ورزشی ·

خوانشی فلسفی از طغیان بی‌صدا / نتیجه امتناع از مشارکت گسترش شبه غارت در همه عرصه های زندگی

او دیگر لذتی برای کارکردن ندارد هیچ شوقی برای محرر بودن خود نشان نمی‌دهد و مجبور به خریدن شنلی می‌شود که دست آخر آن را از او می‌دزدند؛ آکاکی بیمار می‌شود و می‌میرد...اما این انتهای داستان نیست! شبح آکاکیوویچ آن شهر را فرامی‌گیرد... روح آکاکی بر سر گردنه‌ها می‌ایستد و مردم آن شهر را به باد کتک می‌گیرد تا دست آخر لباس و شنل همکارانش را نیز می‌گیرد و آنها را لخت می‌کند...کاری که خود آکاکی نمی‌توانست بکند؛ ولی شبح آکاکی دست آخر آن شهر را تسخیر می‌کند... حال تکلیف چیست؟! زیر بار این فشار بارتلبی و یا آکاکیوویچ و ترجیح‌دادن به انجام‌دادن یا ندادن کاری درحالی‌که دست آخر مجرم شناخته می‌شوی یا بیمار می‌شوی و می‌میری؛ چه باید کرد؟ انتظار انتقام روح سرگردان ما بعد از مرگ در میان گردنه‌ها را باید داشت؟
او دیگر لذتی برای کارکردن ندارد هیچ شوقی برای محرر بودن خود نشان نمی‌دهد و مجبور به خریدن شنلی می‌شود که دست آخر آن را از او می‌دزدند؛ آکاکی بیمار می‌شود و می‌میرد...اما این انتهای داستان نیست! شبح آکاکیوویچ آن شهر را فرامی‌گیرد... روح آکاکی بر سر گردنه‌ها می‌ایستد و مردم آن شهر را به باد کتک می‌گیرد تا دست آخر لباس و شنل همکارانش را نیز می‌گیرد و آنها را لخت می‌کند...کاری که خود آکاکی نمی‌توانست بکند؛ ولی شبح آکاکی دست آخر آن شهر را تسخیر می‌کند... حال تکلیف چیست؟! زیر بار این فشار بارتلبی و یا آکاکیوویچ و ترجیح‌دادن به انجام‌دادن یا ندادن کاری درحالی‌که دست آخر مجرم شناخته می‌شوی یا بیمار می‌شوی و می‌میری؛ چه باید کرد؟ انتظار انتقام روح سرگردان ما بعد از مرگ در میان گردنه‌ها را باید داشت؟