اقتصادی
·
از اینستاگرام تا خزانه طلا؛ پشت تبلیغات بلاگرها چه میگذرد؟
تبلیغ یک بلاگر میتواند جذاب باشد، اما نمیتواند پشتوانه طلای یک پلتفرم را ثابت کند.
اقتصادی
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، تبلیغات پلتفرمهای فروش آنلاین طلا این روزها تقریباً همهجا دیده میشود؛ از بیلبوردهای شهری و تبلیغات اینترنتی گرفته تا صفحات اینستاگرام بلاگرها و چهرههایی که برای مخاطبانشان درباره سبک زندگی، خرید و تجربههای شخصی صحبت میکنند.
در این تبلیغات، خرید طلا ساده و بیدردسر بهنظر میرسد؛ چند کلیک، پرداخت وجه و مشاهده طلایی که گفته میشود برای مشتری است، گاهی هم تصویر شمشهای طلا به میان میآید تا مخاطب با یک دارایی ملموس روبهرو شود،
اما پشت این تصویر جذاب، یک سوال ساده وجود دارد که شاید از خود تبلیغ مهمتر باشد؛ طلایی که در حساب مشتری ثبت شده است، واقعاً چهپشتوانهای دارد؟
یک شمش جلوی دوربین، تصویر کاملی از خزانه نیست
نمایش شمش طلا در یک تبلیغ، بدون تردید میتواند برای مخاطب اطمینانبخش باشد، اما دیدن یک یا چند قطعه طلا، اطلاعاتی درباره کل موجودی یک پلتفرم به ما نمیدهد،
ممکن است شمشی که در یک ویدیو نمایش داده میشود کاملاً واقعی باشد، اما از همان تصویر نمیتوان فهمید یک مجموعه در مجموع چهمیزان طلای فیزیکی در اختیار دارد، چهمقدار طلا به مشتریان فروخته شده و در مقابل، چهمیزان تعهد ایجاد شده است،
این دو موضوع نباید با هم اشتباه گرفته شوند، تصویر شمش، نمایش محصول است؛ گزارش موجودی و پشتوانه، اطلاعات مالی و عملیاتی است.
اگر قرار باشد درباره پشتوانه یک پلتفرم قضاوت کنیم، باید سراغ اطلاعاتی برویم که امکان بررسی آنها وجود داشته باشد؛ نه صرفاً تصاویری که برای تبلیغات تولید شدهاند.
وقتی بلاگر تبلیغ میکند، اعتماد مخاطب هم وارد ماجرا میشود
اخیراً بخش دیگری از تبلیغات بازار طلای آنلاین، به اینفلوینسرها و بلاگرها سپرده شده است، این شیوه تبلیغ یک تفاوت مهم با بنر یا بیلبورد دارد.
مخاطب معمولاً با چهرهای که مدتها دنبال کرده است، احساس نزدیکی و اعتماد بیشتری دارد. وقتی همان فرد در یک ویدیو یا استوری درباره خرید طلا صحبت میکند یا شمش یک مجموعه را نشان میدهد، محتوا ممکن است بیش از یک تبلیغ معمولی شبیه تجربه شخصی بهنظر برسد،
اما تعداد دنبالکنندگان، محبوبیت یا اعتماد مخاطبان یک بلاگر، معیار سنجش وضعیت مالی یک کسبوکار نیست.
یک اینفلوینسر ممکن است محصولی را معرفی کند، اما قرار نیست با یک ویدیو وضعیت خزانه، میزان تعهدات یا پشتوانه فیزیکی یک پلتفرم را حسابرسی کند، به همین دلیل، تبلیغ یک چهره شناختهشده را نباید با تایید اعتبار مالی یک مجموعه یکی دانست.
این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که محصول مورد تبلیغ با پسانداز مردم سروکار دارد.
هرچه تبلیغ جذابتر است، اطلاعات پشت آن مهمتر میشود
مسیله این نیست که تبلیغ کردن یک کسبوکار ایرادی دارد، هر مجموعهای برای معرفی خدمات خود تبلیغ میکند و استفاده از چهرههای شناختهشده هم بخشی از همین رقابت تبلیغاتی است،
مسیله از جایی شروع میشود که تصویر تبلیغاتی جای اطلاعاتی را بگیرد که مشتری برای تصمیمگیری به آنها نیاز دارد.
یک بیلبورد بزرگ نشان میدهد یک برند برای دیدهشدن هزینه کرده است، حضور گسترده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد یک کمپین تبلیغاتی در جریان است، نمایش شمش هم نشان میدهد یک قطعه طلا برای نمایش در اختیار تبلیغکننده قرار گرفته است،
اما هیچکدام بهتنهایی نمیگویند طلای پشت تعهدات مشتریان چقدر است.
برای مشتری، اطلاعاتی مانند میزان طلای فیزیکی، تاریخ بهروزرسانی موجودی، محل نگهداری، شرایط تحویل و نحوه تطبیق موجودی با تعهدات اهمیت بیشتری دارد، مهمتر از همه اینکه باید مشخص باشد این اطلاعات از چهمنبعی آمده است و آیا امکان راستیآزمایی آن وجود دارد یا نه.
خرید طلا آسان شده، اما بررسی آن نباید به همان اندازه ساده شود
یکی از جذابیتهای پلتفرمهای آنلاین این است که خرید طلا را برای مردم آسان کردهاند، دیگر لازم نیست برای هر خرید به بازار طلافروشان مراجعه شود و کاربر میتواند دارایی خود را روی تلفن همراه مشاهده کند،
اما همین سهولت میتواند باعث شود فرآیند تصمیمگیری هم بیش از حد ساده شود.
وقتی صحبت از چند میلیون یا حتی بخش بزرگتری از پسانداز یک خانواده است، چند دقیقه بررسی بیشتر میتواند مهم باشد. قبل از خرید، بهتر است کاربر اطلاعات رسمی پلتفرم را درباره نحوه نگهداری طلا، میزان پشتوانه، شرایط تحویل و گزارشهای موجود بررسی کند و ببیند این اطلاعات تا چهاندازه بهروز و قابل استناد هستند،
اگر پاسخ این پرسشها روشن باشد، مخاطب با اطلاعات بیشتری تصمیم میگیرد. اگر اطلاعات مبهم، قدیمی یا صرفاً تبلیغاتی باشد، بهتر است تبلیغات را بهعنوان تبلیغات ببینیم و نه سندی برای اطمینان مالی.
اعتماد را از روی تبلیغ نسنجیم
بازار طلای آنلاین برای بسیاری از مردم تجربهای تازه است و طبیعی است که برندها برای جلب اعتماد مشتری تلاش کنند، اما اعتماد مالی با تصویر و شعار ساخته نمیشود؛ بخش مهمی از آن به اطلاعاتی برمیگردد که مشتری بتواند خودش بررسی کند،
بنابراین اگر یک پلتفرم از پشتوانه فیزیکی، امنیت دارایی یا امکان تحویل طلا صحبت میکند، سوال منطقی این نیست؛ «چهکسی این حرف را تبلیغ کرده است؟» بلکه باید پرسید؛ «چه اطلاعات و سندی برای این ادعا وجود دارد؟»،
این تفاوت کوچکی بهنظر میرسد، اما در عمل میتواند مسیر تصمیمگیری مشتری را تغییر دهد.
ممکن است یک پلتفرم تبلیغات گستردهای داشته باشد و همزمان اطلاعات شفاف و قابلبررسی هم ارایه کند، در این صورت، هر دو موضوع را میتوان کنار هم دید، اما اگر چیزی که قرار است اعتماد ایجاد کند فقط یک تبلیغ جذاب، یک چهره مشهور یا تصویر چند شمش باشد، بهتر است قبل از انتقال پول، اطلاعات بیشتری درباره پشتوانه آن به دست آوریم.
در بازار طلا، تعداد بیلبوردها، میزان بازدید یک ویدیو یا تعداد دنبالکنندگان یک بلاگر نمیتواند جای پاسخ به یک سوال ساده را بگیرد؛ طلایی که قرار است پشت پول مردم باشد، کجاست و چهکسی میتواند وجود و میزان آن را تایید کند؟
انتهای پیام/+
1 بازدید
منبع اصلی ↗