خبری
·
پایگاه فضایی چابهار؛ کانون جدید رقابتهای ژیوپلیتیک فضایی
با تکمیل پایگاه فضایی چابهار، ایران به قطب راهبردی کشور برای تسخیر مدار ورقابتهای ژیوپلیتیک فضایی بدل میشود.
اجتماعی
به گزارش خبرنگار فضا و نجوم خبرگزاری تسنیم، فضا در سده بیستویکم، از یک محیط صرفاً تحقیقاتی به غاییترین عرصه رقابتهای ژیوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی بدل شده است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 6 دسامبر 1994 با تصویب قطعنامهای تاریخی، ایام 4 تا 10 اکتبر را بهعنوان «هفته جهانی فضا» نامگذاری کرد تا دستاوردهای بشری در تسخیر و بهرهبرداری از این فضای بیکران گرامی داشته شود.
در سال 1405، این رویداد در جمهوری اسلامی ایران با شعار راهبردی «انقلاب ماهوارهبرها» برگزار میشود. این نامگذاری، نشاندهنده یک تغییر پارادایم عمیق در دکترین فضایی کشور است؛ گذار از مرحله آزمایشگاهی و ساخت ماهوارههای کوچک، به فاز تثبیت دسترسی مستقل، پایدار و ارزان به مدارهای بالاتر فضایی.
سازمان فضایی ایران، در ابتکاری نمادین، روزهای هفته جهانی فضا در سال 1405 را به نام نسلهای مختلف پرتابگرهای بومی نامگذاری کرده است: یکشنبه 12 مهر به نام ماهوارهبر «سفیر»، دوشنبه 13 مهر «سیمرغ»، سهشنبه 14 مهر «ذوالجناح»، چهارشنبه 15 مهر «قاصد»، پنجشنبه 16 مهر «قایم»، جمعه 17 مهر «ققنوس» و شنبه 18 مهر به نام ماهوارهبر «سریر».
این نامگذاری که روایتی تاریخی از یک مسیر بومی و پرفراز و نشیب است، موید این حقیقت غیرقابلانکار است که پرتابگرها، شریان حیاتی و گلوگاه اصلی هر برنامه فضایی به شمار میروند.
با این وجود، وقوع این «انقلاب» و تکامل پرتابگرها از کلاس سبک به کلاسهای سنگین و فوقسنگین، بدون وجود یک زیرساخت زمینی متناسب، عملاً غیرممکن است. ماهوارهبرهای غولپیکر با تناژ بالا نیازمند پدهای پرتاب وسیع، کریدورهای پروازی ایمن رو به اقیانوس و لجستیک بندری هستند که تامین آنها در پایگاههای سنتی محصور در خشکی امکانپذیر نیست.
در این نقطه است که «پایگاه ملی فضایی چابهار» به عنوان یک الزام استراتژیک و دروازه اصلی ایران رو به فضا متجلی میشود. این گزارش به بررسی ابعاد فنی، جغرافیایی، اقتصادی و راهبردی پایگاه فضایی چابهار پرداخته و نقش آن را در تحقق برنامههای کلان فضایی کشور در سال 1405 و پس از آن تبیین میکند.
تکامل پرتابگرهای ایرانی و ضرورت تغییر پایگاه
برنامه فضایی ایران که از اواخر دهه 1380 شتاب گرفت، در ابتدا متکی بر زیرساختهای پایگاه فضایی سمنان (پایگاه امام خمینی) و شاهرود بود. با این وجود، بلوغ فناورانه در طراحی پرتابگرها، محدودیتهای ژیوپلیتیک و فیزیکی پایگاههای درونسرزمینی را آشکار ساخت. برای درک چرایی نیاز به پایگاه چابهار، باید مسیر تکامل ماهوارهبرهای ایرانی را مورد واکاوی قرار داد.
مسیر توسعه پرتابگرهای فضایی ایران از ماهوارهبر «سفیر» آغاز شد؛ یک موشک دومرحلهای با سوخت مایع، وزنی در حدود 26 تن، طول 22 متر و قطر 1.25 متر که در سال 1387 نخستین ماهواره ایرانی (امید) را در مدار 245 کیلومتری زمین قرار داد. این پرتابگر پس از انجام ماموریتهای تاریخی خود بازنشسته شد تا راه برای نسلهای بعدی باز شود. پس از آن، ماهوارهبر «سیمرغ» با طول 26 متر و قابلیت حمل محمولههای سنگینتر توسعه یافت.
اما انقلاب واقعی در توسعه خانوادههای جدیدی نظیر «قایم»، «ذوالجناح»، «سریر» و «سروش» رخ داد. ماهوارهبرهای سری قایم (نظیر قایم-100) که پرتابگرهایی با سوخت جامد هستند، توانستند ماهوارههایی نظیر ثریا را با موفقیت در مدار 550 تا 750 کیلومتری تزریق کنند.
ماهوارهبر «سریر» با طولی بالغ بر 35 متر، از افزوده شدن یک مرحله جدید به ماهوارهبر سیمرغ حاصل شده است. در گام نهایی، طراحی ماهوارهبرهای فوقسنگین «سروش-1» و «سروش-2» در دستور کار قرار گرفت. سروش برخلاف سریر، یک طراحی کاملاً نوین با قطر بدنه و نیروی رانش بسیار بالاتر است که منحصراً برای دستیابی به مدار زمینآهنگ (GEO) در ارتفاع 36 هزار کیلومتری طراحی شده است.
استفاده عملیاتی از پرتابگرهای کلاس سریر و سروش مطلقاً در پایگاههای داخلی کشور امکانپذیر نیست. ابعاد عظیم این موشکها، نیازمند زیرساختهای مونتاژ غولپیکر، مخازن سوخت کرایوژنیک (فوقسرد) و مهمتر از همه کریدورهای پروازی بسیار ایمن است که از روی هیچ منطقه مسکونی عبور نکند. این الزامات فیزیکی، ایده ساخت پایگاهی در سواحل مکران را از یک طرح بلندپروازانه به یک جبر استراتژیک تبدیل کرد.
تحلیل 16 گانه مزیتهای جغرافیایی، فنی و اقتصادی چابهار
طراحی پایگاه فضایی چابهار که در ابتدا در ابعاد 5 در 5 کیلومتر پایهریزی شد و در طرحهای توسعهای وسعت آن به حدود 14 هزار هکتار میرسد، پاسخی مهندسیشده به محدودیتهای ژیوپلیتیک است.
بررسی دادههای جغرافیایی نشان میدهد که این پایگاه در عرض جغرافیایی 25 درجه و 20 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 60 درجه و 27 دقیقه شرقی واقع شده است. این مختصات، چابهار را به یکی از بینظیرترین سایتهای پرتاب فضایی در جهان تبدیل کرده است که مزایای آن در 16 محور در قالب 4 سرفصل تحلیلی (مزایای سینماتیکی، ایمنی، لجستیک و اقتصاد) قابل تبیین است:
3.1. مزیتهای سینماتیکی و مکانیک مداری
اصلیترین مزیت پایگاه چابهار، قرارگیری آن در جنوبیترین نقطه کشور و نزدیکی به خط استوا است. از منظر فیزیک فضایی، زمین در خط استوا با بیشترین سرعت خطی (حدود 460 متر بر ثانیه) به سمت شرق در حال چرخش است. هر پرتابگری که از استوا یا مناطق نزدیک به آن به سمت شرق پرتاب شود، این تکانه چرخشی را به عنوان یک «سرعت اولیه رایگان» دریافت میکند.
با توجه به قرارگیری چابهار در عرض 25.3 درجه، سرعت خطی دریافتی حدود 416 متر بر ثانیه است. این نیروی محرکه اولیه باعث میشود که موشک انرژی کمتری (Delta-V کمتر) برای رسیدن به سرعت مداری نیاز داشته باشد. در نتیجه، این سوخت صرفهجوییشده را میتوان به افزایش ظرفیت حمل محموله (Payload) اختصاص داد.
علاوه بر این، برای تزریق ماهواره به مدار زمینآهنگ (GEO)، فضاپیما باید میل مداری خود را به صفر درجه تغییر دهد. پرتاب از عرضهای جغرافیایی پایینتر مانند چابهار، مانور تغییر صفحه مداری را بهشدت کاهش داده و در مصرف سوخت ماهواره صرفهجویی شگرفی ایجاد میکند. این پایگاه پتانسیل بینظیری برای قراردادن ماهوارهها در هر دو مدار قطبی و استوایی دارد.
3.2. کریدورهای پرواز، ایمنی و پدافند غیرعامل
پرتاب ماهوارهبرهای چندمرحلهای همواره با خطر سقوط مراحل جداشده (مانند بوسترها) همراه است. در پایگاههای واقع در عرضهای بالاتر و محصور در خشکی مانند سمنان، کریدور پرتاب محدود بوده و خطر سقوط قطعات بر روی دشتهای داخلی یا کشورهای همسایه وجود دارد.
پایگاه چابهار در مجاورت اقیانوس هند واقع شده است و دارای پهنای گستردهای رو به جنوب و شرق است. این دسترسی آزاد به دریای باز تضمین میکند که مراحل مصرفشده یا بقایای ناشی از خرابی احتمالی موشکها، در آبهای آزاد سقوط کرده و کمترین خطر را متوجه جان و اموال انسانها کند.
از منظر استراتژیک، احداث این پایگاه گامی بلند در راستای اصول پدافند غیرعامل است. تمرکز تمام داراییهای فضایی در یک پایگاه، آسیبپذیری زیرساختی را افزایش میدهد. پراکندگی جغرافیایی سایتهای پرتاب و قرار دادن آنها در مناطق مستحکم پشت کوهستانهای ساحلی، تابآوری شبکه فضایی ایران را ارتقا داده و این کشور را به لحاظ پدافند غیرعامل، در منطقه بیرقیب میسازد. همچنین تراکم نسبتاً کم جمعیت در این منطقه، از دیگر عوامل تضمینکننده ایمنی سایت است.
3.3. لجستیک پیشرفته و تلهمتری پایدار
وجود ارتفاعات و تپههای متعدد در مجاورت سایت، محیطی آرمانی برای نصب ایستگاههای زمینی، آنتنهای تلهمتری (دورسنجی) و رادارهای رهگیری مسیر پرواز فراهم کرده است. در طول پرواز یک موشک، حفظ خط دید مستقیم (Line of Sight) میان ایستگاه زمینی و پرتابگر برای تبادل دادههای زیرسامانهها امری حیاتی است که توپولوژی چابهار این نیاز را بهخوبی مرتفع میسازد.
3.4. جذابیتهای اقتصادی و تجاریسازی فضا
پایگاه چابهار هاب اقتصاد فضایی آینده است. این منطقه به دلیل قرارگیری در چارچوب قوانین اداری مناطق تجاری-صنعتی آزاد جمهوری اسلامی ایران، از مشوقهای بینظیری برخوردار است. داراییها و سود تجارتها در این بندر به مدت 20 سال مشمول معافیت مالیاتی هستند و هزینههای تخلیه، بارگیری و انبارداری دارای 30 درصد معافیت گمرکی است.
قرارگیری در نقطه تلاقی راههای کریدور شمال-جنوب و ارتباط دریایی با کشورهای حاشیه خلیج فارس، این پایگاه را به کانون توجه برای پرتاب ماهوارههای کشورهای دوست، اعضای گروه بریکس و سازمان همکاریهای فضایی آسیا و اقیانوسیه (اپسکو) تبدیل میکند. هزینه تمامشده پایین نیروی کار متخصص و انرژی در ایران، در کنار این معافیتهای قانونی، چابهار را به ارزانترین و رقابتیترین پایگاه پرتاب در خاورمیانه بدل خواهد ساخت.
مهندسی ابرپروژه: فازبندی سهگانه و توسعه پایگاه ملی پرتاب
تبدیل یک مساحت 14 هزار هکتاری به مدرنترین پایگاه فضایی خاورمیانه، مستلزم طراحی مفهومی و فازبندی دقیق است تا بهرهبرداری از بخشهای آماده، معطل بخشهای پیچیدهتر نماند. سازمان فضایی ایران معماری توسعه پایگاه چابهار را در سه فاز کاملاً متمایز و هدفمند تدوین کرده است.
4.1. فاز نخست: پرتابگرهای تاکتیکی و سوخت جامد
فاز اول پایگاه چابهار، به زیرساختهای مرتبط با پرتابگرهای کلاس سوخت جامد نظیر خانواده «قایم» و «ذوالجناح» اختصاص دارد. موشکهای سوخت جامد به دلیل عدم نیاز به تزریق سوخت در لحظات پیش از پرتاب و قابلیت نگهداری طولانیمدت، در دسته پرتابگرهای واکنشسریع و تاکتیکی قرار میگیرند. توسعه این فاز با سرعت چشمگیری همراه بوده است.
روند پیشرفت عمرانی آن که از حدود 40 درصد آغاز شده بود، با پیگیریهای مستمر در بازههای زمانی مختلف به 60 درصد، 81 درصد، 87 درصد، 94 درصد و نهایتاً در سال 1405 به پیشرفت 98 درصدی رسید.
این فاز شامل طیف وسیعی از زیرساختهای بنیادین است: شبکههای تلهمتری پیشرفته، سایتهای فرماندهی و کنترل، سولههای یکپارچهسازی و مونتاژ محموله (Integration facilities)، پدهای پرتاب ایمن و سیستمهای جادهای و برقرسانی. براساس اظهارات رسمی، با تکمیل بخشهای محدودی از این فاز تا نیمه سال 1404 و اوایل 1405، بهرهبرداری عملیاتی و پرتابهای آزمایشی به مدارهای خورشیدآهنگ (SSO) با استفاده از پرتابگرهای سوخت جامد رسماً آغاز میشود.
4.2. فاز دوم: پرتابگرهای کلاس نیمهسنگین و سوخت مایع
در حالی که فاز نخست وظیفه پشتیبانی از پرتابگرهای سبک و تاکتیکی را بر عهده دارد، فاز دوم پایگاه با هدف میزبانی از پرتابگرهای سوخت مایع و نیمهسنگین مانند ماهوارهبر «سیمرغ» طراحی شده است. کار با سوختهای مایع نیازمند زیرساختهای بسیار پیچیدهای نظیر برجهای خدماترسانی متحرک (Umbilical towers)، مخازن عظیم ذخیرهسازی سوخت و اکسیدکننده فوقسرد و سیستمهای پیشرفته پمپاژ در سکوی پرتاب است.
مطالعات و طراحیهای مفهومی این فاز به اتمام رسیده و عملیات کلنگزنی و احداث آن آغاز شده است. طبق زمانبندیهای ارایه شده و اسناد بالادستی (منطبق با برنامه دهساله فضایی و برنامه هفتم پیشرفت کشور)، تکمیل فاز دوم پرتابگرهای سوخت مایع باید تا سال 1407 محقق شود. بهرهبرداری از این فاز، توانایی ایران را برای تزریق منظومههای ماهوارهای بزرگتر به مدارهای لیو (LEO) تثبیت خواهد کرد.
4.3. فاز سوم: افق مدارهای زمینآهنگ و سوپرهویها
غایت نهایی پایگاه فضایی چابهار، در فاز سوم آن متبلور میشود. این فاز منحصراً برای ساخت تاسیسات عظیم پشتیبانی از پرتاب ماهوارهبرهای سوخت مایع فوقسنگین (Super-Heavy) مانند کلاس «سروش-1» و «سروش-2» در نظر گرفته شده است.
همانطور که پیشتر اشاره شد، طراحی سروش با هدف قراردادن محمولههای سنگین در مدار 36 هزار کیلومتری زمین (GEO) انجام شده است. احداث این فاز نشاندهنده چشمانداز بلندمدت ایران برای ورود به کلوپ محدود کشورهای دارای توانایی پرتابهای بینسیارهای و مدار ژیو است.
سال 1405: نقطه عطف بهرهبرداری و روایت یک مسیر صدشبه
سال 1405 را باید نقطه عطف و زمان بلوغ سرمایهگذاریهای زیرساختی در صنعت فضایی ایران دانست. این پویایی، حاصل ریلگذاریهایی است که از زمان احیای شورای عالی فضایی در دولت سیزدهم (پس از 11 سال تعطیلی) آغاز شد. صنعت فضایی در دولت جدید نیز با شتاب خوبی پیش رفته است علیرغم اینکه در یکسال اخیر با 2 جنگ مواجه بودیم.
در هفته جهانی فضا سال 1405، مواضع و سخنرانیهای مقامات ارشد وزارت ارتباطات و سازمان فضایی، ابعاد جدیدی از دستاوردهای پایگاه چابهار را روشن ساخت.
سیدستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام کرد که پیشرفت فاز نخست پایگاه ملی فضایی چابهار با یک رشد خیرهکننده، از حدود 40 درصد به 98 درصد رسیده است.
وی تصریح کرد که استقرار یک منظومه ماهوارهای 24 فروندی (شامل 18 ماهواره اصلی و 6 ماهواره رزرو) برای اتصال روستاها و مدارس سراسر کشور به شبکه پایدار اینترنت و کاهش شکاف دیجیتال در دستور کار است و تا پایان سال 3 ماهواره از این منظومه در مدار قرار خواهند گرفت. پایگاه چابهار، کلید تحقق چنین منظومههای عظیمی است.
از سوی دیگر، حسن سالاریه، رییس سازمان فضایی ایران، در بازدیدهای میدانی و نشستهای خبری خود جزییات فنی دقیقی را ارایه داد.
وی ضمن تایید اتمام فاز اول و آمادگی پایگاه برای نخستین پرتابهای آزمایشی سوخت جامد، از آمادهشدن 30 ماهواره در مراحل مختلف ساخت خبر داد. برنامهریزیها برای پرتاب ماهوارههای تحقیقاتی و عملیاتی متعددی نظیر «ظفر-2»، «پایا» و ماهوارههای بخش خصوصی از جمله «کوثر» (با وضوح 3.45 متر برای ماموریتهای کشاورزی و نقشهبرداری) و نانوماهوارههای «هاتف» انجام شده است.
سالاریه همچنین به برنامه بلندپروازانه توسعه کپسولهای زیستی تا سال 1405 و 1407 برای حمل انسان به فضا اشاره کرد که نیازمند اتکا به پایگاه مجهزی چون چابهار است.
یکی از مهمترین محورهای سخنان سالاریه، چشمانداز تجاری پایگاه چابهار بود. وی بهصراحت اعلام کرد: «اگر در فاز نخست از نظر فنی و اقتصادی به تثبیت پرتابگر با قیمت مناسب و قابلیت اعتماد بالا برسیم، پرتابهای بینالمللی را نیز آغاز خواهیم کرد». این گزاره، نشاندهنده گذار ایران از یک بازیگر صرفاً دولتی در فضا، به یک رقابتکننده تجاری در بازار جهانی پرتابهای فضایی است.
دیپلماسی فضایی، اقتصاد فضا و افقهای پیشرو
پایگاه چابهار صرفاً یک دستاورد فنی نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند برای دیپلماسی فضایی و تولید ثروت است. در دکترین جدید سازمان فضایی ایران، ورود قدرتمندانه بخش خصوصی و دانشبنیانها به رسمیت شناخته شده است. قرارداد ساخت «منظومه ماهوارهای شهید سلیمانی» به عنوان بزرگترین قرارداد تاریخ فضایی کشور با شرکتهای دانشبنیان (با هدف ارایه خدمات اینترنت اشیاء باند باریک)، نیازمند ریتم تند پرتابهایی است که تنها سایت چابهار پاسخگوی آن خواهد بود.
همچنین، همکاریهای بینالمللی با کشورهایی نظیر روسیه در قالب پرتاب ماهوارههای «خیام» و «پارس-1» و قراردادهای تبادل دادههای ماهوارهای با کشورهای عضو گروه بریکس (BRICS)، جایگاه ایران را در معماری فضایی بلوک شرق مستحکم کرده است.
پایگاه فضایی چابهار، با مزیتهای استثنایی جغرافیایی و اقتصادی خود (نظیر معافیتهای مالیاتی مناطق آزاد و هزینههای رقابتی پرتاب)، بهزودی به عنوان کانون ارایه خدمات پرتاب به کشورهای دوست و همسایه شناخته خواهد شد.
هفته جهانی فضا در سال 1405 با شعار «انقلاب ماهوارهبرها»، بازتابی از یک حقیقت مهندسی و ژیوپلیتیک در ساختار فضایی جمهوری اسلامی ایران است. تکامل پرتابگرهای ایرانی از نسل «سفیر» به غولهای تکنولوژیکی نظیر «سیمرغ»، «سریر» و «سروش»، نیازمند بستر زمینی نوینی بود که در قامت «پایگاه ملی فضایی چابهار» تجلی یافته است.
این پایگاه که اکنون فاز نخست آن با پیشرفت 98 درصدی به مرحله بهرهبرداری رسیده است، با تلفیقی بینظیر از مزیتهای سینماتیکی (نزدیکی به استوا برای دسترسی آسانتر به مدارهای ژیو)، ایمنی پرواز (کریدور پرتاب پاک رو به اقیانوس هند)، پدافند غیرعامل (توزیع ریسک و پراکندگی زیرساختی) و لجستیک قدرتمند بندری، محدودیتهای گذشته را بهطور کامل مرتفع ساخته است.
همافزایی سیاستگذاریهای کلان در شورای عالی فضایی، اتکا به توانمندی شرکتهای دانشبنیان برای توسعه منظومههایی نظیر منظومه شهید سلیمانی و آمادهسازی بیش از 30 ماهواره برای تزریق به مدار، همگی نشان از آن دارد که چابهار صرفاً یک سکوی پرتاب نیست؛ بلکه «بایکونور ایران» و دروازهای وسیع برای ورود مقتدرانه به اقتصاد بینالمللی فضا است.
دروازهای که با پرتاب نخستین کپسولهای زیستی و ماهوارهبرهای سوخت جامد، ایران را در میان معدود کشورهای صاحب چرخه کامل و پایدار فناوری فضایی، در جایگاهی غیرقابلانکار تثبیت خواهد کرد.
انتهای پیام/
2 بازدید
منبع اصلی ↗