خودش بازی کنند؟ ماجراهای هتلها و اتفاقات دیگر هم که بماند که البته حراست فدراسیون برخلاف آنچه به وضوح دیده میشود تخلف و فسادی رویت نکرده است. این هم از عجایب است؛ کتمان حقیقت در روز روشن! از افتضاح ترکیه تا آبروریزی در ناگویا فقط چند ماه فاصله بود.
در کنار این موضوع نمیشود از باشگاهها انتظار همکاری کامل داشت، برنامه مسابقات آنها را تحت تاثیر قرار داد و وقتی تیم نتیجه نمیگیرد، همه چیز را به شرایط خاص فوتبال ایران نسبت داد. این دقیقاً همان نقطهای است که باید کادر فنی را به چالش کشید. عبدی و همکارانش باید توضیح بدهند که برای این تیم چه ساختند؛ نه اینکه صرفاً چه اردوهایی برگزار کردند.
اگر قرار است تیم امید پروژه اصلی فوتبال ایران برای رسیدن به المپیک باشد، کادر فنی آن نمیتواند صرفاً بر اساس یک موفقیت در رده نوجوانان انتخاب و بعد هم بدون ارایه یک برنامه روشن، از یک رده به رده دیگر منتقل شود.
اینها سوالهای طبیعی فوتبال ایران است، نه حمله به یک مربی یا یک مجموعه. اگر قرار است باز هم بعد از یک ناکامی، مربی تغییر کند و فرد دیگری بیاید، سوال اساسی این است: چه کسی قرار است پاسخگوی انتخاب مربی قبلی باشد؟
در کنار این موارد باید از وزیر ورزش و جوانان سوال کرد که چرا به اعزام این تیم اصرار داشت؟ دنیامالی چه چیزی در این تیم دیده بود که وعده موفقیت آن را داده و گفته بود «امیدها دست پُر بر میگیرند». چه شرایطی سبب شد او و مهدی تاج وعده مدالآوری تیم امید را بدهند آن هم در شرایطی که میشد این روز را پیشبینی کرد. امروز به جای مدال طلا، مدال ناکامی نصیب فوتبال ایران شد.
فوتبال ایران دیگر فرصت ندارد هر بار از صفر شروع کند. هر دم از این باغ بری میرسد؛ اما این بار قبل از چیدن میوه، شاید بد نباشد نگاهی جدی به باغبانها بیندازیم.
انتهای پیام/
1 بازدید
منبع اصلی ↗