خبری ·

دعوتیدبه زیـارت رقیه خاتون

تو را چه بنامم، که ناب‌تر از شبنم‌های صبح‌گاه بر گلبرگ تاریخ نشسته‌ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج‌وار، همه دل‌ها را به تلاطم درآورده است. تو را چه توصیف کنم که بیش از سرِ بهار در آغوش…
تو را چه بنامم، که ناب‌تر از شبنم‌های صبح‌گاه بر گلبرگ تاریخ نشسته‌ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج‌وار، همه دل‌ها را به تلاطم درآورده است. تو را چه توصیف کنم که بیش از سرِ بهار در آغوش بابا، طعم زندگی را نچشیدی و مانند او، غریبانه از غربت این غریبستان خاکی بارِ سفر بستی. پس سلام بر تو، روزی که به عالم خاکی گام نهادی و روزی که به افلاک پر کشیدی.