جهان
·
درباره بیانیه حزب اتحاد ملت؛ به نام صلح، علیه ایران
آمریکا به ایران حمله میکند و حزب اتحاد ملت برای جمهوری اسلامی بیانیه صلح مینویسد!
سیاسی
مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم؛ میز سیاست و جامعه ـ اگر بخواهیم بیانیه اخیر حزب اتحاد ملت را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت: آمریکا به ایران حمله میکند و ایرانیان جان میبازند و زیرساختهای کشور آسیب میبیند، اما متهم اصلی باز هم جمهوری اسلامی است که چرا به اندازه کافی خویشتندار، آرام، مودب و دیپلماتیک رفتار نمیکند! در جهان ذهنی نویسندگان این بیانیه، ظاهراً موشکهای آمریکایی نیز نوعی پیام دیپلماتیک هستند که تهران باید با لبخند، سعهصدر و مراقبت از تصویر بینالمللی خود به آنها پاسخ دهد.
بیانیهنویسان پس از موعظههای متعدد خطاب به حاکمیت ایران، بالاخره با لحنی گذرا حملات جدید آمریکا را محکوم میکنند؛ گویی برای رعایت توازن متن ناچار شدهاند در انتهای بیانیه یک جمله نیز علیه متجاوز بنویسند. اما تمام درخواستها، هشدارها، نگرانیها و فرمانهای اخلاقی بیانیه متوجه ایران است. از آمریکا خواسته نمیشود حملات خود را متوقف کند، خسارت بپردازد، تضمین امنیتی بدهد، عاملان تجاوز را محاکمه کند یا حق حاکمیت ایران را به رسمیت بشناسد. حتی از واشنگتن خواسته نمیشود به همان تفاهمنامهای که حزب آن را تا مرز یک متن مقدس بالا برده است، وفادار بماند.
در منطق این بیانیه، آمریکا گویی یک پدیده طبیعی است که مانند سیل، زلزله یا گردباد میآید، حمله میکند و میرود؛ و همانند پدیدههای طبیعی که مسیولیتی ندارند، کسی هم از آمریکا نباید انتظار مسیولیتپذیری داشته باشد! از نگاه آنها مهم نیست که در این دو سال چه اتفاقاتی افتاده؛ در هرحال این ایران است که باید عاقلانهتر رفتار کند، خویشتندارتر باشد، واکنش شتابزده نشان ندهد، تنگه هرمز را ناامن نکند، تصویر خود را خراب نکند و فرصت دیپلماسی را از بین نبرد. گویا نه با یک دولت متجاوز، بلکه با شرایط نامساعد جوی مواجهیم!
این الگو البته تازه نیست. سالهاست هرگاه آمریکا تحریم میکند، تهدید میکند، ترور میکند یا از حمله به ایران پشتیبانی میکند، جماعتی در داخل به جای نوشتن بیانیه خطاب به کاخ سفید، برای جمهوری اسلامی نسخه میپیچند. یک بار نشد مخاطب اصلی بیانیهشان رییسجمهور آمریکا باشد. یک بار نشد با همان لحن تند و پرحرارتی که درباره تندروهای داخلی سخن میگویند، از جنگطلبان واشنگتن نام ببرند. ظاهراً در قاموس سیاسی آنان، مطالبهگری فقط از تهران مجاز است و مطالبهگری از آمریکا نوعی بیادبی دیپلماتیک به شمار میرود.
دگماتیسم سیاسی به جای فهم ابزاری از توافق، آن را مقدس میپندارد
مشکل بنیادین دیگر بیانیه، فهم ارزشمحور و تقریباً قدسی آن از توافق است. نویسندگان چنان از «صیانت از تفاهمنامه» سخن میگویند که گویی توافق، فینفسه دارای فضیلت اخلاقی است؛ صرف امضا شدنش آن را به دستاوردی واجبالحفظ تبدیل میکند و هرکس درباره نتیجه، هزینه یا تعهدات آن سوال کند، دشمن صلح و همکار اسراییل است.
در حالی که توافق در سیاست بینالملل نه مقدس است و نه ذاتاً مطلوب. توافق فقط یک ابزار است؛ همانگونه که مذاکره، فشار سیاسی، بازدارندگی نظامی و حضور میدانی ابزارند. ارزش هر توافق به این بستگی دارد که چه چیزی میدهد، چه چیزی میگیرد، چه تضمینهایی دارد، چه تهدیدهایی را رفع میکند و در صورت نقض آن، چه سازوکاری برای احقاق حقوق کشور پیشبینی شده است.
میدان نیز دقیقاً همین وضعیت را دارد؛ میدان نه بت است و نه شر مطلق. گاهی دیپلماسی بدون قدرت میدانی به خواهشنامه تبدیل میشود و گاهی اقدام میدانی بدون محاسبه سیاسی، هزینهزا خواهد بود. سیاستمدار عاقل از هر دو متناسب با موقعیت استفاده میکند. اما اعضای اتحاد ملت با ساختن دوگانهای کودکانه میان دیپلماسی خوب و میدان بد، عملاً میخواهند یکی از مهمترین پشتوانههای مذاکره ایران را از آن بگیرند و اگر چنین نتیجهای آگاهانه در پازل دشمن نباشد، حداقل به طور غیرمستقیم به آنها کمک میکند.
آیا آمریکا بدون مشاهده قدرت دفاعی، انسجام ملی و توان وارد کردن هزینه به متجاوز، حاضر به امضای تفاهمنامه شده است؟ خود بیانیه میگوید این سند محصول «ایستادگی شجاعانه رزمآوران» است. پس چگونه چند بند بعد، استفاده از ظرفیتهای بازدارنده تقریباً معادل بیعقلی، تحریکآفرینی و نابودی توافق معرفی میشود؟ اگر میدان، توافق را ساخته است، چرا حفظ حداقلی از اعتبار میدان باید دشمن توافق تلقی شود؟
صلحی که ایران را مقید و آمریکا را معاف میخواهد
برداشت نویسندگان از صلح نیز سطحی و تقلیلگرایانه است. آنان صلح را تقریباً مترادف با نبود جنگ و پرهیز از واکنش نظامی گرفتهاند. اما هر سکوتی صلح نیست. کشوری که زیر تهدید دایمی، تحریم، محاصره اقتصادی، عملیات خرابکارانه و حملات دورهای دشمنان قرار دارد، لزوماً در صلح به سر نمیبرد؛ حتی اگر در یک مقطع گلولهای شلیک نشود.
صلح واقعی نیازمند امنیت، توازن، احترام متقابل، رفع تهدید و تضمین عدم تجاوز است. اگر یک طرف آزاد باشد هر زمان که خواست حمله کند و طرف دیگر موظف باشد برای حفظ «فرصت دیپلماسی» واکنش نشان ندهد، نام این وضعیت صلح نیست؛ تعلیق یکطرفه حق دفاع است. صلحی که فقط ایران را مقید کند و آمریکا را از پاسخگویی معاف بداند، بیشتر به آرامشی شباهت دارد که مهاجم برای تجدید قوا میخواهد.
جمله «اصالت با صلح است» زیباست، اما سیاست خارجی با جملههای زیبا اداره نمیشود. پرسش این است که صلح با چه شرایطی، چه تضمینی و چه نسبتی با عزت، امنیت و استقلال کشور؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، تمجید انتزاعی از صلح ممکن است به پوششی برای پذیرش هر توافقی تبدیل شود؛ حتی توافقی که تنها فاصله میان دو حمله را افزایش دهد.
تصویر ایران را از رسانههای ضدایرانی دریافت نکنیم!
بیانیه با اطمینان میگوید از ایران تصویر کشوری «بحرانآفرین» به جهان مخابره شده و به همین خاطر اکنون باید رفتاری خاص در تنگه هرمز در پیش گرفت. اما معلوم نیست این داوری دقیقاً بر چه اساسی صورت گرفته است. کدام افکارسنجی جهانی؟ کدام گزارش معتبر؟ کدام تغییر مشهود در مواضع دولتها و رسانهها؟
اگر مبنای تحلیل، رسانههای غربی و آمریکایی است، اتفاقاً باید پرسید چرا باید ساخت تصویری را که رسانههای وابسته به طرف متجاوز تولید میکنند، معیار تصمیم امنیتی ایران قرار داد؟ همان رسانههایی که سالها عملیات نظامی آمریکا را «دفاع از نظم جهانی» و واکنش ایران را «تنشزایی» نامیدهاند، طبیعتاً هر استفاده ایران از ابزارهای بازدارنده را نیز بحرانآفرینی خواهند خواند.
ایران نباید برای کسب نمره اخلاق از رسانههای واشنگتن و لندن، امنیت خود را معامله کند. تصویر بینالمللی مهم است، اما جای واقعیت قدرت، منافع ملی و محاسبات امنیتی را نمیگیرد، وگرنه از تصویر جهانی آمریکا و رژیم صهیونیستی، سیاهتر در جهان وجود ندارد و اگر قرار بود تصویر، تاثیری بر فضای مناسبات بینالملل داشته باشد، حتما برای این دو رژیم در اولویت بود. عجیب است که نویسندگان بیانیه نسبت به تصویر ایران در نگاه رسانههای خارجی چنین حساساند، اما نسبت به تصویری که از آمریکا بهعنوان یک متجاوز بیهزینه ساخته میشود، هیچ نگرانی ندارند.
منافع ملی یا منافع حزب اتحاد ملت؟
حزب اتحاد ملت دایماً از توافق سخن میگوید، اما هیچگاه روشن نمیکند توافق مطلوبش دقیقاً چه ویژگیهایی دارد. چه تعهداتی باید بر عهده آمریکا باشد؟ تحریمها چگونه و در چه زمانی رفع شوند؟ تضمین عدم حمله چیست؟ تکلیف خسارتهای جنگ چه میشود؟ اگر واشنگتن توافق را نقض کرد، پاسخ ایران چه باید باشد؟
مهمتر از همه، این جریان هیچوقت نمیگوید به چه توافقی راضی نیست. خط قرمز آنها کجاست؟ آیا توافقی که توان دفاعی ایران را محدود کند قابل پذیرش است؟ آیا توقف برنامههای راهبردی در مقابل وعدههای مبهم کافی است؟ آیا رفع موقت بخشی از تحریمها میتواند خسارتهای انسانی، اقتصادی و امنیتی تجاوز را جبران کند؟
وقتی کسی فقط میگوید «توافق را حفظ کنید»، اما درباره محتوای توافق سکوت میکند، در واقع حفظ توافق را بر حفظ منافع ملی مقدم دانسته است. در این نگاه، توافق خوب نیست چون منافع ایران را تامین میکند؛ منافع ایران باید طوری تعریف شوند که با حفظ توافق سازگار باشند.
در گفتمان شبهروشنفکری ایران همیشه به واشنگتن بدهکار است
شگفتآورترین بخش بیانیه آن است که در جنگی که بنا بر متن خود بیانیه، آمریکا حملات تازهای علیه ایران انجام داده، تقریباً همه مطالبات متوجه جمهوری اسلامی است. ایران باید خویشتندار باشد، ایران باید از ظرفیت تنگه هرمز استفاده نکند، ایران باید مخالفان داخلی توافق را مهار کند، ایران باید تصویر خود را حفظ کند و ایران باید راه دیپلماسی را ادامه دهد.
اما آمریکا چه؟ هیچ. مهاجم ظاهراً تکلیفی ندارد. نه باید تضمین بدهد، نه باید پاسخگو باشد، نه باید خسارت بپردازد و نه حتی باید بابت نقض تفاهمنامه هزینه سیاسی تحمل کند. این همان سیاستورزی عجیبی است که همیشه برای دست بسته ایران توصیه دارد، اما برای مهار دست مسلح دشمن پیشنهادی ارایه نمیکند.
بیانیه اتحاد ملت، در واقع سند نگرانی از قدرت ایران است. به روشنی نویسندگان از واکنش ایران بیشتر میترسند تا از تجاوز آمریکا؛ از بسته شدن احتمالی تنگه هرمز بیشتر نگراناند تا از باز ماندن دست متجاوز؛ و از تضعیف یک تفاهمنامه بیشتر هراس دارند تا از تضعیف حق دفاع مشروع کشور.
صلح شرافتمندانه با انکار متجاوز به دست نمیآید. دیپلماسی نیز بدون بازدارندگی، ضمانت و خط قرمز، نام دیگری برای امید بستن به حسن نیت دشمن است. دفاع از ایران یعنی هم مذاکره را در جای خود به کار گرفت و هم اجازه نداد دشمن مطمین شود که پس از هر حمله، نخستین بیانیههای سرزنشآمیز نه علیه او، بلکه علیه مدافعان ایران صادر خواهد شد.
اتحاد ملت بهتر است پیش از دعوت جمهوری اسلامی به خویشتنداری، یک بار هم آمریکا را به توقف تجاوز دعوت کند؛ شاید آن وقت بتوان باور کرد مسیله واقعاً صلح است، نه خلع اراده ایران در برابر دشمن.
انتهای پیام/
4 بازدید
منبع اصلی ↗