ورزشی ·

از انتظار تا وداع؛ زینب را پیدا کردم!

همه امیدش به این بود که دخترش هنوز زیر آوار زنده باشد؛ به همین دلیل تا غروب آن روز تلخ حتی حاضر نشد افطار کند. اما جست‌وجو از میان آوارها تا سردخانه‌های میناب، سرانجام او را به پیکری رساند که از روی روپوش سبزرنگ و جوراب‌های آشنا، دخترش «زینب» را شناخت. مادری که امروز، با روایت لحظه‌به‌لحظه آن جست‌وجوی جانکاه، از داغی می‌گوید که هرگز از خاطرش پاک نخواهد شد.
همه امیدش به این بود که دخترش هنوز زیر آوار زنده باشد؛ به همین دلیل تا غروب آن روز تلخ حتی حاضر نشد افطار کند. اما جست‌وجو از میان آوارها تا سردخانه‌های میناب، سرانجام او را به پیکری رساند که از روی روپوش سبزرنگ و جوراب‌های آشنا، دخترش «زینب» را شناخت. مادری که امروز، با روایت لحظه‌به‌لحظه آن جست‌وجوی جانکاه، از داغی می‌گوید که هرگز از خاطرش پاک نخواهد شد.