سیاسی ·

علی میرسپاسی و گذر از «افسانه ملی حقارت» و چرخه عقب ماندگی/ بازخوانی مدرنیته ایرانی / چرا باید پرسش تاریخی ایرانیان تغییر کند؟

پس چه اتفاقی افتاد؟ روایتی متعادل و حتی مثبت، در گذر زمان- به‌ویژه از دوران پهلوی به بعد- به «افسانه‌ی ملی حقارت» تبدیل شد. و هرچه بیشتر تکرار شد، ما را بیشتر در «لحظه‌ی عباس‌میرزایی» حبس کرد: لحظه‌ای ابدی از پرسیدن «چرا عقب ماندیم؟» بدون یک قدم حرکت به جلو. نکته‌ی اصلی برای میرسپاسی این نیست که آیا آن گفت‌وگو رخ داد یا نه. پرسش او عمیق‌تر است: چگونه یک روایت تاریخی به ابزار بازتولید مداوم احساس حقارت تبدیل می‌شود؟ آن هم درباره‌ی مردی که در عمل سیاسی‌اش- اعزام محصلان به اروپا، اصلاح ارتش، و بنیان‌گذاری راه‌های نوسازی- نمونه‌ی کنشگری خردمندانه بود، نه انفعال.
پس چه اتفاقی افتاد؟ روایتی متعادل و حتی مثبت، در گذر زمان- به‌ویژه از دوران پهلوی به بعد- به «افسانه‌ی ملی حقارت» تبدیل شد. و هرچه بیشتر تکرار شد، ما را بیشتر در «لحظه‌ی عباس‌میرزایی» حبس کرد: لحظه‌ای ابدی از پرسیدن «چرا عقب ماندیم؟» بدون یک قدم حرکت به جلو. نکته‌ی اصلی برای میرسپاسی این نیست که آیا آن گفت‌وگو رخ داد یا نه. پرسش او عمیق‌تر است: چگونه یک روایت تاریخی به ابزار بازتولید مداوم احساس حقارت تبدیل می‌شود؟ آن هم درباره‌ی مردی که در عمل سیاسی‌اش- اعزام محصلان به اروپا، اصلاح ارتش، و بنیان‌گذاری راه‌های نوسازی- نمونه‌ی کنشگری خردمندانه بود، نه انفعال.