خبری ·

محمد رسولی: آقا نخستین زایر این اربعین شد

محمد رسولی در آیین اربعین حسینی در تهران، سروده حماسی تازه خود را تقدیم سیدالشهدا، رهبر شهید و مردم مبعوث کرد.
فرهنگی به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمد رسولی؛ شاعر نام آشنا و آیینیِ کشورمان، که سروده‌های انقلابی و حماسی‌اش برای رهبرِ عزیزِ شهید و امتِ مبعوث‌شده، در 5 ماه گذشته نقل محافل و مجالس و خیابان‌ها و میادین شهرهای ایران بود، امروز در اربعین حسینی در پایتخت هم، با سروده‌اش حماسه‌سازی کرد و مردم را دوباره به شور آورد. سروده جدیدش درباره اربعین را می‌خوانید: ما ملت عشقیم، از نسل حسینیم در آرزوی لحظه‌ی وصل حسینیم همچون نسیم آزاد، در هر سرزمینیم با یکدگر طوفانِ روز اربعینیم شکر خدا که فرصت پرواز باقی است این اربعین‌های تمدن‌ساز باقی است از اربعین گفتم دلم لرزید ناگاه از اربعین آغاز شد سیر الی الله ای اربعین تو چیستی تو از کجایی؟ ای اربعین رویای موکب‌دارهایی؟ من در هوای تو سبکبالم، رهایم هر موکبت حس حرم دارد برایم ما با ملایک در مسیرت هم‌نشینیم خدمتگزار زایران اربعینیم اینجا فراتر از همه وابستگی‌هاست بالاترین لذت در این جا خستگی‌هاست این جاده از بس غرقِ نور و شور رستخیز است جامانده‌اش هم مثل زوارش عزیز است در بین مهمانان او ناخوانده‌ای نیست اصلا به راه اربعین جامانده‌ای نیست این ره زمینی نیست، راه آسمان است هرکس دلش آنجاست جزو زایران است این راه را با پا نه، باید رفت با دل در این سفر مطرح نباشد بُعد منزل با خاک پای زایرانش آشناییم دلداده‌ی راه نجف تا کربلاییم نادیده ها را می‌توان آنجا عیان دید آنجا قیامت را به خوبی می‌توان دید آنجا یقینا محشر روی زمین است عالم ببیند این سپاه اربعین است دنیا بداند خون این لشگر به جوش است این جمعیت، دریای در حال خروش است مجنونِ صحراگرد و مدهوشانِ عشقیم رختِ عزا بر تن، کفن‌پوشانِ عشقیم . هر اربعین راهیِ میقات‌الحسینیم پرچم به دوشِ یا لثارات‌الحسینیم هر لحظه در راهیم، در حال عبوریم از خون ثارالله دنبال ظهوریم نام حسین (ع) آموزگار رستگاری ‌است خونش هزار و چارصد سال است جاری است عطر قیامش در دل تاریخ پخش است آزادگان را خون او الهام‌بخش است شکر خدا در نزد زهرا (س) روسپیدیم این اربعین خونخواه آقای شهیدیم او در دل ما موج غیرت را برانگیخت آن خون پر‌ آوازه امت را برانگیخت خونی که سوگش هم سراپا اشتیاق است جان مایه‌ی پیوند ایران و عراق است ما مرزهای بی‌هویت را شکستیم از کربلا رو به طریق‌القدس هستیم آقای ما فرمانده اهل یقین بود او رهبر جا مانده‌های اربعین بود . بابای کودک‌های میناب است آقا امروز در آغوش ارباب است آقا او قافله‌سالار اصحاب‌الیمین شد آقا نخستین زایر این اربعین شد برخاست این امت به فتوای قیامش ماییم و عهدِ خون برای انتقامش این اربعین در هر قدم همراه اوییم تا جان به تن داریم ما خونخواه اوییم در باور این خاک حسی مشترک شد او غایتِ «یا لیتنا کنا معک» شد سوگش نفس‌های مرا محبوس کرده خونش ولی این قوم را مبعوث کرده نامش دلیل امتداد ملت ماست مشتِ گره کرده، نماد ملت ماست او سال‌ها از عزت این سرزمین گفت او تا دم آخر به مردم این چنین گفت: ای مردم ایران شما تاریخ‌سازید الحق که در هر امتحانی سرفرازید مردم شما کوهید! پس محکم بمانید هر آنچه پیش آمد کنار هم بمانید آن‌ها که از این راز آگاهند مردم ما را کنار هم نمی‌خواهند مردم آن‌ها پی وا کردن راهند اینجا از آن سر دنیا چه می‌خواهند این‌جا؟ آن‌ها نمی‌خواهند پیمانی بماند دیگر نه ایرانی، نه «ایرانی» بماند آن‌ها چه می‌خواهند؟ از خود خسته باشیم دعوا سر این است ما وابسته باشیم دعوا سر این است از اینجا نرفتیم ما زیر بار زورگویی ها نرفتیم دعوا سر تاریکی و نور است مردم پا پس کشیدن از شما دور است مردم هیهات! در آغوش نامحرم بیفتیم دشمن چه می‌خواهد؟ به جان هم بیفتیم فردای ما جز حاصل امروز ما نیست غیر از خود ما هیچ کس دل‌سوز ما نیست این پرچم ایران! سر دوشش بگیرید مانند جانِ خود در آغوشش بگیرید آوازه‌ی تاریخ ایران را ببینید هر جا که ره گم شد، شهیدان را ببینید از خون‌شان سنگ محک داریم مردم ما دشمنانی مشترک داریم مردم ای هم‌وطن! فردای ایران را بغل کن بیگانه هرچه گفت بر عکسش عمل کن ای همرهان! ما قله را در پیش داریم ما گوش بر امر امام خویش داریم . او بیشتر از ما به فکر انقلاب است هر آنچه او گوید همان فصل‌الخطاب است هیهات! برداریم دست از این حمایت این بود پیمان شهیدان با ولایت مردم خدا با ماست در هر امتحانی تنها به شرطی که تو هم با او بمانی ما بارها دیدیم دل‌ها را تکان داد در تنگناها قدرت خود را نشان داد در وعده‌هایش هیچ تردیدی نداریم غیر از خدا ما هیچ امیدی نداریم ما با خدا پیروز این پیکار هستیم حتی به موشک‌های‌ خود هم دل نبستیم او صفر را در لحظه تا صد می‌رساند او موشک ما را به مقصد می‌رساند ما مطمینیم آیه‌های نصر با ماست مردم در این میدان امام عصر با ماست این راه را بی‌اذن و امدادش نرفتیم یک لحظه هم ای مردم از یادش نرفتیم ما با حسین بن علی (ع) سوگند خوردیم ما دل به عطر چادر زهرا (س) سپردیم آن نام که بر اهل عالم سروری کرد هرجا گره افتاد زهرا (س) مادری کرد ما ریشه در خاکیم و سر در آسمانیم سرویم و غیر از ایستادن را ندانیم شیطان بکوبد روز و شب بر طبلِ جنگش آیینه‌ی ما را نخواهد دید سنگش در حسرت ایران بچرخد تا بچرخیم این گوی و این میدان بچرخد تا بچرخیم ما چشم‌مان بر صحنه‌ی این کارزار است ما چرخ‌مان از جنس چرخ ذوالفقار است ما برنمی‌تابیم رسم حق‌خوری را ایران نمی‌فهمد زبان قلدری را آن‌ها نمی‌دانند معنای وطن چیست ‌در‌ مسلکِ ایرانیان زانو زدن نیست ما هم‌چنان بر عهد دیرین استواریم این خوش‌خیالان را به زانو دربیاریم گویا نمی‌دانند ایران است اینجا عفریته‌ها! ملک سلیمان است اینجا ای بی‌خبر از رازهای این زمانه این‌بار هم در خواب دیدی پنبه‌‌دانه نشناختی ما را و در این جهل ماندی تاریخ را یک بار هم از رو نخواندی تاریخ ما گویای عزم ماست ملعون عصر حجر تاریخ آمریکاست ملعون با ضرب موشک‌های بی‌ترمز بسوزی در تنگنای ترمز هرمز بسوزی نامی از ایران ظاهرا بردی دوباره ای بی‌خرد گویا شکر خوردی دوباره ما را از آب و برق می‌ترسانی ابله؟ آیا گمان کردی که تو می‌مانی ابله؟ از برق گفتی؟ بی‌ خبر! ما رعد و برقیم کشتی رویای تو را ما موج غرقیم بی‌آبرو آب از سر ایران گذشته است بمب اتم این ملت از جان گذشته است ما آهنین عزمیم، در آتش نسوزیم باید دهان یاوه‌گویت را بدوزیم یابن الدعی؛ ابلیس نام دیگر توست گرگ جزیره زوزه‌های آخر‌ توست این نسل خواهد دید تیپا خوردنت را با حسرت تسلیم ایران، مردنت را پایان بگیرد این غرورت با حقیری فرعون دورانی و با خفت بمیری تاریکی و نکبت جهانت را بگیرد ایران باذن الله جانت را بگیرد تاریخ ما پر شور باشد ماجرایش ایران تو را له می‌کند در زیر پایش تاریخ را از فصل فردا می‌نویسیم پایان این افسانه را ما می‌نویسیم انتهای پیام/