خبری
·
روایت نجاری که دنیا را با ذهنش میسازد
هنوز چند دقیقهای از ورود به کارگاه نگذشته که بوی چوب گردو و راش همه فضا را پر میکند. صدای اره، رنده و سنباده لحظهای قطع نمیشود. میان هیاهوی دستگاهها، مرد جوانی آرام ایستاده؛ نه چشمهایش چیزی را میبیند و نه دستانش مانند گذشته توان همراهی دارند، اما انگار همه چیز را بهتر از دیگران میشناسد.
هنوز چند دقیقهای از ورود به کارگاه نگذشته که بوی چوب گردو و راش همه فضا را پر میکند. صدای اره، رنده و سنباده لحظهای قطع نمیشود. میان هیاهوی دستگاهها، مرد جوانی آرام ایستاده؛ نه چشمهایش چیزی را میبیند و نه دستانش مانند گذشته توان همراهی دارند، اما انگار همه چیز را بهتر از دیگران میشناسد.
0 بازدید
منبع اصلی ↗