جهان ·

گسست از جغرافیای ترس

در روزهایی که پهپادهای یمنی حریم اسراییل را می‌شکنند و پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه زیر آتش مقاومت می‌لرزند، گفتمان «مقاومت» دیگر تنها یک تاکتیک نظامی نیست، بلکه به مثابه منظومه‌ای تمدنی، از قلب …
در روزهایی که پهپادهای یمنی حریم اسراییل را می‌شکنند و پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه زیر آتش مقاومت می‌لرزند، گفتمان «مقاومت» دیگر تنها یک تاکتیک نظامی نیست، بلکه به مثابه منظومه‌ای تمدنی، از قلب ایران اسلامی معادلات قدرت را دگرگون ساخته است. امروز جهان شاهد بلوغ گفتمانی است که «ایران اسلامی» را نه یک کشور، که دال مرکزی جبهه‌ای تاریخی-تمدنی تثبیت کرده است. گفتمانی که نخستین و بزرگ‌ترین دستاوردش گسست از «جغرافیای ترس» بود؛ همان ترسی که روزگاری ابرقدرت‌ها را شکست‌ناپذیر جلوه می‌داد و اکنون در برابر اراده ملتی فرو ریخته که امنیت را نه از مسیر سازش، که از گذرگاه ایستادگی جست‌وجو می‌کند. مقاومت امروز دیگر فقط راهبرد بقا نیست، راهبرد تعالی و الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌خواه جهان است؛ روایتی که تحلیلگران بین‌المللی را واداشته در فهم جدیدی از نظم جهانی، جایگاهی بی‌بدیل برای ایرانِ برآمده از دل مقاومت قایل شوند. این همان حقیقتی است که دشمن قصد شکستنش را داشت، اما نتوانست و نخواهد توانست. در سپهر سیاسی ایران و جهان اسلام، واژه‌ای به‌سان «مقامت» تنها یک واکنش تدافعی یا یک رفتار نظامی نیست، بلکه گفتمانی است جامع، همه‌جانبه و فراگیر که مفاهیمی چون امنیت، عزت، هویت، ایمان، دشمن‌شناسی، ایستادگی و استقلال را در خود تنیده است. دالِ مرکزی این گفتمان، «ایران اسلامی» به‌مثابه یک موجودیت معنوی-تاریخی-تمدنی و دارای حق دفاع و بقاء است. این دالِ مرکزی، نه تنها چارچوب معنایی مقاومت را مشخص می‌کند، بلکه تمامی نشانه‌های پیرامون خود را در یک منظومه گفتمانی معنادار سازمان می‌دهد. نخستین تحولی که گفتمان مقاومت پدید آورد، گسست از «جغرافیای ترس» بود.