اقتصادی
·
روایت پدر از شهادت دختر دانشآموزش/ سوگند را از پیکر نیمهسوختهاش شناسایی کردیم/ موقع رفتن به دخترم گفتم: «عجله نکن!»
اقتصادنیوز: «آخرین جملهای که آن شب به سوگند گفتم این بود: "بابا، عجله نکن. امشب همینجا بمانید؛ حسن هم صبح از اینجا سر کار برود، من خودم شما را به خانه میرسانم." اما گفت: "نه، حسن مسافر دارد و باید صبح زود آنها را سوار کند و به شرکت ببرد."
اقتصادنیوز: «آخرین جملهای که آن شب به سوگند گفتم این بود: "بابا، عجله نکن. امشب همینجا بمانید؛ حسن هم صبح از اینجا سر کار برود، من خودم شما را به خانه میرسانم." اما گفت: "نه، حسن مسافر دارد و باید صبح زود آنها را سوار کند و به شرکت ببرد."
0 بازدید
منبع اصلی ↗