اقتصادی ·

جنگ اقتصادی آمریکا با ریال چه می‌کند؟

فشار واشنگتن بر منابع ارزی ایران بیشتر شده؛ بانک مرکزی برای مهار بازار چه باید بکند؟
اقتصادی به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، دلار در بازار آزاد به محدوده 270 هزار تومان رسیده و افت ارزش ریال بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های اقتصادی مردم تبدیل شده است. افزایش قیمت ارز این بار در شرایطی اتفاق افتاده که اقتصاد ایران علاوه بر مشکلاتی مانند تورم و رشد نقدینگی، با آثار جنگ و فشارهای فزاینده آمریکا بر تجارت خارجی و منابع ارزی روبه‌روست. آنچه در ماه‌های اخیر در سیاست واشنگتن دیده می‌شود، فقط مجموعه‌ای از تحریم‌های پراکنده نیست. دولت آمریکا تلاش کرده فشار را به شبکه بانکی، درآمدهای نفتی، حمل‌ونقل، تجارت خارجی و حتی بانک‌ها و شرکت‌هایی که با ایران همکاری می‌کنند گسترش دهد. خود مقام‌های آمریکایی نیز بدون ابهام درباره هدف این سیاست صحبت کرده‌اند. در چنین شرایطی، نرخ ارز به یکی از نخستین بازارهایی تبدیل می‌شود که آثار این فشار را نشان می‌دهد. با این حال، شدت و دامنه اثرگذاری تحریم و جنگ تا حد زیادی به نحوه مدیریت منابع ارزی و سیاست‌های پولی و مالی داخل کشور نیز بستگی دارد. بسنت از «حمله اقتصادی» به ایران می‌گوید برای درک آنچه واشنگتن در حال انجام آن است، اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اهمیت ویژه‌ای دارد. بسنت 24 اوت، هم‌زمان با اعلام عملیات موسوم به «Economic Outcast»، گفت وزارت خزانه‌داری آمریکا یک کارزار اقتصادی گسترده علیه ایران و طرف‌های همکاری‌کننده با این کشور آغاز کرده است. او هدف این عملیات را قطع شریان‌های اقتصادی ایران عنوان کرد و از تلاش برای هدف قرار دادن ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان سخن گفت. ادبیات به‌کاررفته از سوی وزیر خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن این برنامه را یک اقدام محدود تحریمی نمی‌داند. خزانه‌داری آمریکا در ادامه، شبکه‌های مالی، مسیرهای انتقال پول، درآمدهای نفتی و مجموعه‌ای از شرکت‌ها و موسسات مرتبط با اقتصاد ایران را هدف قرار داده است. چند روز بعد، بسنت در گفت‌وگویی با رویترز گفت تحریم‌های ثانویه جدید علیه ایران می‌تواند به‌صورت هفتگی اعلام شود و بانک‌هایی که به فعالیت‌های مالی ایران کمک کنند، ممکن است دسترسی خود را به نظام مالی آمریکا از دست بدهند. اعتراف صریح بسنت؛ فشار آمریکا ریال را نشانه گرفته است اظهارات بسنت در اواخر سپتامبر از این هم صریح‌تر شد.او 28 سپتامبر در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت عملیات «Economic Outcast» باعث شده ریال به پایین‌ترین سطح تاریخی خود برسد. بسنت در کنار این پیام تصویری منتشر کرد که نرخ 2.44 میلیون ریال برای هر دلار را نشان می‌داد و ادامه نمودار به سمت عبارت «3 MILLION – HERE WE COME» امتداد داشت. سه میلیون ریال معادل حدود 300 هزار تومان برای هر دلار است. این تصویر را نمی‌توان یک پیش‌بینی رسمی و قطعی از نرخ آینده دلار دانست، اما پیام سیاسی آن مشخصا این بود که وزیر خزانه‌داری آمریکا کاهش ارزش ریال را یکی از نتایج کارزار فشار اقتصادی واشنگتن معرفی کرده و هم‌زمان از ادامه این فشار خبر داده است. یک روز قبل‌تر نیز بسنت در یک گفت‌وگوی تلویزیونی گفته بود ریال از حدود 800 هزار ریال در برابر دلار در بهار 2025 به حدود 2.4 میلیون ریال رسیده است. او در همان گفت‌وگو از عملیات «Economic Outcast» به‌عنوان اقدامی برای منزوی کردن اقتصاد ایران یاد کرد. این اظهارات را باید از زاویه اقتصادی نیز دید. وقتی مقام اقتصادی کشوری که تحریم‌ها را طراحی و اجرا می‌کند، کاهش ارزش پول ملی ایران را در تبلیغات رسمی خود به رخ می‌کشد، طبیعی است که بخشی از فعالان بازار آن را نشانه‌ای از احتمال تداوم فشار تلقی کنند. همتی: ایران ارز دارد و اجازه فروپاشی نمی‌دهیم واکنش تهران نیز از همان ابتدا نشان داد بانک مرکزی تلاش دارد پیام متفاوتی به بازار ارسال کند. عبدالناصر همتی، رییس‌کل بانک مرکزی، اول سپتامبر اعلام کرد ایران منابع ارزی کافی در اختیار دارد و بانک مرکزی در صورت نیاز آماده است تا سقف 2 میلیارد دلار برای آرام کردن بازار ارز عرضه کند. او هم‌زمان تاکید کرد شرایط اقتصادی و معیشتی دشوار شده، اما سخن گفتن از فروپاشی اقتصاد را رد کرد. هدف اصلی این موضع‌گیری همتی، شکستن انتظاری بود که می‌توانست از اظهارات مقام‌های آمریکایی در بازار شکل بگیرد؛ اینکه منابع ارزی ایران در حال تمام شدن است و بانک مرکزی دیگر توان دفاع از ریال را ندارد. همتی همچنین اعلام کرد بانک مرکزی از مسیر درآمدهای نفتی و غیرنفتی، مطالبات ارزی و ذخایر موجود به منابع ارزی دسترسی دارد و از ابتدای سال جاری نیز میلیاردها دلار برای تامین واردات کالاهای اساسی، دارو، خوراک دام و مواد اولیه اختصاص داده شده است. در واقع، بانک مرکزی مشخصا اعلام کرده که فشار اقتصادی وجود دارد، اما فشار اقتصادی لزوماً به معنای از دست رفتن توان سیاست‌گذار برای مدیریت بازار نیست. بانک مرکزی فقط حرف نزده؛ وارد بازار هم شده است مداخله بانک مرکزی در بازار ارز به وعده محدود نمانده است. در ماه‌های اخیر، عرضه اسکناس از طریق شبکه بانکی افزایش پیدا کرد و در مقاطعی بسته‌های مشخصی برای فروش ارز به مردم در نظر گرفته شد. در یکی از مهم‌ترین اقدامات، بانک مرکزی برای عرضه تا سقف 2 میلیارد دلار برنامه‌ریزی کرد و اعلام شد در مرحله نخست یک میلیارد دلار از طریق شعب منتخب بانک‌ها و صرافی‌های بانکی عرضه خواهد شد. سقف خرید ارز با کارت ملی نیز افزایش پیدا کرد. چند روز بعد، بانک مرکزی و شبکه بانکی اجرای این سیاست را ادامه دادند و فروش ارز برای پاسخ به تقاضای بازار در دستور کار قرار گرفت. اما اتفاقی که پس از این مداخلات افتاد، برای سیاست‌گذار اهمیت زیادی دارد. بازار در مقاطعی به عرضه ارز واکنش مثبت نشان داد، اما کاهش قیمت پایدار نماند و با برگشت تقاضا، نرخ دوباره بالا رفت. این رفتار بازار نشان میدهد مشکل فقط کمبود اسکناس نیست. اگر مردم و فعالان اقتصادی تصور کنند ارزش ریال در ماه‌های آینده همچنان کاهش پیدا می‌کند، بخشی از آنها حتی در صورت عرضه مناسب ارز نیز ترجیح می‌دهند دارایی خود را به دلار، طلا یا سایر دارایی‌ها تبدیل کنند. در این وضعیت، بانک مرکزی با یک تقاضای واقعی و یک تقاضای احتیاطی و سرمایه‌ای هم‌زمان روبه‌روست. جنگ اقتصادی از مسیر انتظارات وارد بازار می‌شود یکی از مهم‌ترین آثار جنگ و تحریم بر بازار ارز، چیزی است که شاید در آمار رسمی به‌سادگی دیده نشود: تغییر انتظارات. وقتی آمریکا از تشدید تحریم‌ها، فشار بر بانک‌های خارجی و محدود کردن درآمدهای ارزی ایران صحبت می‌کند، فعال اقتصادی فقط به شرایط امروز نگاه نمی‌کند. او درباره چند ماه آینده تصمیم می‌گیرد. صادرکننده نگران محدود شدن مسیر دریافت پول است. واردکننده نگران تامین ارز است. تولیدکننده درباره قیمت مواد اولیه محاسبه جدیدی انجام می‌دهد و خانواری که پس‌انداز ریالی دارد، درباره حفظ ارزش دارایی خود تصمیم می‌گیرد. در نتیجه، حتی پیش از آنکه یک تحریم جدید تمام آثار اقتصادی خود را نشان دهد، می‌تواند اثر روانی آن وارد بازار ارز شود. همین مسیله باعث شده فشار خارجی در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کند. اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با تورم بالا و مشکلات ساختاری مواجه بود و شوک خارجی به اقتصادی وارد شده که از قبل آسیب‌پذیر بوده است. آمریکا فشار را ادامه داده است این روند در روزهای اخیر نیز متوقف نشده است.وزارت خزانه‌داری آمریکا 29 سپتامبر شبکه‌های مرتبط با تامین نظامی ایران را هدف تحریم قرار داد و بسنت گفت واشنگتن به شناسایی و منزوی کردن طرف‌های همکاری‌کننده با ایران ادامه خواهد داد. اول اکتبر نیز تحریم‌ها به بخش‌هایی مانند خودرو، راه‌آهن و صنایع فلزی گسترش یافت. پنجم اکتبر هم آمریکا هشدار داد موسسات مالی خارجی که با ایران یا بخش مالی این کشور همکاری کنند، ممکن است بدون هشدار قبلی تحریم شوند. این اتفاقات برای بازار ارز مهم‌اند، چون فشار آمریکا عملاً تلاش می‌کند هزینه استفاده ایران از شبکه تجارت و مالی بین‌المللی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، انتظار اینکه بازار ارز صرفاً با یک مداخله کوتاه‌مدت آرام شود، چندان واقع‌بینانه نیست. پس بانک مرکزی چه باید بکند؟ نخستین اقدام، ادامه مداخله هدفمند است، اما نه به شکل فروش بی‌حساب ذخایر. بانک مرکزی باید نشان دهد برای شرایط مختلف بازار برنامه دارد. اگر دلار از محدوده‌های مشخصی عبور کرد، بازار باید بداند سیاست‌گذار چه میزان ارز و با چه سازوکاری عرضه خواهد کرد. این پیش‌بینی‌پذیری خودش یک ابزار مهم برای کاهش هیجان بازار است. در عین حال، منابع ارزی باید اول به نیازهای ضروری کشور برسد. دارو، کالاهای اساسی، مواد اولیه و نیازهای واقعی تولید نباید در رقابت با تقاضای سفته‌بازانه قرار بگیرند. دومین موضوع، شفافیت است. بانک مرکزی باید به‌صورت منظم اعلام کند چه میزان ارز عرضه کرده، چه میزان فروخته شده و تقاضای واقعی بازار چه اندازه بوده است. در شرایطی که شایعه می‌تواند قیمت را جابه‌جا کند، انتشار داده معتبر اهمیت زیادی دارد. سومین مسیله، مدیریت فاصله نرخ‌های ارزی است. وجود فاصله زیاد میان نرخ‌های رسمی و آزاد، انگیزه‌های مختلفی برای انتقال تقاضا میان بازارها ایجاد می‌کند. سیاست‌گذار باید به‌تدریج این فاصله را کاهش دهد، بدون آنکه با یک تصمیم ناگهانی شوک تازه‌ای به بازار وارد کند. چهارمین اقدام، تسهیل بازگشت ارز صادراتی است. در شرایط تحریم، هر دلار صادراتی ارزش بیشتری پیدا می‌کند. بنابراین باید سازوکاری ایجاد شود که صادرکننده بتواند با کمترین اصطکاک ارز خود را وارد چرخه رسمی کند و در مقابل، مقررات نیز از ایجاد تقاضای مصنوعی جلوگیری کنند. بانک مرکزی نباید همه ذخایر را خرج آرام کردن یک روز بازار کند یکی از مهم‌ترین خطاها در شرایط بحرانی این است که سیاست‌گذار برای پایین آوردن قیمت امروز، منابعی را مصرف کند که ممکن است فردا ارزش بیشتری داشته باشند. اگر بانک مرکزی در هر موج صعودی مقدار زیادی ارز بفروشد، ممکن است در کوتاه‌مدت قیمت پایین بیاید؛ اما اگر بازار احساس کند ذخایر در حال کاهش است، همین اقدام می‌تواند انتظارات را در آینده بدتر کند. به همین دلیل، مداخله باید هوشمند باشد. بازارساز باید زمانی وارد شود که رفتارهای هیجانی و سفته‌بازانه در حال شکل‌گیری است و اجازه ندهد یک موج خرید به روندی بزرگ‌تر تبدیل شود، اما هم‌زمان باید بخشی از منابع را برای شرایط سخت‌تر نگه دارد. کنترل نقدینگی، بخش فراموش‌شده ماجراست در کنار جنگ اقتصادی، یک واقعیت داخلی هم وجود دارد که نمی‌توان از آن عبور کرد. اگر رشد نقدینگی و تورم بالا باشد، حتی با وجود افزایش عرضه ارز، فشار بر ارزش پول ملی ادامه پیدا می‌کند. بنابراین بانک مرکزی باید سیاست کنترل رشد نقدینگی و پایه پولی را با جدیت بیشتری دنبال کند. همتی نیز در اظهارات اخیر خود بر کاهش رشد نقدینگی و کنترل پایه پولی تاکید کرده است. این مسیر اگر قرار است نتیجه بدهد، باید مستمر باشد و به یک سیاست مقطعی تبدیل نشود. در شرایط جنگی، سیاست پولی منضبط اهمیت دوچندان پیدا می‌کند؛ زیرا اقتصاد از یک طرف با کاهش یا محدود شدن بخشی از درآمدهای ارزی مواجه است و از طرف دیگر نباید با خلق نقدینگی بدون پشتوانه، فشار بیشتری بر بازار ارز وارد کند. دولت هم باید سهم خودش را بپردازد کنترل بازار ارز فقط وظیفه بانک مرکزی نیست. اگر دولت کسری بودجه خود را از مسیرهایی تامین کند که به افزایش پایه پولی و نقدینگی منجر شود، بانک مرکزی هرچقدر هم در بازار ارز مداخله کند، دوباره با موج تازه‌ای از فشار روبه‌رو خواهد شد. از طرف دیگر، وزارت نفت باید حداکثر توان خود را برای حفظ صادرات و بازگشت درآمدهای ارزی به کار بگیرد. وزارت اقتصاد و وزارت صمت نیز باید سیاست تجاری را با واقعیت محدودیت‌های ارزی هماهنگ کنند. در شرایط فعلی، سیاست ارزی، سیاست تجاری، سیاست مالی و دیپلماسی اقتصادی نمی‌توانند جدا از یکدیگر عمل کنند. راه مقابله با جنگ اقتصادی فقط فروش دلار نیست آمریکا تلاش می‌کند منابع درآمدی و مسیرهای مالی ایران را محدود کند. پاسخ موثر به چنین فشاری نیز فقط این نیست که بانک مرکزی هر روز مقدار بیشتری دلار به بازار تزریق کند. بخش مهمی از پاسخ، پیدا کردن و حفظ مسیرهای تجارت، متنوع کردن شرکای اقتصادی، تسهیل بازگشت ارز صادراتی، کاهش هزینه انتقال پول و استفاده بهتر از ظرفیت کشورهای همسایه و شرکای تجاری است. هرچه اقتصاد بتواند منابع ارزی بیشتری ایجاد و با هزینه کمتری وارد چرخه داخلی کند، اثر تحریم بر بازار ارز کمتر خواهد شد. از سوی دیگر، هر اقدامی که تنش خارجی را کاهش دهد و مسیر تجارت و انتقال منابع را بازتر کند، می‌تواند مستقیماً به ثبات بازار ارز کمک کند. دیپلماسی اقتصادی در چنین شرایطی بخشی از سیاست ارزی کشور است، نه موضوعی جدا از آن. دلار 270 هزار تومانی یک هشدار است آنچه امروز در بازار ارز اتفاق افتاده را نمی‌توان فقط به یک تصمیم بانک مرکزی یا یک مقام اقتصادی نسبت داد. جنگ و فشار اقتصادی آمریکا واقعیتی است که بر منابع ارزی و انتظارات بازار اثر گذاشته و خود مقام‌های آمریکایی نیز با صراحت درباره هدف قرار دادن اقتصاد ایران صحبت می‌کنند. بسنت از قطع شریان‌های اقتصادی ایران سخن گفته، تحریم‌ها را تشدید کرده و حتی در پیام خود سقوط ریال تا محدوده سه میلیون ریال برای هر دلار را به تصویر کشیده است. در تهران نیز همتی از آمادگی بانک مرکزی برای عرضه ارز و مقابله با این فشار گفته است. اما نتیجه نهایی در گرو مجموعه‌ای از تصمیم‌هاست. بانک مرکزی باید منابع ارزی را هدفمند مصرف کند، بازار را در مقاطع حساس تنها نگذارد، درباره میزان و نحوه مداخله شفاف‌تر باشد و هم‌زمان کنترل نقدینگی را ادامه دهد. دولت نیز باید از افزایش فشار پولی، هزینه‌های غیرضروری و تصمیم‌هایی که تقاضای ارز را بالا می‌برد پرهیز کند. در کنار اینها، حفظ صادرات و مسیرهای بازگشت ارز باید به یک اولویت دایمی تبدیل شود. جنگ اقتصادی آمریکا را نمی‌توان با یک بخشنامه داخلی خنثی کرد؛ همان‌طور که نمی‌توان همه مشکلات بازار ارز را به تحریم نسبت داد. اما در شرایطی که طرف مقابل آشکارا از هدف قرار دادن منابع مالی ایران حرف می‌زند، بهترین پاسخ اقتصادی این است که هر دلار با دقت بیشتری مدیریت شود، منابع ارزی هدر نرود، مسیرهای درآمدی کشور حفظ شود و سیاست‌گذار اجازه ندهد فشار خارجی به بی‌ثباتی داخلی تبدیل شود. بازار ارز بیش از هر چیز به یک پیام روشن نیاز دارد و آنهم این است که منابع کشور مدیریت می‌شود، سیاست‌گذار برنامه دارد و قرار نیست هر شوک خارجی مستقیماً به سفره مردم منتقل شود. انتهای پیام/