خبری ·

«محمدرضا» خانه را وقف امام حسین کرد؛ مادر، وقف آقای ایران

تر و تمیزش کرده‌اند، مثل دسته‌گل. جارو شده و دستمال کشیده؛ مثل همان وقتی که محمدرضا برای اولین بار حسینیه‌اش کرده بود. شیشه‌ها برق افتاده، پشتی‌ها مرتب شده. مادر شربت آماده کرده و گفته همه بچه‌ها و در…
تر و تمیزش کرده‌اند، مثل دسته‌گل. جارو شده و دستمال کشیده؛ مثل همان وقتی که محمدرضا برای اولین بار حسینیه‌اش کرده بود. شیشه‌ها برق افتاده، پشتی‌ها مرتب شده. مادر شربت آماده کرده و گفته همه بچه‌ها و در و همسایه‌ها توی یخچالشان یخ بگذارند؛ هوا گرم است؛ مهمان‌ها از راه دور می‌رسند؛ تشنه‌اند.