خبری ·

سقوط از درون؛ فرار متخصصان و سلطه فرصت‌طلبان مرثیه مرگ را می‌خواند / بی‌تفاوتی و پنهان‌کاری سازمان را از درون تهی می‌کند

«آغوش مرگ» در سازمان‌ها، نام شاعرانه یک واقعیت خشن است: لحظه‌ای که نهاد دیگر برای نابودی خود به دشمن بیرونی نیاز ندارد. هرکس، برای حفظ خود، رفتاری عقلانی در پیش می‌گیرد: متخصص می‌رود، فرصت‌طلب بهره می‌برد، بی‌تفاوت عقب می‌کشد، اصلاح‌گر هشدار می‌دهد و فرسوده می‌شود. اما حاصل جمع این عقلانیت‌های فردی، نوعی جنون جمعی است: مرگ آرام نهاد.
«آغوش مرگ» در سازمان‌ها، نام شاعرانه یک واقعیت خشن است: لحظه‌ای که نهاد دیگر برای نابودی خود به دشمن بیرونی نیاز ندارد. هرکس، برای حفظ خود، رفتاری عقلانی در پیش می‌گیرد: متخصص می‌رود، فرصت‌طلب بهره می‌برد، بی‌تفاوت عقب می‌کشد، اصلاح‌گر هشدار می‌دهد و فرسوده می‌شود. اما حاصل جمع این عقلانیت‌های فردی، نوعی جنون جمعی است: مرگ آرام نهاد.