خبری ·

داستان نبرد یک فرمانده با تانک‌ها

علی موحددانش می‌گفت ما در شلمچه هرچه گلوله آر.پی.جی به‌طرف تانک‌های عراقی شلیک می‌کردیم، اثر نمی‌کرد. من تفنگم را زیر این دستم که قطع بود، می‌انداختم و بعد ضامن نارنجک را با دندان خارج می‌کردم و آن را توی تانک می‌انداختم و بلافاصله خودم پایین می‌پریدم.
علی موحددانش می‌گفت ما در شلمچه هرچه گلوله آر.پی.جی به‌طرف تانک‌های عراقی شلیک می‌کردیم، اثر نمی‌کرد. من تفنگم را زیر این دستم که قطع بود، می‌انداختم و بعد ضامن نارنجک را با دندان خارج می‌کردم و آن را توی تانک می‌انداختم و بلافاصله خودم پایین می‌پریدم.