سیاسی
·
لیندسی گراهام؛ سیاستمداری در سایه الهیات آخرالزمانی
گراهام از نمادهای پیوند میان سیاست آمریکا، صهیونیسم مسیحی و رویکرد تقابلی مقابل ایران با قرایت آخرالزمانی است.
فرهنگی
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: لیندسی گراهام (Lindsey Graham) سناتور جمهوریخواه کارولینای جنوبی که پس از دههها فعالیت سیاسی درگذشت، یکی از چهرههای برجسته جریان محافظهکار آمریکا و از نزدیکترین متحدان دونالد ترامپ در سالهای اخیر بود. او که زمانی از منتقدان جدی ترامپ در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان بود، بعدها به یکی از مدافعان سرسخت سیاستهای او تبدیل شد و در بسیاری از پروندههای مهم داخلی و خارجی در کنار ترامپ ایستاد.
گراهام در سیاست خارجی آمریکا بهعنوان چهرهای موسوم به «شاهین» شناخته میشد؛ «شاهین» نماد سیاستمداران طرفدار رویکرد نظامی و تهاجمی هستند. وی سیاستمداری بود که بر استفاده از قدرت نظامی آمریکا، تقویت متحدان واشنگتن و مقابله سخت با رقبای ژیوپلیتیکی تاکید داشت. در میان موضوعات مختلف، ایران جایگاه ویژهای در مواضع او داشت. او جمهوری اسلامی ایران را یکی از اصلیترین تهدیدها علیه منافع آمریکا و امنیت اسراییل معرفی میکرد و همواره خواستار فشار بیشتر واشنگتن بر تهران بود.
رویکرد گراهام نسبت به ایران صرفاً امنیتی نبود، بلکه با ادبیاتی ایدیولوژیک نیز همراه میشد. او در سخنان خود بارها از مفاهیمی مانند «نبرد خیر و شر»، مقابله با تهدیدهای ایدیولوژیک و ضرورت جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقه استفاده کرد. همین ادبیات باعث شد منتقدان، نگاه او به خاورمیانه را متاثر از ترکیبی از ملاحظات ژیوپلیتیکی و باورهای مذهبی محافظهکارانه بدانند.
در مقابل، اسراییل یکی از مهمترین محورهای فعالیت سیاسی گراهام بود. او از مدافعان سرسخت روابط واشنگتن و تلآویو به شمار میرفت، از انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس حمایت کرد و بر تداوم کمکهای امنیتی آمریکا به اسراییل تاکید داشت. او همچنین از مخالفان جدی جنبش BDS علیه اسراییل بود و در کنگره آمریکا از طرحهایی برای مقابله با این جنبش حمایت کرد.
اما حمایت گراهام از اسراییل تنها بر پایه محاسبات امنیتی قابل توضیح نیست. او به سنت پروتستانی جنوب آمریکا تعلق داشت؛ محیطی که بخش مهمی از جریان مسیحیان انجیلی محافظهکار در آن حضور دارند. در میان بخشی از این جریان، اسراییل نه فقط یک متحد سیاسی، بلکه دارای جایگاهی دینی و مرتبط با وعدههای کتاب مقدس تلقی میشود.
یکی از مشهورترین مواضعی که از گراهام نقل شده، این جمله است: «اگر آمریکا از اسراییل دست بکشد، خداوند از آمریکا دست خواهد کشید.» این سخن بازتابدهنده نوعی نگاه الهیاتی است که در میان برخی از مسیحیان انجیلی و مسیحیان صهیونیست وجود دارد؛ جریانی که معتقد است حمایت از اسراییل میتواند با برکت الهی برای ملتها پیوند داشته باشد.
چرا «وزیر خارجه آمریکا» جنگ با ایران را نبردی آخرالزمانی میداند؟
برای فهم این نگاه، باید به جریانهای آخرالزمانی در بخشی از الهیات انجیلی آمریکا توجه کرد. از قرن بیستم، برخی از مسیحیان انجیلی تحت تاثیر الهیات «پیشهزارهگرایی» (Premillennialism) معتقد شدند که تحولات مربوط به اسراییل و خاورمیانه میتواند با پیشگوییهای کتاب مقدس درباره پایان تاریخ ارتباط داشته باشد. در این برداشت، بازگشت دوم عیسی مسیح و رخدادهای پیش از آن، جایگاهی مهم در تفسیر تحولات جهان دارد.
کتاب «آخرین سیاره بزرگ زمین» نوشته هال لیندسی در سال 1970 نقش مهمی در گسترش این نوع نگاه داشت. هال لیندسی تلاش کرد وقایع معاصر مانند شکلگیری دولت اسراییل، تحولات خاورمیانه و رقابتهای جهانی را با پیشگوییهای کتاب مقدس پیوند دهد. وی در کتابش استدلال کرد که بازگشت مسیح منوط به بازگشت یهودیان به فلسطین، تصرف اورشلیم و بازسازی معبد سوم است. این نوع ادبیات بعدها در میان بخشی از مسیحیان محافظهکار آمریکا نفوذ زیادی پیدا کرد و بر نگاه آنان به سیاست خاورمیانه تاثیر گذاشت.
فرجام قدرتنمایی صهیون در سیاهچال معبد سوم
البته همه مسیحیان انجیلی چنین برداشت آخرالزمانی ندارند و نمیتوان همه حامیان اسراییل در آمریکا را پیرو این دیدگاه دانست. با این حال، در میان بخشی از جریان موسوم به «مسیحیت صهیونیستی»، حمایت از اسراییل با باورهایی درباره نقش این سرزمین در تحقق طرح الهی تاریخ همراه شده است. گراهام نیز اگرچه کمتر از برخی رهبران مذهبی از اصطلاحات صریح آخرالزمانی استفاده میکرد، اما در بسیاری از مواضع خود با این فضای فکری همخوانی داشت. بنابراین کتاب هال لیندسی، جهانبینی آخرالزمانی را در میان مسیحیان انجیلی رایج کرد و لیندسی گراهام به عنوان یکی از سیاستمداران متاثر از این جهانبینی، آن را به دستور کار سیاسی در حمایت از اسراییل و مقابله با ایران تبدیل نمود.
رابطه گراهام با دونالد ترامپ نیز بخشی از همین منظومه سیاسی بود. ترامپ با تصمیمهایی مانند انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس و تقویت روابط با دولت اسراییل، حمایت گستردهای در میان مسیحیان انجیلی محافظهکار به دست آورد و گراهام یکی از مدافعان مهم این رویکرد بود. او ترامپ را علیرغم اختلافات گذشته، بهویژه در سیاست خارجی، متحدی مهم در پیشبرد اولویتهای محافظهکاران میدانست.
دلایل سقوط اسراییل در چاه آخرالزمان نتانیاهو
خلاصه آنکه میراث سیاسی لینزی گراهام را میتوان در نقطه تلاقی سه جریان بررسی کرد: سیاست قدرتمحور آمریکا، حمایت راهبردی از اسراییل و نفوذ الهیات محافظهکارانه انجیلی. برای حامیانش، او مدافع ارزشهای آمریکایی و متحدان این کشور بود. این ترکیب، گراهام را به یکی از نمادهای پیوند میان سیاست آمریکا، صهیونیسم مسیحی و رویکرد تقابلی در برابر ایران در دهههای اخیر تبدیل کرد.
انتهایپیام/
0 بازدید
منبع اصلی ↗