سیاسی ·

میراثِ خامنه‌ای کبیر...

دنیا عادت کرده قدرت را با عدد و رقم بسنجد؛ با مقدار پول، تعداد موشک یا جایگاه‌های سیاسی. اما حقیقتی هست که هیچ فرمول مادی‌ای آن را نمی‌فهمد: «قدرت معنویت». این همان جدال ابدی میان «ماده» و «معنا» است …
دنیا عادت کرده قدرت را با عدد و رقم بسنجد؛ با مقدار پول، تعداد موشک یا جایگاه‌های سیاسی. اما حقیقتی هست که هیچ فرمول مادی‌ای آن را نمی‌فهمد: «قدرت معنویت». این همان جدال ابدی میان «ماده» و «معنا» است که در آن، معنا بر ماده چیره می‌شود. امام شهید، در واقع یک سفر بود؛ سفری که از امیرکبیر و امام خمینی شروع شد تا به حقیقت ولایت برسد. خامنه‌ای کبیر دنبال تمدنی بود که در آن، علم و قدرت، نه به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان ابزاری برای دفاع از «حق» و مظلومان زمین باشد. ایشان در سکوت شب‌های عبادت و در غوغای میدان، ایران را به قله برد تا ثابت کند ایمان، بالی است برای پرواز به سوی «مطلق»، نه زنجیری برای پیشرفت. وقتی پیکر مطهر سیدالشهدای جبهه مقاومت و ایران در جوار حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به خاک سپرده شد، دنیا چیزی دید که هیچ حساب‌وکتابی نمی‌توانست پیش‌بینی کند. آن تشییع، فقط یک مراسم سوگواری نبود؛ «تجلی و حضورِ» یک حقیقت بود که در پهنه زمین جاری شد. از تهران و قم و مشهد تا نجف و کربلا؛ و حتی مراسم بزرگداشت امام شهیداز لبنان و یمن تا پاکستان و افغانستان؛ و حتی دورترین نقاط آفریقا و اروپا وآمریکای لاتین! این همه حضور، گواهی بر این بود که ما با یک شخصیت سیاسی روبه‌رو نبودیم، بلکه با یک «مرجعیت دل‌ها» مواجه بودیم. قدرت سیاسی با مرگ می‌میرد، اما مرجعیت دل‌ها در شهادت، به مقام «تعالی» می‌رسد و جاودانه می‌شود. امام شهید با هر قدمش در مسیر مقاومت، دلی را به دست آورد و پیوندی زد که بعد از شهادتش، در قالب اشک میلیون‌ها انسان جاری شد.