خبری ·

اینجا ایران است…

کوچه‌های شهر پر است از عطر ایمان،مردمی روزه‌دار، با دلی گرم‌تر از آفتاب ، قدم در خیابان گذاشته‌اند، تا نام 🇮🇷ایران🇮🇷 را، بلندتر از همیشه فریاد کنند. جوانان دهه‌ی هشتاد… نسلی از تبار آتش و امید، پرچم ب…
✍️فاطمه غلامی کوچه‌های شهر پر است از عطر ایمان،مردمی روزه‌دار، با دلی گرم‌تر از آفتاب ، قدم در خیابان گذاشته‌اند، تا نام 🇮🇷ایران🇮🇷 را، بلندتر از همیشه فریاد کنند. جوانان دهه‌ی هشتاد… نسلی از تبار آتش و امید، پرچم بر دوش، و غرور در نگاه، می‌بارند بر خیابان‌ها چون بارانی از غیرت. هوا سرد است، باران می‌بارد، اما دستان یخ‌زده‌شان، پرچم را رها نمی‌کند… انگار گرمای عشق به وطن، از درونشان می‌جوشد. کمی آن‌سوتر، جوانی، تصویر امام شهید را بر سینه‌اش فشرده .... چنان که گویی تمام تاریخ، در آغوش او زنده است. و دختری کوچک، هنوز نه ساله، دست در دست مادر، پرچمی بزرگ‌تر از قامتش را به دوش می‌کشد... با لبخندی که یعنی من ادامه‌ی همان راه‌ام… اینجا ایران است…🇮🇷🇮🇷🇮🇷 سرزمینی که خاکش با خون شهیدان آغشته، اما هنوز از دل همین خاک، گل امید می‌روید و آسمانش از دعا روشن است. اینجا، ملتی ایستاده است ،یک‌دل، یک‌صدا، بی‌هراس از باد و باروت، که می‌گویند: ما زنده‌ایم، تا ایران بماند.🇮🇷🇮🇷 و در میان صدای گام‌ها و شعارها،زمین می‌لرزد از غیرت این مردم. هر پرچم در دست دختری، هر نگاه در چشمان پسری، روایتی‌ست از عشق… عشقی به وطن، که هیچ دشمنی حریفش نیست.